سلام
همه ما از پانزده سالگی، وارد گروه و دسته جوانان میشویم.
این احکام برای پسران و دختران، یکی است و بر برخی جزئیات وارد نشده ایم.
امام معصوم ع ما را امر به انجام واجبات و نهی از محرمات نموده اند، به این موارد اهمیت داده و عمل میکنیم.
روزه
انسان در مسير عادي زندگي قدر نعمت هايي که خداوند به او ارزاني داشته ،نميداند.تا تشنه نشود قدر آب را و تا گرسنه نشود قدر نان را نميداند ،و از سوي ديگر به درد گرسنگان و تشنگان نميرسد،از اين رو خداوند در طول سال روزه را بر مسلمانان واجب کرده است تا قدر نعمتهاي خدا را بداند و با درد گرسنگان آشنا شوند و به فکر ياري آنها بيفتند.روزه،اردوي ترتيبي و ماه رمضان اردوگاه پرورش روح و تقويت ايمان مسلمانان است.
احکام روزه
1.روزه مانند نماز به نيت احتياج دارد و بهتر است که در شب اول ماه رمضان نيت کنيم که ميخواهيم هر روز ماه رمضان را به دستور خدا و به خاطر خدا روزه بگيريم.
2.روزه آن است که انسان به مدت يک ماه بايد هر روز از اذان صبح تا اذان مغرب براي اطاعت از فرمان خدا،از برخي کارها خودداري کند،يعني :
الف:نبايد چيزي بخوريم يا بياشاميم ،هر چند که مقدارش کم باشد،اما اگر کسي به اشتباه و بدون توجه چيزي بخورد يا بياشامد روزه اش باطل نميشود. البته بايد دانست فرو بردن آب دهان روزه را باطل نميکند.
ب:روزه دار نبايد در استخر يا حوض يا دريا سر را زير آب ببرد ولي رفتن به زير دوش اشکالي ندارد.
3.درس خواندن و امتحان داشتن و ضعف نبايد دختر و پسر مسلمان را از روزه باز دارد.
4.خداوند مهربان به مسافران اجازه داده است که در زمان مسافرت روزه نگيرند ولي بايد بعد از ماه رمضان به تعداد آن روزه ها روزه بگيرد.
5.يکي ديگر از کارهايي روزه را باطل ميکند،رساندن غبار غليظ به گلو و حلق است،پس در حال روزه نبايد به فضايي که داراي دود وغبار غليظ است وارد شويم.
6.استفاده از بوي خوش و عطر در حال روزه اشکالي ندارد ،ولي بوييدن گلها و گياهان معطر مکروه است.
7.اگر کسي به خاطر بيماري موفق به روزه ماه رمضان نشود بايد بعد از ماه رمضان و پس از بهبودي به تعداد آن روزه ها روزه بگيرد،که به آن روزه ،روزه غذا گفته ميشود.
نماز
نماز :مهمترين اعمال ديني و رکن و اساس و ستون دين است ،و در روايات است که در روز قيامت اول به بررسي نماز انسان ميپردازند،اگر مورد قبول واقع شد ساير عبادات هم (در صورت واجب الشرايط قبول بودن )پذيرفته ميشود،و اگر نماز انسان در بارگاه خداوند مقبول واقع نشود،ساير عبادات هم رد ميشود.نماز بهترين اعمال نزد خداوند ،و آخرين وصيت تمامي پيامبران بوده است.
بعد از معرفت و شناخت،مهمترين و با ارزش ترين چيزها نماز است.و بهترين عملي که بنده را به خداوند نزديک ميکند نماز است.و نماز به انسان نوعي اميد و ايمان يا مصونيّت ميبخشد و او را از ارتکاب به گناه و معصيت و بدي باز ميدارد.
کسيکه نماز را ترک کند از اهل آتش است،و اگر از روي بي اعتقادي به آن و ندانستن آن از اعمال ضروري دين آنرا ترک کند کافر است.
