یاران مهدی(عج) در زمان غیبت چه کسانی هستند؟/ نقش خضر نبی(ع) در دوران غیبت

پایگاه ۵۹۸: «یاران مهدی در زمان غیبت آن قدر فراوانند که نه ما آن ها را می شناسیم و نه از کار و وظایفشان باخبریم; اما به هر حال اخبار و احادیث اسلامی به نام فرد و یا گروه و طبقه خاصی به عنوان یاران مهدی در عصر غیبت اشاره کرده اند که به شناسایی یکی از این چهره های مقدس می پردازیم.»(۲)

حضرت خضر علیه السلام همنشین و مونس امام مهدی (عج)

خضر علیه السّلام از امراى ارتش ذى القرنین و از ابناى ملوک و شاهزاده بود و در پیش قراولان ارتش او قرار داشت که به کنار چشمه‌اى رسید و ماهى مرده‌اى داشت، خواست بشوید و بپزد و بخورد،ماهى که به آب اصابت کرد، بلافاصله زنده شد و به آب چشمه فرورفت و خضر که با لشکر ذى القرنین در طلب این آب بود،مسأله را فهمید و از آن آب سیر نوشید و برگشت.

ذى القرنین علّت تأخیر را جویا شد،او قضیه را بازگو کرد.ذى القرنین با سرعت تمام به آن‌جا آمدند که آن آب را بخورند،امّا هرچه جستند و این سو و آن سو دویدند،اثرى ندیدند . ذى القرنین برگشت و به خضر گفت:آن آب در تقدیر تو بوده است.(۳)

آیا خضر پیامبر بوده است؟

در اینکه آیا حضرت خضـر پیامبـری از پیامبـران و یا بنـده ای از بندگان صالح خـدا بـوده بحث و گفتگـوست. در بعضـی اخبار آمده است که خضر و ذوالقرنیـن پیامبر نبوده بلکه هر دو عالـم بـودند. اما بسیاری از علما به استناد برخـی آیات و روایات معتقـدند که حضـرت خضـر(ع) پیـامبـری از پیـامبـران خـدا بـوده است. علامه طباطبایی پـس از آنکه مسـاءله عالـم بـودن خضـر را مطـرح مـی کنـــد، بعد می فرماید:لکـن آیات نازل شده در قصه خضر و مـوسی ظاهر در ایـن است که وی پیامبر بوده است.و آنگاه اضافه مـی کنـد: آنچه که از روایات نبـوی و از طریق اهل بیت وارد شـده چنانکه محمد بـن عماره از امام صادق آورده به دست مـیآید که خضر پیامبری مرسل بـوده است که خداوند وی را به سـوی قومـش فرستاد. او نیز مردم را دعوت به تـوحید و اقرار به انبیا و رسل و کتابهای آسمانی نمود.(۴)

ویژگی‌های حضرت خضر علیه السلام

نام اصلـی وی خضر نبوده بلکه به خاطر صفاتـی که در او بـوده است به خضر معروف شده است .آنچه که از پیامبـر رسیـده نامـش بلیا بن ملکان عامر بن ارفخشد بن سام بـن نوح می باشد. (۵)

در روایات، ویژگی ها و صفات ایشان بیان شده است که برخی از آنها را ذکر می‌کنیم:

۱-امام رضاعلیه السلام فرمود: «حضرت خضرعلیه السلام از آب حیات نوشید. پس او زنده است تا نفخ صور دمیده شود».(۶)

۲- امام صادق‌علیه السلام فرمود: «خضرعلیه السلام بر هیچ تخته خشکیده‌ای نمی‌نشست مگر آنکه سرسبز می‌گشت و به همین جهت، خضر نامیده شد».(۷) همچنیـن گفته شـده که هر گاه به نماز مـی ایستاد اطرافـش سـرسبز مـی گشت.(۸)

۳-طریحی می‌نویسد: «خداوند به حضرت خضرعلیه السلام قدرت بسیار بالایی عطا کرد(۹) او فرمانده پیش‌قراولان لشکر ذوالقرنین بود».(۱۰)

۴- قرآن کریم هرچند آشکارا نام او را نبرده است، اما از او به عنوان عالم یاد کرده است. در سوره کهف در جریان ملاقات حضرت موسی‌علیه السلام با حضرت خضرعلیه السلام چنین آمده است: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً»(۱۱)؛ (در آنجا) بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که رحمت عظیمی از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.

