قیامت
باسلام
همه دینداران علاقمندند که احوالات قیامت،چگونه خواهد بود و سرنوشت ایشان چگونه بود!؟
پس ما با مراجعه به اسناد موجود به این مقال میپردازیم.برگرفته از کتاب و سنت رسول الله ص
قیامت به معنای بپاخاستن و روز قیامت، روزی است که مردگان از قبر بر می خیزند. جمع آیات مربوط به قیامت در قرآن حدود هزار و هفتصد آیه است. برخی از نامهای دیگر آن که در قرآن ذکر شده عبارتند از:
خبر بزرگ و عظیم
روز آخر، روز فریاد
روز پوشاننده
روز جمع
روز حساب
روز حسرت
روز حق
روز خروج، روز تهدید
روز رستاخیز
روز غَبن (ضرر)
روز فتح
روز فصل و جدایی
روز قیامت
روز کبیر، روز عقیم
روز مآب (برگشت)
منتهی، مساق (روز بازگشت)
یوم فزع اکبر(روزی که از شدت هول و هراس و ترس از حساب و کتاب روز فغان بزرگ نامیده شده است)
یوم الجزاء(روز جزاء اعمال)
یوم الدین(یوم الدّین را از این رو روز جزا گویند که عرب میگوید: کما تدین تدان یعنی «آن گونه که جزا بدهی جزا داده میشوی». و متّصف بودن پروردگار به اوصافی چون رب العالمین و مالک یوم الدین به این معنی است که هیچ مخلوق و جنبندهای از قلمرو حاکمیّت «اللَّه» و ربوبیّتش خارج نیست و تنها اوست که نعمتهای فراوان ظاهری و باطنی را ارزانی میدارد.)
یوم النشور(روزی که مردگان برانگیخته می شوند)،
یوم المشهود(روزی است که همه آن را مشاهده میکنند")
یوم الآخر(روز دیگر که بیانگر این است که به جز دنیا جهان دیگری هم هست)،
یوم موعود(روزی که از طرف خدا وعده داده شده است)
قارعه(آن حادثه رعبانگیز مصیبت بار یعنی قیامت است چون در آن روز آسمان و زمین و همه کرات آسمانی درهم کوفته میشوند و سختی و شدت و هراس و وحشت، عموم مردم را، و عذاب دردناک خوار کننده، دشمنان خدا را فرو میکوبد.)
حاقه(روز تحقق یابنده)،
ساعة(گرچه کلمه" ساعت" به معنی زمان پایان دنیا نیز آمده است، ولی غالبا- و به عقیده بعضی همواره- در قرآن مجید به معنی قیام قیامت است)،
الدار(به معنای خانه که منظور این است که قیامت خانه ابدی است)،
بعث(روز برانگیختن مردگان) و....
خداوند متعال پيغمبرش را مخاطب فرمود: و احوال قيامت را براى او نقل مى فرمايد: تا مشركين متنبه گردند يَوْمَ يَدُعَّ الداعِ اِلى شَيْئٍ نَكر روزى كه مى خواند خواننده الهى به چيزى زشت كه اسباب زحمت است .
مراد از داع يعنى خواننده ، كه حضرت اسرافيل است كه مَلك مُقرّب و ماءموريتش دميدن در صور است و داراى سه ندا است . يعنى سه مرتبه در صور مى دمد نفخه فزع و نفخه اَماته و نفخه اِحياء و هنگاميكه براى دميدن صور از آسمان به زمين مى آيد، تمام ملائكه مُتوحّش مى شوند و اسرافيل در بيت المقدس مى ايستند و متوجه كعبه معظمه شده و در صور مى دمد چنان صدايى مى كند كه هر كس در زمين و آسمان است متوحّش مى شود و به فزع مى افتد، وَ نَفَخَ فِى الصُّور فَفَزَعَ مَنْ فِى السَّموات وَ مَنْ فِى الْاَرْض .
بعد دودى پيدا مى شود كه سراسر عالم را فرا مى گيرد چهل شبانه روز كره زمين را دودى آشكار فرا مى گيرد يَوْمَ تَاءْتى السَّماءَ بِدُخانٍ مُبين . نَفَس كه مى كشد از سوراخهاى دهان و بينى دود بيرون مى آيد. البتّه اهل ايمان و عمل صالح از اين ناراحتى ها در امانند وَ هُمْ مَنْ فَزْعَ يُومَئِذٍ آمنُون . در روايت هم هست كه ابتلاء اهل ايمان به اين درد مانند زكامى بيش نيست .
بعضى هم فرموده اند، كه در اين نفخه فزع است كه زن آبستن بچه مى اندازد و مردم مانند مستها مى شوند و زن بچه شيرده از بچه اش بى خبر مى گردد كه خداوند در آيه سوره حج بيان مى فرمايد: اهل ايمان كه با سابقه اند و مى دانند كه اين مقدمه قيامت است ناراحتى ندارند چون كارشان را كرده اند.