هر کس نماز بخواند و آنرا سبک بشمارد ،کارهاي ديگر خود را بر نماز مقدم نمايد،به آداب نماز اهميت ندهد،و به طور کلي به آن بي توجهي بنمايد ،مورد شفاعت پيامبر ص و امامان ع در قيامت قرار نميگیرد ،و در دنيا به بلا هاي بسياري گرفتار ميشود .
مقدمات نماز
وضو
قبل از نماز وضو ميگيريم و با چهره اي شاداب آماده ي نماز ميشويم .
وضو باعث پاکي بدن و صفاي روح و روشني دل ميشود.
کيفيت انجام وضو به ترتيب زير ميباشد:
1.نيت
ابتدا نيت ميکنيم يعني به قصد اطاعت از فرمان خدا وضو ميگيريم.البته قبل از وضو گرفتن مستحب است دست هاي خود را تا مچ بشوييم.
2.شستن صورت
پس از نيت صورت را از بالا به پايين از جايي که موي سر روييده است تا چانه ميشوييم.
3.شستن دست راست
دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان،از بالا به پايين ميشوييم.
4.شستن دست چپ
بعد از شستن دست راست،دست چپ را مانند دست راست ميشوييم.
5.مسح سر
پس از شستن صورت و دستها،با رطوبتي که بر دست مانده است روي سر را مسح ميکنيم.يعني دست راست را روي سر گذاشته کمي به جلو ميکشيم.
6.مسح پا
پس از مسح سر،پاي راست را از نوک انگشت تا آخر روي پا مسح ميکنيم .بعد از پاي راست ،پاي چپ را مسح ميکنيم و با اي عمل وضو تمام ميشود.
وضوي جبيره
اگر دست يا صورت زخم باشد بطوري که آب براي آن ضرر داشته باشد ،بايد پارچه پاک يا چيز ديگري مثل چسب بر آن بگذاريم و هنگام شستن ساير جاها ،بر آن قسمت،تنها دست تر بکشيم.
غسل
يکي از کارهاي مستحب در روز جمعه وقبل از اذان ظهر شستشوي مخصوصي به نام غسل جمعه است که از پاداش و ثواب بسياري برخورد است.
غسل را به دو صورت ميتوان انجام داد :
غسل ارتماسي.غسل ترتيبي
در غسل ارتماسي به نيت غسل ،تمام بدن را به يک باره در آب فرو برده ميشود.
در غسل ترتيبي ،اول سر و گردن ،بعد نيمه راست بدن و سپس نيمه ي چپ بدن را شسته ميشود.
در انجام غسل همانند وضو بايد نيت نمود .
يعني غسل را براي انجام اطاعت از دستور خداوند انجام ميدهيم.
تيمم
اگر به اندازه ي کافي آب براي وضو يا غسل وجود نداشته باشد،يا آب براي بدن ضرر داشته باشد و يا براي انجام وضو و غسل وقت کافي نباشد و...بايد به جاي وضو يا غسل ،تيمم کنيم.
آيا شما دوستان خوب ميدانيد چگونه بايد تيمم کرد ؟
1.نيت و زدن کف دستها بر زمين
به قصد اطاعت از فرمان خدا ،ابتدا کف دو دست را بر خاک پاک ميزنيم .
2.کشيدن دستها بر پيشاني
کف دستها را به تمام پيشاني و دو طرف آن از محل روييدن مو تا ابروها و بالاي بيني ميکشيم.
3.کشيدن دست چپ به دست راست
کف دست چپ را به تمام پشت دست راست از برآمدگي موچ تا نوک انگشتان ميکشيم.
4.کشيدن دست راست به دست چپ
بعد از آن دست راست را به تمام پشت دست چپ از برآمدگي مج تا نوک انگشتان ميکشيم.
لباس نمازگزار
شما نمازگزاران جوان گرامي ،براي ديدار مهربانترين موجودات حاضر شده ايد.امامان ما براي نمازشان لباس مخصوص داشته اند.لباس نمازگزار بايد پاک و مباح باشد،يعني متعلق به خودش باشد ويا اگر متعلق به شخص ديگري است با اجازه و رضايت صاحبش آنرا بپوشد .زنان ودختران بايد در نماز ،تمام بدنشان را پوشانده باشند،ولي پوشاندن صورت و دستها وپاها تا مچ لازم نيست ،ولي اگر نامحرمي آنها را ميبيند،پاها را نيز بايد بپوشانند.