۵-هرجا نامش برده شود، فوراً حاضر می‌گردد. امام رضاعلیه السلام می‌فرماید: «هرجا از او یاد شود، همان جا حاضر می‌شود. پس هر یک از شما به یاد او افتاد، بر او سلام کند».(۱۲)

۶-همه ساله در مراسم حج حضور دارد. امام رضاعلیه السلام می‌فرماید: حضرت خضرعلیه السلام همه ساله در مراسم حج حضور می‌یابد و تمام مناسک حج را نیز انجام می‌دهد و در عرفات، در کنار سایر حجاج خانه خدا می‌ایستد و به دعای مؤمنان آمین می‌گوید. (۱۳)

۷ـاز دیگر ویژگیهای حضرت خضـر(ع) ایـن است که هم به دیگران توصیه و اندرز می داده و هـم دنبال آن بـوده که از نصایح و گفته هـای بزرگـان و صـالحـان کمـال بهره و استفاده را ببرد.مثلا گاه می بینیـم که معصـومیـن (علیهم السلام) امثال امام صادق و امام باقر و امام زین العابدیـن علیهم السلام وصایای او را به مـوسـی و اندرزهای خضر را به دیگران برای ما نقل کرده اند. و گاهـی هـم روایت کرده اند که خضر به محضرشان مـی رفته و درخـواست نصیحت و تـوصیه مـی نموده .مثلا به امیرالمـومنیـن پیشنهاد کرد که مرا به کاری راهنمایـی کـن که اگر آن را انجام دهـم خداوند مرا از آتش جهنم نجات دهد.(۱۴)

حضرت خضر و اهل بیت علیهم السلام

بسیاری از روایات و احادیث دلالت دارنـد که حضـرت خضـر(ع) رابطه بسیار خـوبی با اهل بیت پیامبر(ص) داشته بلکه طبق فرمایـش امام رضا(ع) هر روز نزد معصـومیـن(ع) می رفته و عرض سلام مـی کرده است. همـو بـود که پـس از رحلت پیامبـر خـدا به در خانه اهل بیت آمده و به آنان تسلیت مصیبت رسول خدا را گفت و همو بـود که پـس از شهادت مولی المـوحـدیـن امیـرالمـومنیـن با شتاب در حالـی که لااله الاالله می گفت خـود را به در خانه علی رسانده و می گفت:خدای تو را رحمت کند ای اباالحسـن تـو اولیـن فردی بـودی که به اسلام گرویدی، و از نظر ایمان خالص تریـن آنها، و از همه یقینت به خدا شدیدتر و بیشتر از همه از خـدا ترس داشتـی… علـی تـو همانند کـوهی بـودی که هرگز بادها و طـوفانها او را از جای تکان ندهد.

ابـن عباس گوید: همگان سکوت کردند تا سخنانـش تمام شد. سپـس خـود گریه کرد و یاران رسول خدا را به گریه انداخت. سپـس به دنبالـش گشتند ولـی او را نیافتنـد و همـو بـود که پـس از شهادت امام حسـن(ع) در گـوشه ای از مسجـدالحـرام در مصیبت آن حضــرت اشعاری سـوزناک مـی خـواند. ابـن عباس گـوید: روزی که امام حسیـن(ع) به شهادت رسید صـدایـی از گـوشه خانه به گـوشمان رسیـد که مـی گفت: صبر کنید ای آل رسـول الله! فرزندی که خدا به پیامبر هدیه کرد، کشته شد. جبرئیل امیـن نازل شد در حالـی که گریه و زاری می کرد.(۱۵)