نفخه دوم : نفخه اَماته است كه پس از دميدن ، يكنفر هم در زمين و آسمانها باقى نمى ماند وَ نُفِخَ فِى الصُّور فَصَعَقَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَ مَنْ فى الْاَرْض در اينجا است كه ندا از مصدر جلال صادر مى شود كجايند آنهائيكه دعويها داشتند؟ مُلك امروز براى كيست ؟ كسى نيست كه پاسخ بگويد. خود ذات مقدسش پاسخ مى دهد كه مُلك امروز براى خداوند قهّار است . لِمَنِ الْمُلْكُ اَلْيُوم لِلّه الواحِدِ القَهّار. از نفخه اَماته تا قيامت بنا به روايتى كه از حضرت سجّاد (علیه السلام) است چهار صد سال طول مى كشد كه در اين مدت هيچ جنبنده اى نيست ، البتّه همانطور كه مجلسى قدس سره مى فرمايد: اَماته اى كه ذكر شده راجع باجساد است وگرنه ارواح بحال خود باقى هستند. پس معنى روايت اين است كه چهار صد سال بين بدن هر جسدى با روحش فاصله افتد.
پس از آنكه اراده الهى به قيام قيامت تعلّق گرفت ، در روايتى از حضرت صادق (علیه السلام) چهل شبانه روز باران مى بارد و در روايت ديگر مى فرمايد: مثل اين باران نيست . يعنى به صورت قطره قطره معلوم نيست باشد، حال به چه نحو است نمى دانم . شايد مانند ناودان از آسمان باران سرازير شود. بلى در روايت اينطور است كه روى هر قطعه زمين دوازده زراع آب مى ايستد و در جوف زمين نمى ماند ذرّه اى از ذرات بدنى مگر اينكه آب به او مى رسد.
نفخه سوم نفخه اِحياء: نخستين كسى كه به امر پروردگار عالم دوباره زنده مى شود، اسرافيل است و به او امر مى شود كه در صور بدمد. آنگاه ندا مى كند: اى استخوانهاى پوسيده شده ، اى گوشتهاى ريزه ريزه شده ، اى موهاى پراكنده شده خداى تعالى امر مى فرمايد: كه براى رستاخيز قيامت جمع شويد.
ذرّات بدنهائيكه داخل يكديگر شده از هم جدا مى گردند و به بدن خود ملحق مى شوند حضرت مى فرمايد: ذرّات بدن مؤمن در اجزاء بدن كافر، مانند ذرّات طلا در بين خاك است ، وقتى كه باران مى بارد چطور ذرّات خاك را از روى طلا مى شويد، بدن مؤمن هم همين طور از كافر جدا مى شود.
ذرّات پراكنده به هم جمع شده و روح در آنها دميده مى گردد، همه مى ايستند چه ايستادنى ؟ در آيات است . در حاليكه خشعا ابصارهم چشمانشان خاشع است . خشوع امر قلبى است كه بايد از دل سرچشمه بگيرد و اثرش در جوارح آشكار مى گردد و از همه بيشتر در چشم خشوع نمايان مى گردد.
ربط چشم به قلب ، از ساير اعضاء بيشتر است ؛ شادى و حزن و حياء و شرم هر كس را مى شود در چشمانش خواند. براى همين است كه خدايتعالى نسبت خشوع را بچشم مى دهد. در حاليكه خشوع مربوط به قلب است ، چون آثار ذلّت و بدبختى از چشمهايشان مى بارد اين است كه مى فرمايد: چشمهايشان خاشع است .
از قبرها بيرون مى آيند يَخْرِجُون مِنَ الْاءجْداث كَاءَنَّهُمْ جراد منشره . اجداث جمع قبر است . در حالى كه مانند ملخها پراكنده شده اند. از خصوصيّات ملخ آن است كه در حركت نامنظم و سرگردان است . ديده ايد كه مرتّب با هم برخورد مى كنند به در و ديوار و اشياء مى خورند و بسيارى از آنها هم بدين سبب سقوط مى كنندخداى تعالى حال بشر را در وقتى كه سر از قبر در مى آورد به ملخ تشبيه مى فرمايد. چون حيرت زده مى شود چيزهايى كه هرگز نديده مى بيند وجاى هرگز نرفته مى خواهد برود اولين و آخرين همه جمعند.
رسول خدا(ص) فرمودند: همه مردم (غير اهل تقوا) در روز قيامت،برهنه محشور ميشوند و خداي تعالي ده گروه از امت من را در روز قيامت از صفوف مسلمانان جدا مي کند و قيافه هايشان را تغيير مي دهند. اين ده گروه عبارتند از:
1- سخن چينان (که به شکل ميمون در مي آيند.)
2- حرام خواران (که به شکل خوک در مي آيند.)
3- ربا خواران (وارانه وارد محشر ميشوند.)
4- حاکمان جو ر (کور به عرصه محشر مي آيند.)
5- افراد خودخواه و خود پسند (گنگ و کر محشور ميشوند.)
6- عالمان بي عمل (زبانشان را مي جوند و چرک از دهانشان بيرون مي آيد.)
7- آزار دهندگان همسايه (با دست و پاي بريده وارد ميشوند.)
8- آنهايي که دوبهم زني کرده اند (به شاخه اي از آتش آويزان مي شوند.)
9-شهوت پيشگان و کساني که خمس و زکات خود را نمي پردازند (با بويي بد تر از مردار وارد محشر ميشوند.)
10- تکبر کنندگان (لباسهاي آتشين بر آنها مي پوشانند.)
به نام دوستدار خوبی ها