مکان نماز گزار
مکان نمازگزار بايد مباح باشد يعني يا از خودش باشد يا اگر از ديگري است با اجازه و رضايت صاحبش باشد.همچنين جايي که پيشاني را بر روي آن قرار ميدهيم بايد پاک باشد.
جاي پيشاني،زانوها و نوک انگشتان پا،نبايد بيش از چهار انگشت بسته ،پست و بلند باشد و بهتر است بر روي زمين هموار نماز بخواند. بهترين مکان براي نماز خواندن ،مسجد است.مومن در مسجد مانند ماهي در آب است و در آن آرامش پيدا ميکند.
نماز جماعت
اگر نماز هر چند مختصر و با تاخير به جماعت خوانده شود،به مراتب بيشتر از نمازي که به تنهايي ،هر چند طولاني و در اول وقت خوانده شود ثواب و ارزش دارد.
چگونه در نماز جماعت شرکت کنيم؟
1.وارد صف ميشويم ودر جايي مي استيم که بين ما وصف جلو يا کسي که طرف راست و چپ ما ايستاده است بيشتر از يک گام فاصله نباشد.
2.بعد از نيت با گفتن تکبيره الاحرام ((الله اکبر))وارد نماز ميشويم.
3.بعد از تکبيره الاحرام ساکت مي ايستيم تا امام جماعت حمد و سوره را بخواند.در نماز جماعت قرائت به عهده ي امام جماعت است و ما در رکعت اول و دوم ،حمد و. سوره را نميخوانيم.
4.همزمان با امام جماعت به رکوع وسجده ميرويم و قنوت و تشهد را انجام ميدهيم و همه جملات رکوع و سجده و تسبيحات اربعه و تشهد و سلام را همراه امام جماعت ميخوانيم و از کارهاي او پيروي ميکنيم.
5.در هر رکعت اگر خواستيم اقتدا کنيم بايد توجه داشته باشيم که معمولا در دو حالت ميتوان به نماز جماعت پيوست:
الف:وقتي امام جماعت مشغول قرائت حمد وسوره يا قنوت باشد.
ب:وقتي که امام جماعت در رکوع است(واگرتنها به رکوع امام جماعت هم برسيم يک رکعت به حساب ميايد.)
مبطلات نماز
از آغاز تا پايان نماز بايد از کارهايي که نماز را باطل ميکند بپرهيزيم از جمله :
1.خوردن و آشاميدن
2.روي از قبله برگردانيدن
3.سخن گفتن
4.خنديدن
5.گريه کردن
6.کم و زياد شدن واجبات نماز از روي عمد.
7.کم و زياد شدن ارکان نماز از روي عمد و فراموشي.
________________________________________
محرمات
محرمات يعني آنچه که انجام آن حرام است و هر مکلفي موظّف به ترک آن ميباشد و ارتکاب آن موجب عذاب وعقاب پروردگار است.
در اين بخش به صورت ساده و خلاصه و فهرست وار،محرمات الهي را ذکر ميکنيم ،بدان اميد که پسران و دختراني که به بلوغ شرعي ميرسند از آنها دوري نمايند.
اگرچه بعضي از محرمات الهي بسيار معروف و بر همگان معلوم است ولي ذکر فهرست گونه اي از آنها خالي از فايده نميباشد.
شرک به خدا:
شرک وزيدن به خداوند متعال و شريک قائل شدن براي او ،از گناهان بسيار بزرگ وحرام ميباشد.
خدا در قرآن مجيد به حرمت آن اشاره کرده و ميفرمايد :خداوند تمام گناهان را ميآمرزد ولي شرک ورزيدن به خود را هرگز مورد عفو و بخشش قرار نميدهد و شرک ستم بزرگي است و جايگاه مشرک در آتش جهنم خواهد بود.