علاقه فراوان حضرت خضر علیه السلام به امیرالمؤمنین علیه السلام

بدون شک حضرت خضر از جمله کسانی بـود که جایگاه معصومیـن بالاخص علی(ع) را خوب درک کرده بود. بدیـن جهت پـس از رحلت رسول الله، ایـن علاقه با خاندان پیامبر مستحکـم تر شد و در تمام قضایایی که برای علـی(ع) در مـدینه رخ داد تا رفتـن به سـوی عراق و جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقیـن، در کنار مولای متقیان و مایه دل خوشی علی(ع) و آرامـش خاطر آن حضرت بـود. «اءصبغ بـن نباته» گوید: امیرمـومنان در حال نماز بـود که مردی به طرف آن حضرت آمـد، در حالـی که بر تـن او دو بُرد سبز رنگ بـود و دو گیسـوی بافته شده مشکی و محاسن سفید داشت.هنگامـی که حضرت سلام داد، خـود را بر روی امام انداخته و بر سر مبارک علـی بـوسه زد.سپـس دست حضرت را گرفته، بیرون رفتند. به سـرعت دنبال آنها رفتیم، از حضرت در باره او پـرسیـدیـم، ایشان فرمود: این برادرم خضر است…

در خبر دیگری آمده است: روزی علی(ع) و خضر با هـم دیدار کردند. علی(ع) فرمود:جمله حکمت آمیزی بگوی. خضر گفت: چه زیباست تـواضع ثـروتمنـدان بـرای فقـرا، بـرای رضـای خـدا. علـی(ع) فـرمــود:و بهتـر از آن تکبر کردن فقـرا بـر ثـروتمنـدان نشانه اعتماد و تـوکل به خـداست، خضر گفت: ایـن سخـن را بایـد با آب طلا نـوشت.(۱۶)

نقش حضرت خضر علیه السلام در زمان غیبت

هم‌اکنون که بیش از شش هزار سال از عمر شریف حضرت خضر(ع)مى‌گذرد. (۱۷) کارهایی که سایر معصومیـن در زمان حضور از جمله امام صادق علیه السلام به عهده خضر واگذار مـی کردند، یقینا در زمان غیبت امام زمان به او واگذار شـده است. از قبیل، رسیدن به فریاد درمانـدگان در بیـابـانها و گـم شـدگـان و غیـر آن. (۱۸)

ایشان جزء سى نفرى است که همواره در محضر حضرت بقیه اللّه علیه السّلام هستند و رتق‌وفتق امور به فرمان آن حضرت در دست آن‌هاست.(۱۹)

و از همه مهمتـر آن است که خـداونـد به وسیله خضـر، امام زمان را در ایام غیبت از تنهایـی بیرون آورده، مونـس آن حضرت خواهد بود.امام رضا می فرماید: «و سیـونـس الله به وحشه قائمنا فـی غیبته و یصل به وحدته»; و در آینده خـداونـد به وسیله او وحشت قائم ما را در ایام غیبتـش به انـس مبـدل خواهد کرد و یار آن حضـرت در تنهایـی خـواهـد بـود.(۲۰)

راز عمر خضر برای استدلال به طول عمر امام مهدی (عج)

سـدیر صیـرفـی ضمـن حـدیث مفصلـی از امام صادق(ع) در ایـن جهت، مـی فرماید: و اما عبد صالح یعنـی خضر به درستـی که خداوند هرگز عمر او را طولانی ننمود تا اینکه نبوتی برایـش مقدر کرده باشد و نه به جهت کتابـی که بر او نازل شـود و نه به جهت شریعتی که با آن، شـریعت پیامبـر را نسخ کـرده بـاشـد و نه بـرای امامتـی که بندگان را به پیروی از او ملزم کند و نه برای طاعتـی که خداوند برای او فرضـی کرده باشد، بلکه چـون در علـم خدا گذشته بـود که تقـدیری در عمر حضـرت قائم در ایام غیبت خـواهـد داشت و نیز در علـم او انکار ایـن جهت از امت گذشته بـود، خـواست تا عمر حضرت قائم به درازای عمر عبد صالح یعنی خضر طولانی شـود. و ایـن زنده نگه داشتـن و طـولانی کردن عمر خضر جز برای استدلال نمودن به عمر حضـرت قائم و بـرای ابطال حجت منکـریـن هیچ دلیل دیگری نـدارد.(۲۱)
علاوه بر مصاحبت امام (عج) در زمان غیبت، پس از ظهور نیز ایشان در خدمت امام (عج) خواهند بود.

