جعفر بن ابیطالب بن عبدالمطلب مشهور به جعفر طیار
جعفر بن ابیطالب بن عبدالمطلب مشهور به جعفر طیار و ذوالجناحین سومین فرزند ابوطالب پس از طالب و عقیل و قبل از علی(ع) بود. تولد جعفر را بیست سال پیش از بعثت پیامبر(ص) در طایفه بنیهاشم از قبیله قریش دانستهاند. پدر وی ابوطالب از بزرگان قریش و مادرش فاطمه بنت اسد بود. او طبق برخی اقوال، فاصله بین هر کدام از برادران ده سال بوده است. جعفر پسرعموی پیامبر اكرم (ص)، برادر بزرگتر امام علی(ع)، دومین فرد مسلمان پس از امام علی(ع) و صحابی رسول خدا(ص) بود.
جعفر را مردی خطیب، سخاوتمند، بردبار و متواضع معرفی کردهاند.
جعفر نزد پیامبر اکرم(ص) مقام و منزلت فراوانی داشت و رسول خدا(ص) او را به سرپرستی کاروان مسلمانان در مهاجرت به حبشه برگزید. پیامبر(ص) پس از بازگشت جعفر از حبشه به او نمازی آموخت که به نماز جعفر طیار مشهور است. جعفر در جنگ موته به شهادت رسید و مزار او هماکنون در اردن است.
کنیهها و القاب
جعفر را به خاطر داشتن فرزندی به نام عبدالله، ابوعبدالله میخواندند. از دیگر کنیههای جعفر «ابوالمساکین» بود. وی به دلیل ملازمت فقرا و مساکین و احسان به آنان به این نام شهرت یافت. همچنین به «طیار» و «ذوالجناحین» مشهور است که پس از شهادت و از دستدادن دو دستش به آن ملقّب گردید. در روایتی از رسول اکرم(ص) آمده که شبی را در بهشت وارد شدم، در حالی که جعفر با ملائکه پرواز میکرد. و در روایتی دیگر از امام باقر(ع) است که خداوند، چهار خصلت جعفر را در دوران جاهلیت (عدم شُرب خمر، دروغنگفتن، پرهیز از فحشا و نپرستیدن بت) ارج مینهد. نقل شده که پیامبر(ص) هم در حق او دعا کرد که خداوند عزّوجل به تو دو بال عطا کند که با ملائکه در بهشت پرواز کنی. از دیگر القاب وی «ذوالهجرتین» به خاطر هجرت به حبشه و هجرت به مدینه است.
همسر و فرزندان
نام همسر جعفر، اسماء بنت عمیس بن نعمان است. فرزندان او، عبدالله، عون، محمد و احمد هستند که همگی از اسماء هستند.
تحت کفالت عموی خویش
پس از آن که ابوطالب دچار فقر و تنگدستی شد، برادرش حمزه و بنابر قولی برادر دیگرش عباس بن عبدالمطلب کفالت جعفر را بر عهده گرفت و تا زمانی که جعفر اسلام آورد و مستغنی گردید، در خانه عمویش زندگی میکرد.
جعفر دومین مردی بود که بلافاصله پس از برادرش علی(ع) به پیامبر(ص) ایمان آورد و مسلمان شد. ابوطالب هنگامی که دید فرزندش علی(ع) در کنار پیامبر(ص) نماز میگذارد به جعفر گفت: در سمت چپ پیامبر(ص) نماز بگزار.
روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: مردم از درختهای مختلف خلق شدهاند، اما من و جعفر مانند یک درخت هستیم و از یک گِل آفریده شدیم. و در روایتی دیگر فرمود: جعفر! تو در چهره و اخلاق شبیه من هستی. این شباهت به گونهای بود که هر کس جعفر را میدید میگفت: «سلام بر تو یا رسولالله» به گمان این که پیامبر(ص) است و جعفر در پاسخ میگفت: من رسولالله نیستم و من جعفر هستم.