و در اين زمينه روايات بسياري نيز وجود دارد مانند:(وسائل الشيعه،کتاب الجتهاد.)
نا اميدي :
هر انساني در طول زندگي خود کم و بيش مرتکب گناهاني ميشود که بعضي از آنها حالت ياس و نااميدي در روح او ايجاد مينمايد،و در نتيجه ،اين تفکر در انسان تقويت ميشود که با اين همه گناه و معصيت که انجام داده ام هرگز مورد لطف و عفو خدا قرار نميگيرم .
قرآن مجيد و روايات اسلامي ،اينگونه تفکر و انديشه را محکوم کرده و ياس و نااميدي را از رحمت الهي حرام دانسته و آنرا از گناهان بسيار بسيار بزرگ به حساب آورده است ،و صريحا در قرآن مجيد آمده که نااميد از رحمت الهي نميشود مگر کسي که کافر باشد.
و اين بدان جهت است که ياس از رحمت خداوند متعال برخاسته از عدم اعتقاد انسان به قدرت و رحمت بي پايان خداوند ميباشد ،وموجب ميشود که انسان درصدد توبه و استغفار بر نيايد و به جبران خطاهاي گذشته نپردازد.
خداوند بسيار مهربان کريم تر از آن است که در تصور آيد و از همين جهت است که هر گناهي از بندگانش سر بزند را مورد مغفرت و بخشش قرار ميدهد ،البته اگر توبه با شرائط مخصوص و آداب خاص آن تحقق پذيرد.
آدم کشي،وخودکشي
به قتل رساندن يک مومن حرام است و گناه بسيار بزرگي ميباشد و عذاب و دوزخ و خشم الهي را در بردارد .
در آيه اي از قرآن مجيد ،پنج تهديد متوجه قاتل کرده است :
جهنم ،هميشگي بودن در آن ،غضب خداوند ،لعنت خداوند ،عذاب بزرگ.
و در آيه اي ديگر انتحار و خودکشي را نيز حرام کرده و از آن نهي کرده است و عذاب الهي را جزاي آن دانسته است.
و در اين هر دو موضوع ،احاديث وروايات بسياري نيز نقل شده است.
ربا
يکي ديگر از محرمات که ارتکاب آن عذاب شديدي را در پي دارد ،ربا و ربا خواري ميباشد .
ربا يعني چيزي را به عنوان قرض دادن و چند برابر باز پس گرفتن .
قرآن عذاب ربا خواري را برابر با عذاب کافران دانسته و شديدا از نهي کرده است.
البنه مضرات اجتماعي ربا و عواقب وخيمي که براي روابط انسانها و پي آمدهاي اقتصادي بسياري که دارد غير قابل اغماض و انکار است
که بحث از ابعاد مختلف مضار آن فرصت و مجالي واسع تر ميطلبد.
نگاه به نامحرم
يکي ديگر از محرمات نگاه کردن زن و مرد به بيگانه است،يعني دختر يا زني به مرد نامحرم،و پسر يا مردي به زن نامحرم نگاه کند.
در قرآن مجيد از نگاه شهوت آميز زن و مرد به يکديگر نهي شده است .و امام صادق ع آن نگاه را تير زهر آلودهء شيطان بر جان و روان و قلب انسان است که موجب حسرت طولاني ميباشد ناميده است . و در روايتي که از امام باقر (ع)نقل شده نگاه به نامحرم با عنوان زناي چشم ناميده شده است.
کسيکه به نامحرم نگاه کند در قيامت چشمانش را پر از آتش ميکنند.
عواقب نگاه به نامحرم و آثاري که بر دل ميگذارد بر کسي پوشيده نيست و به قول بابا طاهر:
زدست ديده و دل هر دو فرياد
هر آنچه ديده بيند دل کند ياد
بسازم خنجري نيشش ز پولاد
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
چه بسا زناهايي که از يک نگه شروع ميشود و چه انحرافاتي که از همين نگاه بوجود ميآيد.