منابع:

۱-ترجمه فرازی از زیارت حضرت حجت (عج) در سرداب غیبت
۲- حضرت خضر (ع) دستیار حضرت مهدی (عج) و معلم حضرت موسی (ع)، محمدجواد طبسی ص ۱
۳- سیمای جهان در عصر امام زمان عج ص۲۲۰به نقل از از کتاب سرچشمۀ حیات:مؤلّف از ص ١۴۵ تا ص ١۵٠
۴- یاران نور صص۱۲-۱۱
۵- حضرت خضر (ع) دستیار حضرت مهدی (عج) و معلم حضرت موسی (ع)، محمدجواد طبسی ص۲
۶- بامداد بشریت،محمدجواد طبسی پ ۴۱ به نقل از سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۸۹
۷-اثبات الوصیه، ص ۲۹؛ قصص الانبیاء ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۴۰
۸-ویکی شیعه ، زیل عنوان خضر به نقل از ثعلبی، الکشف و البیان، ج ۶، ص۱۸۲
۹-بامداد بشریت پ۴۱ به نقل از مجمع البحرین، ص ۲۳۶
۱۰- همان به نقل از تفسیر المیزان، ج ۱۶، ص ۳۵۲
۱۱-سوره کهف، آیه ۶۵
۱۲-کمال الدین، ج ۲، ص ۳۹۰
۱۳- همان، ص ۳۹۱
۱۴- حضرت خضر (ع) دستیار حضرت مهدی (عج) و معلم حضرت موسی (ع)، محمدجواد طبسی ص۴
۱۵-یاران نور صص۱۶-۱۵
۱۶- همان
۱۷- فرهنگ الفبای مهدویت ،موعودنامه ،مجتبی تونه ای ص ۳۰۰شبه نقل از یوم الخلاص ص۱۵۷
۱۸ یاران نور ص۱۸
۱۹- فرهنگ الفبای مهدویت ، موعودنامه ص ۳۰۰به نقل از غیبه نعمانى،ص ٩٩؛بحار الانوار،ج ۵٢،ص ١۵٨
۲۰و۲۱- یاران نور صص۲۱-۲۰

ده خصلت فرد مسلمان در فرموده امام رضا(ع)

امام رضا(ع) فرمود: لا یتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تکون فیه عشر خصـال : الخیــر منـه مـأمــول. و الشر منه مأمـون. یستکثر قلیل الخیر من غیره, و یستقل کثیر الخیر مـن نفسه. لا یسأم من طلب الخـوائج الیه, و لا یملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب الیه من الغنى و الذل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى الیه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قیل له: ما هى؟ قال(ع): لایرى احدا الا قال: هو خیر منى و اتقى.

امام رضا(ع) فرمود: عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر اینکه ده خصلت را دارا باشد:

از او امید خیر باشد.
از بدی او در امان باشند.
خیر اندک دیگری را بسیار شمارد.
خیر بسیار خود را اندک شمارد.
هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
در طول عمر از تحصیل علم خسته نشود.
کوچکی در راه خدا، از عزت با دشمن او، محبوب‌تر باشد.
گمنامی و ناشناخته بودن را، از شهرت و مشهور بودن، خواهان‌تر باشد.
فقر در راه خدا برایش از توانگری محبوب‌تر باشد.
سپس فرمود: دهمی و چیست دهمی؟ به حضرت عرض شد: دهمی چیست؟ فرمود: هیچ کسی را نبیند مگر اینکه بگوید او از من بهتر و با تقوا‌تر است.


منبع: تحت‌العقول، فرموده های امام علی بن موسی‌الرضا (ع).