وی مورد علاقه شدید پیامبر اکرم(ص) بود. رسول خدا(ص) از غنایم غزوه بدر به جعفر بخشید با این که وی در جنگ حضور نداشت. همچنین پیامبر(ص) در بازگشت از غزوه پیروزمندانه خیبر علیه یهودیان، جعفر را که از حبشه بازگشته بود ملاقات کرد، او را در آغوش گرفت، میان دو چشم او را بوسید و فرمود: به خدا قسم نمیدانم برای کدام یک مسرور باشم، دیدار جعفر یا فتح خیبر. آن گاه به او نمازی آموخت که به «نماز جعفر طیار» معروف است. علاقمندی امیرمؤمنان(ع) به او نیز تا آن جا بود که عبدالله بن جعفر میگوید: هر گاه درخواستی را از عمویم علی(ع) داشتم و به حق پدرم - جعفر - او را قسم میدادم آن را میپذیرفت.
در سال پنجم بعثت و به دنبال اذیت و آزار مسلمانان توسط مشرکان، گروهی از آنان به دستور پیامبر(ص) از مکه به حبشه مهاجرت کردند که سرپرستی کاروان مهاجرین، بر عهده جعفربن ابیطالب بود. گفته شده تعداد آنان ۸۲ مرد به غیر از زنان و کودکان بود. پیامبر(ص) به مهاجرین فرمود: گروهی از شما به حبشه هجرت کنید، زیرا پادشاه حبشه فردی صالح است و به هیچ کس ستم روا نمیدارد. به آن جا بروید تا خداوند در کار مسلمانان گشایشی ایجاد کند.
نجاشی پس از ورود مهاجران مسلمان، آنان را به دربار طلبید. جعفربن ابی طالب رو به نجاشی گفت: «من آن چه را از راهنما و پیامبرم شنیدهام خواهم گفت.» سپس جعفر به منزله سخنگوی اسلام، چنین گفت: ما را پیامبری آمده است که ما را به کنار گذاردن بتها، ترک رباخواری، حرمت ظلم و خونریزی به غیر حق، حرمت فحشا و پلیدی امر کرده و به نماز، زکات، عدل و احسان خویشاوندان ملزم ساخته است. سپس از جعفربن ابی طالب پرسید: «آیا از آن چه پیامبرتان از سوی خدا آورده است، چیزی همراه داری؟ جعفر نیز آیههایی را از سوره مریم که جایگاه حضرت مریم (س) و عیسی(ع) را روشن میساخت، خواند. نجاشی با شنیدن آن آیهها سخت گریست. وی پس از استماع سخنان جعفر، مشرکان مکه را که با هدایایی نزد نجاشی آمده بودند تا مسلمانان را نپذیرد از حبشه اخراج کرد و مسلمانان در امنیت کامل در آن سرزمین زندگی کردند.
حضور مسلمانان در حبشه تا اواخر سال ششم هجری ادامه داشت و در این مدت نجاشی به دست جعفر بن ابی طالب مسلمان گشته بود. پیامبر(ص) قبل از غزوه خیبر، از نجاشی خواست تا مسلمانان را بازگرداند. نجاشی نیز پذیرفت و جعفر و دیگران را همراه عمرو بن امیه ضمری، سفیر رسول خدا(ص) با دو کشتی به مدینه فرستاد.
جعفر در جنگ موته در جمادی الاولی سال هشتم هجری به شهادت رسید. ابوالفرج اصفهانی، اولین شهید از فرزندان ابوطالب در اسلام را، جعفر بن ابی طالب خوانده است.طبری مینویسد: پس از شهادت زید، جعفر پرچم را در دست گرفت و شروع به جنگ کرد. چون دید دشمن دورش را احاطه کرده، از اسبش پیاده شد و آن را پِی کرد. سپس جنگید تا دو دستش قطع گردید و شهید شد. بنا بر قول مشهور، وی در سن ۴۱ سالگی و دهمین نفری بود که در این جنگ، به شهادت نائل آمد.
شیخ صدوق روایت کرده است پیامبر(ص) پس از شهادت جعفر بر خانوادهاش وارد شد و سخت گریست و فرزندان جعفر را در بغل گرفت و مورد تفقد قرار داد.
مدفن وی و دیگر شهدای موته در منطقهای به نام مزار در نزدیکی موته (اردن) و مورد احترام همگان است. جعفر بن ابی طالب، عبدالله بن رواحه و زید بن حارثه در یک قبر دفن شدند و قبر پنهان داشته شد. این مقبره در سالیان اخیر توسط وهابیان ملعون تندرو به آتش کشیده شد.
به نام دوستدار خوبی ها