و نيز گفتن سخنان غير ضروري بين زن و مرد نامحرم حرام و داراي عقاب و عذاب ميشود و خطر انحرافات جنسي و اخلاقي در آن بوجود ميايد.
قذف:
يعني نسبت زنا يا لواط به زن يا مرد مسلمان پاكدامن دادن . اين كار نيز حرام و موجب عذاب و عقاب در آخرت و حد شرعي در دنيا ميباشد ،و شخص قذف كننده پيوسته در لعنت و غضب پروردگار خواهد بود و در دنيا وآخرت گرفتار اقسام عذاب ها ميشود.
شراب خواري :
نوشيدن تمام مايعاتي كه مست كننده باشد حرام است و از كباثر است و نوشيدن يكي از آنها موجب حدّ در دنيا و عذاب در آخرت است.
مشروبات الكلي داراي آثار بسيار بر روي اعضاي انسان مثل عقل و فكر ،معده و روده،جگر و شش،سلسله اعصاب و شريانها،و قلب و حواس ميباشد و اطباء و پزشكان جديد و قديم درباره مضرات بهداشتي آن بحث ها كرده و كتابه نوشته اند.
و نيز نوشيدن مايعات مست كننده موجب بدخلقي و بد زباني ميشود و ايجاد حالت روحي در انسان مينمايد كه او را به خونريزي ،افشاء اسرار ،هتك حرمت ها و پشت پا زدن به تمامي قوانين شرعي و اجتماعي وادار ميكند.
امام باقر(ع) فرمود :بزرگترين گناه و مادر تمامي گناهان ،شراب خواري است .و امام صادق (ع) آن را بت پرستي مساوي دانسته و فرموده اند كه شرابخوار در قيامت با كافران محشور ميشود.
و اينها همه بدان جهت است كه كسي كه شراب بنوشد عقلش زائل ميشود و به تمامي گناهان و معاصي و گناهان ديگر نيز روي مي آورد.
و البته در حرمت شرابخواري فرقي بين كم و زياد يا خالص و مخلوط آن با چيز ديگر نميباشد،و حتّي يك قطره آن هم حرام است.
قمار:
قمار كردن نيز از محرمات است و داراي گناهي بزرگ و عذابي شديد ميباشد.
بازي كردن با آلات قمار مطلقا،و يا با هر چيز ديگري كه برنده و بازنده و بردن پول يا چيز ديگر در آن باشد حرام است.
قمار كردن و شرابخواري وسيله اي است شيطاني و شيطان بدان وسيله بين مردم دشمني و عداوت و كينه ايجاد ميكند.
قمار بازي انسان را از خدا دور ميكند ،معيارهاي انساني و اخلاقي را از او ميگیرد ،و او را به انساني هرزه و بي عاطفه و ظالم و درنده تبديل مينمايد.
و بالاخره فقط قمار بازي و شراب خواري است كه در قرآن از آنها با نام گناه كبيره ياد شده ،كه اين امر حاكي از گناه شديد و مضرّات بسياي از آنها ميباشد.
غناء:
آوازه خواني و غناء و موسيقي حرام است ،غناء و موسيقي حرام آن موسيقي و صداهايي است كه مخصوص مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصيت و طرب آور باشد.
غناء از گناهان بسيار بزرگ و انسان را از ياد خدا غافل ميكند،و نفاق را در قلب ميروياند و موجب فقر ميشود .
مجلس غناء محل غضب خدا و بدور از رحمت خداوند ميباشد.
موسيقي و غناء حرام بر اعصاب انسان آثاري ويرانگر دارد و آرامش دروني را سلب ميكند.
دروغ:
دروغ گفتن حرام و گناه است و عواقب سخت دنيوي و اخروي بر آن مترتب ميشود.
امام حسن العسگري (ع) فرمود:تمام بدي ها در اتاقي است و كليد قفل آن اتاق دروغ است.
در قرآن مجيد آيات متعددی در مذمّت و نهي از دروغ و سخن غير واقع گفتن وجود دارد.