اسماء الحُسنی از دیدگاه امام جعفرصادق ع

اين 99 اسم خداوند به همراه معني آن‌ها به شرح زير است:

الرحمن: بخشاینده

الرحیم: مهربان

الملک: پادشاه

القدوس: مقدس

السلام: پاک و سلامتی بخش عالم

المؤمن: اطمینان دهنده

المهیمن: نگهدارنده

العزیز: باشکوه

الجبار: توانگر

المتکبر: بسیار بزرگ

الخالق: آفریننده

البارئ: درست

المصور: نگارگر، صورتگر

الغفار: همیشه بخشاینده

القهار: فروکاهنده

الوهاب: نیک بخشاینده

الرزاق: همیشه روزی دهنده

الفتاح: گشاینده (پیروزکننده)

العلیم: داناترین

القابض: می‌راننده، بیرون کشنده جان‌ها 

الباسط: گستراننده، فراخ کننده روزی

الخافض: پست کننده، خوار کننده

الرافع: (به سوی خود) بالا برنده 

المعز: عزیزکننده 

المذل: خوارکننده

السمیع: شنواترین

البصیر: بیناترین

الحکم: دادگر

العدل: بینهایت عادل

اللطیف: آن‌که بر بندگانش لطف دارد

الخبیر: آگاه‌ترین

الحلیم: بسیار بردبار

العظیم: بی‌انتها

الغفور: بسیار بخشاینده

الشکور: بسیار سپاسگزار (پاداش دهنده بزرگ است هر عمل کوچک را)

العالی: بلند مرتبه

الکبیر: بزرگ‌ترین

الحفیظ: نگهدارنده

المقیت: خوراک دهنده

الحسیب: شمارنده

الجلیل: بسیار گرانقدر

الکریم: بسیار بخشنده 

الرقیب: نگهبان، بیننده و آماده

المجیب: پاسخگو 

الواسع: گسترده، پهناور

الحکیم: فرزانه، بسیار خردمند

الودود: دوست

المجید: بسیار لایق ستایش (در ذات و صفات خود عظیم و نسبت به بندگان بسیار با خیر و احسان است)

الباعث: برانگیزنده مردگان

الشهید: بیننده

الحق: راست، درست

الوکیل: عهده دار همه امور بندگان و موجودات

القوی: پرزور

المتین: سخت (و نیز پاینده)

الولی: دوست، یار و نگهبان

الحمید: ستوده

المحصی: شمارنده

المبدئ: نخستین آفریننده

المعید: بازگرداننده، دوباره زنده کننده

المحیی: زندگی بخش، هستی بخش

الممیت: می‌راننده، نابود کننده

الحی: زنده

القیوم: قائم به ذات (همه-آفریننده‌ای که کسی او را نیافرید)، پاینده

الواجد: یابنده

الماجد: بزرگوار

الواحد: یکتای بی‌همتا

الاحد: یگانه (خدایی جز او نیست)

الصمد: بی‌نیاز

القادر: توانا

المقتدر: تعیین کننده (قضا و قدر)، فراتر

المقدم: فراپیش کشنده

المؤخر: فراپس دارنده، پس گذارنده چیزها و نهنده آن‌ها بجای آن‌ها

الأول: نخستین، اول پدیدارکننده وجود

الأخر: واپسین، آخر فناکننده موجود

الظاهر: آشکار(پدیدار، هویدا)، همیشه پیروز

الباطن: پنهان، همه دربرگیرنده

الوالی: یگانه سرپرستی که همه ولایتها از اوست

المتعالی: خود ستوده

البر: نیکوترین

التواب: همیشه توبه پذیر

المنتقم: انتقام گیر

العفو: درگذرنده(آمرزنده)، ناپدیدکننده گناهان

الرؤوف: بسیار دلسوز و مهربان

مالک الملک: فرمانروای جهان

ذوالجلال و الاکرام: دارای شکوه و بخشش

المقسط: عادل

الجامع: گردآورنده

الغنی: توانگر

المغنی: بی‌نیاز کننده، بسنده

المانع: بازدارنده

الضار: آزار دهنده (این صفت تنها در احادیث یافت می‌شود)

النافع: سودمند

النور: روشنی

الهادی: رهنما

البدیع: سنجش ناپذیر، آفریننده

الباقی: ماندگار و واگردان نشدنی (تغییر ناپذیر)

الوارث: مالک نهایی تمام مخلوقات

الرشید: راهنما، آموزگار و دانای بی‌خطا

الصبور: شکیبا