دروغ فسق است و قرآن ترتيب اثر دادن بر سخن و خبر فاسق را نهي كرده است.
از آنچه كه در اخبار و روايات و آيات استفاده ميشود ،دروغ گناه است و از شراب خواري بدتر و علامت نفاق،و درغگو ايمان ندارد،ملعون و روسياه است و در قيامت چنان بوي بدي از دهان او خارج ميشود كه ملائكه هم از او فرار ميكنند.
و در طرف مقابل آن صدق و راستگويي لست كه نجات و سعادت و عزّت و خوشبختي دنيا و آخرت در سايه آْن بدست ميآيد.
سوگند دروغ:
اگر دروغ گفتن چنان كه گذشت حرام است و از گناهان بسيار بزرگ،پس قسم دروغ حرمت و گناهش به مراتب بيش از آن ميباشد .
قرآن مجيد سوگند دروغ را عامل عذاب سخت و دردناك خداوند ميداند،و امام جعفر صادق(ع) آن را جنگ با خدا ،و فاسد كننده ايمان مينامند،و امام جعفر صادق (ع) آن را باعث خرابي آباداني ها و انقطاع نسل ميخواند.
سوگند دروغ موجب فقر ميشود و عرش الهي را به لرزه مي اندازد و اثر سوء يك قسم دروغ تا چهل روز بر صاحبش باقي خواهد بود.
گواهي دروغ:
شهادت دادن به دروغ نيز حرام است و عقاب دارد يعني اين كه انسان بر امري كه نميداند يا خلاف آن را ميداند گواهي دروغ بدهد.
قرآن مجيد آن را تحت عنوان شهادت زور آورده و از آن نهي نموده ، و از رسول خدا (ص) آن را همپايه شرك و مساوي با بت پرستي دانسته است، و امام محمدباقر (ع) ميفرمايد كه : خداوند آتش جهنم را بر گواهي دروغ قرار ميدهد.
خيانت در امانت:
كسيكه در امانتي خيانت كند عذاب الهي بر او واجب ميشود ،زيرا خيانت در امانت حرام و از گناهان كبيره است.
آيات متعددي در قرآن مجيد وجود دارد كه از خيانت در امانت به صورتي شديد نهي كرده و دستور اكيد داده كه كه امانت داري پيشهء مومنين باشد.
و در روايات اسلامي نيز خيانت در امانت موجب فقر و تهيدستي و نكبت، و امانت داري موجب ثروتمند شدن و قوّت ايمان دانسته شده است.
در رواياتي آمده كه حتّي نسبت به كافران و ملحدان و دشمنان نيز امانت دار باشيد و در امانت هرگز نورزيد.
اسراف:
اسراف حرام است وقرآن مجيد صريحا از آن نهي كرده است و اسراف كنندگان را دشمنان خدا و برادران شيطان ناميده است .
اسراف و تبذير به معناي زيادي روي در خوراك و لباس و ساختمان و...ميباشد و اعتدال و ميانه روي كه حد وسط افراط و تفريط ميباشد مورد توصيه و سفارش قرار گرفته است .
و در روايت است كه اسراف موجب فقر و تنگدستي شده و دعاي چنين شخصي مستجاب نميشود.
البته اسراف به حسب افراد مختلف است و هر كس بر طبق شان خودش بايد از اسراف پرهيز نمايد اما به طور خلاصه ميتوان گفت آنچه از صورت ضرورت و نياز خارج شود.
اسراف صورت هاي مختلفي دارد ،آب ريختن بيش از نياز ،مصرف كردن برق بيش از اندازه ،تهيه خوردني و آشاميدني بيشتر مقدار حاجت، فراهم آوردن لباس و خانه بيش از نياز و...همه از مصاديق اسراف است.
بيشتر تكلفات و سختي هاي زندگي از نتايج اسراف كاري ها ميباشد.اسراف و تبذير وضع اخلاقي و اقتصادي فرد و جامعه را دگرگون ساخته و موجب فقر و ورشكستگي و پريشاني شده،خوشبختي و راحتي جان و روان انسان را سلب مينمايد ،و قناعت و ميانه روي اثري روشن در عكس اي امور دارد،فضاي جامعه را نگاه ميدارد،فقر و تهي دستي را از بين ميبرد،از وابستگي مسلمين به اجانب ميكاهد ،و آرامش دروني براي انسان به ارمغان ميآورد.
غيبت:
غيبت يعني ياد كردن از ديگران در غياب آنها به گونه اي كه از شنيدن آن ناراحت ميشود ،و يا افشاء پنهان يك مومن در حضور ديگران.
غيبت از محرمات بزرگ و از گناهان كبيره لست و داراي عذاب و عقابي شديد در آخرت و عواقبي سخت دشوار در دنيا ميباشد ،و صريحا و شديدا مورد قرآن مجيد قرار گرفته است.
غيبت چون باعث ريختن ابروي مومن ميشود،و بالاترين خيانت ها به حساب ميايد،و خداوند حسنات غيبت كننده را در نامه ء اعمال غيبت شونده قرار ميدهد،و در قيامت شخصي كه غيبت ديگران را ميكرده نامه ءعملش را تهي از كارهاي خيري كه انجام داده می يابد و حسرت و پشيماني شديدي متوجه او ميگردد.
شنيدن غيبت هم مثل غيبت كردن حرام است و داراي عذاب و عقاب سختي ميباشد.
پس بر مومنين لازم است ابتدا از غيبت كردن ديگران بپرهيزند و ثانيا در جاييكه غيبت مومني ميشود حاضر نشوند و يا اگر حاضر هستند از غيبت و سخن گفتن درباره ديگران جلوگيري نمايند .
و در روايت است كه مومنين در غياب به ياري يكديگر برخيزند و از غيبت و بدگويي و افشا پنهاني هاي مومنين جلوگيري نمايند.
تهمت زدن به مومنين نيز حرام است و ارتكاب آن عقاب شديدي در پي دارد.
فرق غيبت و تهمت آن است كه غيبت بيان چيزي است كه حقيقت دارد ولي صاحبش راضي به افشا و بيان آن نميباشد،اما تهمت بيان امري.
نميمه :
سخن چيني نمامي كه موجب روشن شدن آتش فتنه و دشمني در بين مردم ميشود حرام است، و عذاب سخت اخروي را پي دارد و به مراتب از قتل كشتن ديگران شديدتر و پر خطر تر است و روايات اخبار بر حرمت سخن چيني و حرام بودن بهشت بر چنين شخصي دلالت روشن دارد .
نميمه يعني كسي درباره شخصي سخني گفته و شنونده اين سخن را به او برساند و يا فاش كردن رازي كه صاحب آن راز به افشاي آن راضي نباشد.
حكايت: شخصي غلامي ميفروخت و مي گفت: در او هيچ عيبي نيست جز آن كه نمام و سخن چين است. مشتري گفت : باكي نيست و او را خريد و به خانه برد .
روزي غلام به زن ارباب خود گفت: مولايم تو را دوست نميدارد و ميخواهد كنيزكي بخرد،
تو تيغي بردار و چون شوهرت خوابيد چند تار از موهاي زير گلويش را بردار و به من بده تا جادو كنم تا عاشق تو شود.
سپس نزد ارباب رفت و گفت اين زن عاشق كس ديگري شده و ميخواهد تو را به قتل برساند،
خود را به خواب بزن تا ببيني با تو چه خواهد كرد .
مرد خود را به خواب زد ،ديد زن آمد و تيغي به دست دارد ، چون رسيد و ريش او را به دست گرفت يقين پيدا كرد كه او را خواهد كشت ، پس از جا برخاست و زن را با آن تيغ بكشت.
خويشان زن خبر دار شده و آمدند مرد را بكشند، و خويشان مرد نيز آمدند و بين ايشان جنگ پيوست و خون بسيار ريخته شد .
و اين ها همه از آثار نمامي ،سخن چيني و دو به هم زني ميباشد.
اهانت به مومن:
مومن در نزد خداوند مقام و منزلتي بس عظيم دارد ،و خداوند خود را ولي مومنين ،و يار ياور و ناصر آنها ميخواند ،و آنان را در رديف خود و پيامبرش قرار ميدهد، و خود را مشتري جانهاي آنها ناميده است ،و آيات بسياري در عظمت شان و منزلت والاي مومن در قرآن وجود دارد و روايات متعددي در اين زمينه وارد شده است .
و لذا كوچكترين اهانت به مومن را حرام و غير جائز دانسته و بر آن عقاب و عذاب سخت و دردناك قرار داده است.
اموري كه آيات و روايات ارتكاب آن را نسبت به مومنين غير جائز و حرام بر شمرده اند عبارت است از:
1.استهزاء ومسخره كردن مومن .
2.ريختن آبروي مومن.
3.دشنام و فحش به مومن دادن.
4.طعنه زدن به مومن.
5.خوار و سبك كردن مومن.
6.سرزنش كردن مومن.
7.هرگونه اذيت و آزار نمودن مومن.
8.هر نوع اهانت و بي احترامي نسبت به مومن.
نيرنگ:
مكر و خدعه و نيرنگ و فريب دادن ديگران و پيمان شكني حرام است و وعده آتش بر آن داده شده است.
در روايات اسلامي خيانت به مردم ،و مكر نيرنگ نسبت به آنها مورد نهي شديد قرار گرفته و عذاب سختي بر آن داده شده است.
مسلمان وارسته كسي است كه هرگز نسبت به ديگران مكر و خدعه ننمايد ،كسي را فريب ندهد، پيماني را نقص ننمايد.
بي احترامي به قرآن ،كعبه و مسجد:
1.قرآن :
قرآن كتاب آسماني مسلمين و در بر گيرنده كلمات نوراني خداوند متعال است ،و لذا در نزد مسلمين از عزيزترين و شريفترين چيزها ميباشد.
از همين جهت است كه كوچكترين اهانت و بي احترامي نسبت به آن حرام و داراي عقاب و عذاب ميباشد.
هر گفتاري و يا كرداري درباره ي قرآن مجيد كه در عرف به عنوان خوار كردن و سبك شمردن آن به حساب آيد حرام است و ارتكاب آن معصيتي بزرگ ميباشد.
نجس كردن قرآن ،انكار حرمت آن،لگد مال كردن آن،و...همه از مصاديق بي احترامي و اهانت به قرآن مجيد است.
و لذا نوشتن قرآن با مرکب نجس،و دادن قرآن به دست کافر حرام است،و گرفتن قرآن از دست کافر،و پاک کردن قرآن نجس واجب ميباشد و گذاشتن دست بي وضو بر آيات نوراني قرآن نيز جايز نيست.
دعاهاي وارده از معصومين هم داراي احترام و عظمت خاصي ميباشد و بي احترامي به آنها نيز جايز نميباشد.
2.کعبه:
بعد از قرآن مجيد هيچ چيز در عالم اسلام عزيزتر از و شريفتر از کعبه معظمه است.
امام جعفر صادق(ع) فرمود:سه چيز در حرمت و شرافت نزد خداوند اهميّت بسياري دارد،اول قرآن مجيد ،دوم خانه خدا که قبله مردم است ،و سوّم عترت پيغمبر اکرم(ص).
3.مسجد:
هر مکاني که به نام مسجد بناء شده باشد رعايت حرمت آن واجب،و اهانت و هتک آن مانند:خراب کردن ،و آلوده ساختن آن به نجاست حرام و از گناهان کبيره است،و اين بدان جهت است که مساجد خانه هاي خداوند در روي زمين است.
توقف جنب ،حائض و نفساء در مسجد حرام است ((ولي عبور بدون توقف يعني وارد شدن از دري و خارج شدن از در ديگر مانعي ندارد .))
و در مسجدالحرام در مکّه و مسجد النبي (ص)در مدينه حتي عبور هم جايز نيست.
ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم