سئوالات مخصوص نوجوانان اسلامی

باسلام

- چند نوبت نماز میخوانیم؟ 5 یا 3 نوبت

- تعداد رکعت ها و رکوع و سجود در نماز ها. صبح دو رکعت و دو رکوع و چهار سجده، ظهر و عصر و عشاء چهار رکعت و چهار رکوع و هشت سجده و مغرب، سه رکعت و سه رکوع و شش سجده.

- شیعه اثنی عشر یعنی چه؟! دوازده امامی

- چهارمین خلیفه خداوند، چرا امیرالمومنین ع لقب گرفت؟! داستان دیدار حضرت خضر نبی ع و پیامبر ص و امیرالمومنین ع بنا بر قرآن که اولی حضرت آدم ع، دومی حضرت داود ع ، سومی حضرت هارون ع و چهارمین خلیفه در حج الاکبر - عید غدیر خم بهترین وصی.

- یک داستان مذهبی زیبا.

- تعداد سوره ها. 114

- تعداد حزب و جزء قرآن. 120 حزب و 30 جزء

- نام های دیگر قرآن. فرقان، کتاب و ..

- سید شباب اهل جنه خطاب به کیست؟! امام الحسن و الحسین ع

- سیدالساجدین کیست؟ امام سجاد ع

- چند کتاب شیعیان. قرآن، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه

- تعداد پیامبران الله.124 هزار فرد.

- تعداد معصومین. 14 فرد.

- حواریون که بودند و چند تا هستند؟! دوازده فرد از یاران حضرت عیسی ع.

- کم سن ترین امام معصوم که بود؟ جواد الائمه ع در سن 25 سالگی.

 

سئوالات مخصوص کودکان اسلامی

باسلام

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

كودكان را به پنج دلیل دوست دارم؛
گریه می كنند، چرا كه گریه كلید بهشت است.
قهر می كنند، ولی زود آشتی می كنند چرا كه دلی بی كینه دارند.
چیزی را زود خراب می كنند چون دلبستگی به دنیا ندارند.
با خاك بازی می كنند چون غرور ندارند.
هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.

- بگو لا اله الا الله

- بگو محمد رسول الله

- چند امام داریم؟ 12 تا

- نام پیامبرمان چیه؟ حضرت محمد ص ، یس، طه، احمد و ...

- اسم شما چیه؟

- اسم بابا؟

- اسم مامان؟

- چه دوست داری؟

- یه صلوات بفرست!

- بابا یا مامان را ببوس.

- بابا و مامان را دیدی نماز بخونن؟!

 

میلاد امام جواد الائمه ع و امامزاده علی اصغر ع بر شیعیان میمون و مبارک

با سلام و عرض تبریک

حضرت جواد الائمه علیه السلام بنا بر قول مشهور در دهم ماه رجب سال 195 هجری به دنیا آمده اند.

پدر بزرگوار آن، حضرت امام رضا علیه السلام و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که حضرت رضا علیه السلام نام ایشان را خیزران نهادند.

نام آن حضرت محمد و کنیه ایشان ابوجعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است.

حضرت رضا علیه السلام آن حضرت را با کنیه یاد می کردند و می فرمودند: ابوجعفر به من نامه نوشته است. نامه هایی که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود و هنگامی که امام رضا علیه السلام می خواستند نامه برای امام جواد علیه السلام بنویسند، آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند.

یک روز در ایام کودکی حضرت جواد علیه السلام را نزد پدر بزرگوارش امام رضا علیه السلام آوردند، آن حضرت فرمودند: این مولودی است که برای شیعه مبارک تر از او به دنیا نیامده است.چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا علیه السلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند. بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند، هنگامی که خداوند جواد الائمه علیه السلام را به مولایمان حضرت رضا علیه السلام داد، نگرانی و شک و تردید مردم برطرف شد. آن حضرت شش فرزند داشت: ابوالحسن حضرت هادی علیه السلام، ابوطالب جناب زید، ابو جعفر جناب موسی مبرقع، حکیمه خاتون، خدیجه خاتون و ام کلثوم.


ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

ولادت با سعادت حضرت باب الحوایج علی اصغر علیه السلام در این روز واقع شده است. با در نظر گرفتن این که آن حضرت در شش ماهگی و روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید، ولادت حضرت مطابق این روز می شود. بعضی هم ولادت آن حضرت را در 8 یا 9 ثبت کرده اند. نام شریف آن حضرت عبدالله مشهور به علی اصغر است. لقب شریفش باب الحوایج، رضیع، مذبوح من الاذن الی الاذن است. پدر بزرگوارش امام حسین علیه السلام و مادر والا مقامش حضرت رباب دختر امر القیس کلبی است. قاتل آن حضرت، حرمله بن کاهل اسدی ملعون است که قلب امام حسین علیه السلام و اهل بیت و شیعیان، بلکه هر شنونده این مصیبت را سوزاند.


لعن الله ظلمک یا رسول الله و ذریه

متن کامل مولود نامه نور پاک محمد ص

باسلام و تهیت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلوۃ و السلام علی خیر خلقه محمد و اله اجمعین .
اما بعد : چنانچه در حدیث آمده :
(( اول ما خلق الله نور محمد صلی الله علیه وسلم )) یعنی اول چیزی که خدا آفرید نور پاک آن بزرگوار بود .
چون نور پاک آن حضرت آفریده شد سر به سجده نهاد خطاب از حضرت عزت در رسید که ای نور پاک من و ای محبوب من ، من از محبت تو هفت دریا آفریدم :
اول : دریای نور،
دوم دریای علم ،
سوم دریای حلم ،
چهارم : دریای صبر،
پنجم : دریای عقل ،
ششم : دریای فقر،
هفتم : دریای همت
و در هر دریا از این دریاها خدا تعالی مرا به ید قدرت خود ده هزار سال به داشت ، بعد از هفتاد هزار سال فرمان خدا در رسید که ای نور پاک من و ای محبوب من محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم برخیز، وجود خود را پنهان مدار چون که برخاستم و نور خود را به امر خدای تعالی جنبانیدم صد و بیست و چهار هزار قطره نبوت و عصمت پیدا شد.
بار اول سیصد و سیزده نف پیغمبر مرسل شد و دو قطره آب از چشم راست من چکید ،
از قطره اول جبرئیل و از قطره دوم میکائیل پیدا شد .
باز دو قطره آب از چشم چپ من چکید ،
از قطره اول اسرافیل و از قطره دوم عزرائیل پیدا شد .
باز دو قطره آب از گوش راست من چکید ،
از قطره اول لوح و از قطره دوم قلم پیدا شد .
باز دو قطره آب از گوش چپ من چکید ،
از اول عرش و از دوم کرسی آفریده شد .
باز دو قطره از سینه من چکید ،
هشت در بهشت آفریده شد .
باز دو قطره آب از کتف من چکید ،
از قطره اول آفتاب و از قطره دوم ماهتاب پیدا شد .
باز پنج قطره آب از دست راست و چپ من چکید ،
از اول باد صرصر و از دوم برف آفریده شد
و از سوم رعد و از چهارم خاتم و از پنجم صوراسرافیل آفریده شد.
باز چهار قطره آب از دست چپ من چکید ،
از قطره اول سدرۃ المنتهی و از دوم درخت طوبی و از سوم حضرت آدم صفی الله و از چهارم آب و باد و خاک و آتش آفریده شد .
فرمان در رسید که ای نور پاک من از نور پاک تو چهار عنصر آفریدم بنگر که از این چهار کدام را اختیار می کنی تا پیغمبری تو را اظهارکنم ؟
اول نورپاک محمد باد را آواز داد که السلام علیک ای باد ،
باد به زبان حال عرض کرد : علیک السلام درحقیقت تو کیستی!؟
نور محمد ص فرمود : یک بنده از بندگان خدا تویی یک بنده از من .
بعد از آن نور پاک محمد ص فرمود : ای باد چه می کنی ؟
گفت هر چه مراد من است .
پس نور پاک محمد ص فرمود : استغفرالله ،
بنگر چه عیب داری .
باد عرض کرد : چه عیب دارم!؟
نورمحمد ص،فرمود: بنده بی عیب نیست بی عیب خداست .
باد گفت : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ،
بعد از آن نور پاک خاک را آواز داد و گفت : السلام علیک ای خاک ،
خاک به زبان حال عرض کرد : علیک السلام یا نور محمد ص.
در حال ایمان آورد . پس نور پاک ، درویشی و فروتنی خاک را پسندید و او را در کنار گرفت و فرمود تو را اختیار کردم و تو را بازخواندم و هیچ آدمی از این چهار عنصر بیرون نیست آنانی که آبی هستند جوان مرد و اهل کرمند و آنانی که خاکی می باشند مسکینان هستند .
پس نور محمد صلی الله علیه وسلم فرمود : خاک را اختیارکردم.
پس خداوند تبارک و تعالی فرمود: که آدم را از خاک آفریدم و از خاک پروریدم بازش به خاک فرو برم و هم در روز قیامت از خاک بیرونش آورم به حکم آیۂ (( منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارۃ اخری )) .
دیگر فرمود : بسم الله الرحمن الرحیم خلقت راسه من البرکۃ ،
یعنی سر مبارک محمد صلی الله علیه و سلم را از حیا آفریدم .
و خلقت انفه من العنبر الا شهب ، یعنی بینی مبارک آن جناب را از عنبر اشهب آفریدم ،
و خلقت اذنه من العبرۃ ،
یعنی دو گوش محمد صلی الله علیه وسلم را از عبرت آفریدم ،
تا از بد عبرت گیرد .
وخلقت شفتیه من التسبیح ،
یعنی هر دو لب محمد صلی الله علیه و سلم را از ذکر آفریدم ،تا ذاکر بود .
وخلقت فمه من النور ،
یعنی دهان محمد صلی الله علیه و سلم را از نور آفریدم ،
و خلقت قلبه من الا خلاص یعنی قلب محمد صلی الله علیه و سلم را از اخلاص آفریدم .
و خلقت عضدیه من القوۃ ، یعنی دو بازوی محمد صلی الله علیه وسلم را از قوت آفریدم .
وخلقت یدیه من السخاء ، یعنی دو دست محمد صلی الله علیه وسلم را از سخا آفریدم .
و خلقت لحمه من مسک الجنۃ ، یعنی گوشت محمد صلی الله علیه وسلم را از مشک جنت آفریدم .
وخلقت خلقه من عسل الجنۃ ، یعنی خلق محمد صلی الله علیه وسلم را از عسل جنت آفریدم .
وخلقت امعائه من الصبر ، یعنی روده های حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را از صبر آفریدم .
وخلقت عظامه من کافور الجنۃ ، یعنی استخوان های مبارک محمد صلی الله علیه وسلم را از کافور جنت آفریدم.
وخلقت قدمیه لعبادتی ، یعنی قدم های مبارک محمد صلی الله علیه وسلم را برای عبادت آفریدم .
روایت است که هر کس این مولود نامه را بخواند و یا با خود دارد در وقت نماز خواندن این صفت آفرینش نور محمد ص را در پیش قبله اش گذارد هم چنان باشد که در جماعت حضرت محمد ص حاضر بوده و نماز گزارذه و هرکه این صفت آفرینش نور پاک را بخواند یا با خود دارد ثواب چهار کتاب آسمانی را به او بدهند .
اول : تورات موسی ع،
دوم : انجیل عیسی ،
سوم : زبور داوود
و چهارم : فرقان محمد صلی الله علیه وسلم و ثواب هر شهیدی که در کربلا در راه فرزند محمد صلی الله علیه وسلم شهید شده باشد و به حرمت این مولود نامه از دنیا نرود تا واقعه خود را در بهشت نبیند.
دیگر روایت است که حق تعالی جبرئیل امین را فرستاد که هر که ثواب و فضیلت تو را خواهد ، بخواند یا با خود دارد یا بشنود و حضرت حق سبحانه و تعالی فرمود : (( الا ان اولیا ء الله لا خوف علیهم ولا یحزنون )) در درجات عالیه آن در آورد بنده را .
و جبرئیل گفت : هرکه صفت آفرینش نور پاک تو را در حالتی که پاک باشد بخواند که خالق اویم هفتاد هزار فرشته در مشرق بیافرینم تا روز قیامت برای او استغفار کنند و از گناهان او از من سؤال کنند و طلب رحمت و مغفرت برای او بنمایند و دعای جمیع فرشتگان را در حق او مستجاب فرماید ،
هرکه این صفت آفرینش نور پاک محمد صلی الله علیه وسلم را بخواند یا با خود دارد یا بشنود ، خداوند تبارک و تعالی آن بنده را عزیز و محترم فرماید ، و از دنیا بیرون نرود مگر با ایمان جلیل و درب هشت عنبر سرشت او را جای و منزل دهد که به خوبی او کسی را ندیده باشند و حله های بهشت در او بپوشانند و ثواب بی حد و حساب به او دهند و آن بنده را از فتنه دجال محافظت فرماید.
هر که این صفت آفرینش را در روز پنج شنبه یا جمعه یا دوشنبه بخواند چنان که خلایق بشنوند من که خدای اویم از برکت و فضیلت این مولود نامه محمد صلی الله علیه وسلم او را در همسایگی خود یعنی در خانه کعبه جای دهم .
و حق سبحانه و تعالی نوری به ید قدرت خود کرامت فرماید ، یعنی آن جایی که او باشد تمامی آن جا فرشته رحمت باشند که بر سر ابراهیم ع و موسی ع و یعقوب ع و هارون ع و اسحق ع و ادریس ع و جمیع پیغمبران و کسانی که مرا فرد بی همتا می دانند و از زن و فرزند منزه و مبرا دانند و طاعت و عبادت پذیرفته کنند ثواب همه را در دیوان این بنده نویسم و در بهشت هزار درجه از برای او بلند سازم، ثواب صابران و مجاهدان را به او کرامت فرمایم و چون آن بنده در روز قیامت برخیزد فرشتگان رحمت او را یاری کنند و مژده دهند او را به بهشت اگر چه گناهان او به عدد برگ درختان و ریگ بیابان باشد.
حضرت حق سبحانه و تعالی به فضل و کرم خود از او درگذرد و در وقت جان دادن او را از هیبت ملک الموت ایمن دارد و هیچ گزندی از برای او نباشد و سؤال نکیر و منکر را بر او آسان گردد.
و هرکس این صفات آفرینش نورپاک محمد صلی الله علیه وسلم را بخواند یا با خود دارد من که خدای اویم ثواب صد سال عبادت به حق شئون لوح و قلم و عرش کرسی و بحر و بر و مشرق و مغرب و عوامل فلک و ملک و تراب و ثریا و شمس و قمر و زهره و مشتری و زحل و سدرۃ المنتهی و جن و انس و مصباح و مسا آنقدر به آن بنده کرامت فرمایم و از دار دنیا بیرون نبرم تا جای خود را در بهشت ببیند و هر مومن و مومنه این صفت آفرینش را بخواند یا با خود دارد از جمیع بلاهای شب و روز در امان خدا باشد و حق سبحانه و تعالی او را از بلیات دور از شر دیو و پری و از شرچرنده و گزنده و سگ دیوانه و بلاهای ارزی و سماوی در پناه خود محفوظ فرماید به سلامت بدارد و هرگز در نماند و اگر قرض دار باشد خداوند قرض او را ادا فرماید و از خزانه غیب خود خاطر او  را جمع دارد و به دست هیچ ظالمی او را گرفتار ننماید و دایم با آبرو و حرمت باشد و در روزی به روی او گشاده گردد و دارنده این مولود نامه صاحب دنیا و آخرت بوده باشد.
و حضرت محمد صلی الله علیه وسلم وصیت فرمود که ای دوستان و محبان به خداوندی که من رسول اویم مرگ بر من دست یافت زیرا که هیچ آفریده ای را از مرگ چاره ای نیست اکنون شما تفرقه دنیا را به خود راه ندهید و از کار آخرت غافل نباشید که مبادا پشیمان شوید و پشیمانی سودی نداشته باشد و اگر خواهی در دنیا و آخرت کار شما با خیر باشد و بر شما خوش گذرد به دنیا فریفته نشوید هر که این صفت آفرینش نور محمد ص را با خود دارد پیش خدا و خلق مکرم باشد و از دنیا بیرون نرود مگر با نور ایمان و شادکامی به بهشت عنبر سرشت درآید و دارنده این مولود نامه از عمر خود خیر و برکت بیند و اهل بیت او هرگز فقیر نشود درد فراق نبیند نقل است از قطب الاقطاب سید علی مدنی که مصنف نود و نه نام است که از خانه خویش صفت آفرینش نورمحمد صلی الله علیه وسلم را برداشت و نزد سلطان محمود غزنوی برد.
سلطان محمود فرمود تا این مولود نامه را در آن نواحی مشهور نمایند و در همان شب خواب دید در عرصه قیامت ایستاده و حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را در کرسی از نور نشسته و یکصد و بیست و چهارهزار پیغمبر در حضور مبارک او حاضر بودند و از حضرت حق سبحانه و تعالی خطاب رسید که ای سلطان محمود و ای سبکتکین تو را آمرزیدیم و جمیع گناهان تو را عفو کردم برای اینکه تو صفت آفرینش نور محمد صلی الله علیه وسلم را عزیز گردانیدی و در بهشت را به روی تو گشادم و چون محمود از خواب بیدار شد به شکرانه این مژده هزار برهنه را پوشانید و این وصیت نامه را به دست خود نزد رییس مدینه فرستاد و سواد آن را نوشت و شهر به شهر و دیار به دیار فرستاد اول به مصر و شام و یمن و طایف و مکه فرستاد و به تمام ولایات مسلمانان بردند و شهرت یافت و آمرزیده باد کسی که این وصیت نامه را شهر به شهر، ده به ده و محله به محله و کوچه به کوچه و خانه به خانه فرستد و برساند و از اسماعیل مصری روایت است در آن ساعت که حضرت محمد صلی الله علیه و سلم را در خواب دیدم که آن حضرت دست مبارک خود را بر سینه حلم چسبانیده و آب دیده مبارک آن حضرت جاری بود و فرمود که این وصیت نامه را پنهان مدارید و به امتان من بدهید و بگویید که از محاسن سفید من شرم کنید و توبه کنید و هر که این وصیت نامه را از خلق پنهان کند از شفاعت من بی نصیب بود و هر که به مردم برساند و بیاموزد از شفاعت من بهره مند شود و ان شاءالله تعالی بی شک به بهشت عنبر سرشت در آید.
لک الحمد و لک الشکر

رسالت قلم

باسلام

مردم میخوانند و مینویسند تا بدانند و بگویند.

وقتی حضرت ادریس ع به پیامبری مبعوث شد، مردم به هفتاد و دو زبان سخن می گفتند و خدای متعال جل جلاله همه آن لغات را به وی تعلیم داد. او همچنین نخستین کسی بود که حرفه و هنر دوزندگی داشت و لباس می دوخت. قبل از وی مردم پوست برتن می کردند. حضرت ادریس ع خیاط بود و در مسجد سهله بدین کار اشتغال داشت.

...

اگر تمام دریاها مرکب شوند ...

 

مکان قبر قاتلین امامان شیعه(علیهم السلام)

با سلام و احترام


- قبر ابن ملجم قاتل امام علی امیرالمومنین (علیه السلام) :
ابن بطوطه می‌نویسد: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: این جا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی(ع) است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می‌کنند و به مدت ۷ روز آن‌ها را در این مکان می‌سوزانند.[1]

- قبر جعده قاتل امام حسن مجتبی(علیه السلام):

در مورد چگونگی مرگ و محل دفنش مطلبی نیافتیم.آنچه در مورد جعده از به شهادت رساندن امام حسن(علیه السلام) ذکر شده است این است: ابوالفرج می‌نویسد: معاویه به وعده مالی عمل کرد و برای جعده صدهزار درهم فرستاد اما برای ازدواج جعده با یزید رضایت نداد.[2] معاویه در این باره می‌گفت: می‌ترسم آنچه را در مسموم کردن فرزند رسول خدا(ص) روا داشتی درباره فرزندم انجام دهی.[3]

- قبر شمر قاتل امام حسین(علیه السلام) به دستور یزید بن معاویه:
برای شمر قبری ذکر نشده است.

- قبر ولید بن عبدالملک قاتل امام سجاد(علیه السلام)

جنازه وی را بعد از مرگ در مقابر فرادیس یا بیرون باب‌الصغیر دمشق دفن کردند.[4]

- قبر ابراهیم بن ولید قاتل امام باقر(علیه السلام)
ابراهيم ‏بن ‏وليد پس از واگذارى امر خلافت به مروان ‏حمار در شام زندگى می ‏كرد. تا اين كه در سال ۱۳۲ قمرى با شكست مروان‏ حمار در برابر جنبش عباسیان و سقوط شهر دمشق، وى به همراه بسيارى از امويان بدست انقلابيون عباسى كشته شد .[5]

- قبر منصور عباسی قاتل امام صادق(علیه السلام)
منصور عباسی، پس از بيست و دو سال خلافت، در ششم ذي حجّه سال ۱۵۸قمري، در بازگشت از مراسم حج، در مكاني به نام "بئر ميمون "به هلاكت رسيد و جنازه اش را به مكّه معظمه حمل كرده و در آنجا به خاك سپردند. [6]

- قبر هارون الرشید قاتل امام کاظم(علیه السلام)
وي بيش از ۲۳ سال در رأس خلافت و حكومت كشور پهناور اسلامي قرار داشت. سرانجام در سال هاي لشكركشي به شرق عالم اسلام، در اول جمادی الثانی و يا سوم و يا چهاردهم اين ماه در ۴۵ سالگي در ناحيه توس به هلاكت رسيد و پس از نماز فرزندش صالح بن هارون بر پيكر او، در روستاي سناباد مدفون گرديد.[7]

- قبر مأمون قاتل امام رضا(علیه السلام)
پس از مرگش به طرطوس كه هم اكنون طرطوس مي گويند، واقع در غرب شام و در ساحل درياي مديترانه به خاك سپردند. پس از وي، برادرش ابواسحاق، معروف به معتصم به خلافت رسيد.[8]
قبر او هم اکنون در طرسوس کنار مرز ترکیه و سوریه نزدیک دریا موجود است و از میان خلفای بنی عباس تنها قبر مأمون مانده است و قبور بقیه خلفا همه ویران شده اند و اثری از آنها نیست.

- قبر ام فضل قاتل امام جواد(علیه السلام) بدست معتصم عباسی
در مورد محل دفن این ملعونه مطلبی نیافتیم.

- قبر معتز قاتل امام هادی(علیه السا
لم)
در مورد محل دفن او مطلب مستندی نیافتیم.ولی در مورد مرگش اینگونه نقل شده است:
او پیوسته سرگردگان اتراک را می کشت تا در روز مبعث 255 ه عده ای به سرکردگی صالح بن وصیف دور معتز را گرفتند و توبیخ و سرزنش کردند و از او مطالبه اموال کردند و او را از حجره بیرون کشیدند و در افتاب گرم به پای داشتند که از شدت گرما تکیه بر یک پا می کرد و او را پیوسته می زدند تا اینکه در 27 رجب خود را از خلافت خلع کرد . سپس سه روز به او آب و غذا ندادند تا مرد و به قولی دیگر او را با آب جوش تنقیه کردند . بعضی گفته اند : او را پنج روز در گرمابه بدون اب و غذا حبس کردند و روز اخر آب نمک یا آب برفی به او دادند و به این سبب کشته شد .[9]

- قبر معتمد عباسی قاتل امام حسن عسکری(علیه السلام)
معتمد عباسي در 18 رجب سال 279 قمري در بغداد به كام مرگ گرفتار آمد وي را به سامرا منتقل كرده و در آن جا مدفون نمودند.[10]

پی نوشتها:
[1]. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحلة ابن بطوطة، تحفة النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار، ریاض، اکادیمیه المملکه المغربیه.ج ۱، ص۱۶۷.

[2]. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، نجف، مکتبةُ الحیدریة، ۱۳۸۵ق.، ص۴۸.

[3]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه،‌دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۸ق.، ج ۱۶، ص۱۱.

[4]. عبدالرحمان ابن‌جوزی، المنتظم فی‌تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.

[5]. تاريخ ‏ابن‏ خلدون، ترجمه عبد المحمد آيتى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، چ اول، 1363ش.،ج‏2،ص: .182 . طبقات‏ ناصرى، منهاج سراج (م بعد 658)، تحقيق عبد الحى حبيبى، تهران، دنياى كتاب، چ اول، 1363ش.،ج‏1،ص:101

[6]. تاريخ ابن خلدون ، ج۲، ص۳۱۹.

[7]. البدايةوالنهاية، أبو الفداء اسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقى (م 774)، بيروت، دار الفكر، 1407/ 1986.،ج‏10،ص:221

[8]. وقايع الايام شيخ عباس قمي، ص ۳۱۲.

[9]. تاريخ ‏ابن‏ خلدون،ترجمه‏،ج‏2،ص:461

[10]. تاريخ ‏ابن‏ خلدون،ترجمه‏،ج‏2،ص:537

حکومت امام عصر عج

سلام

ما اعلام میکنیم که در زمان حکومت امام عصرمان، هر فردی از آنچه نصیبش شده و تقسیم شده راضی نباشد، باید در نگرش و بینش خود در قبول اسلام و سنت رسول الله تجدید نظر کند.

سالها منتظر بودیم که چنین شود، عدالت در کنار احسان بود، ولی طالب فردی بودیم که در کنار دوستانش، عدالت را معنی و تفسیر عملی کند و ما بفهمیم.

تسلیم کردم خود به او، باید در عقیده و باور و رفتار ظاهری و باطنی باشد.

خوبی هایمان بیشتر از بدیهایمان بود.اگر باور کنیم.

دوستمان دارد، پس آنچه شایسته اش هست دوستش بداریم و بندگی کنیم.

یا حق

10 فضیلت اخلاقی برتر از دیدگاه امام صادق(ع)

در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که فرمودند: مکارم اخلاق ده چیز است، اگر می‌توانی آن‌ها را داشته باش، زیرا گاهی شخصی آن‌ها را دارد و فرزندش ندارد، و گاهی در فرزند هست و در پدرش نیست، و گاهی در برده هست و در آزاد نیست. عرض شد آنها چه هستند؟ امام(ع) فرمود:
 
1. صادقانه و شجاعانه در راه خدا جنگیدن.               
2. راستگویی.         
3. امانت داری.              
4. صله رحم.            
5. پذیرایی از مهمان.            
6. غذا دادن به سائل (کسی که غذا می طلبد)
7. جبران کردن نیکی ها.          
8. انجام ندادن کاری که باعث مذمت همسایه شود( یعنی مراعات نکردن حق همسایه ).         
9. مراعات حق رفیق.                        
10. و سر همه مکارم بهتر و عالی‌تر ازهمه (حیا و شرم) است زیرا کسی که در برابر خالق و مخلوق حیا و شرم داشته باشد همه این مکارم اخلاق را رعایت می‌کند.
 
منابع:
مستدرک الوسائل، جلد11، ص190
الکافی، جلد2، ص55
وسائل الشیعه، جلد15، ص182
احادیث الطلاب، ح3097
الخصال، جلد2، ص431
امالی طوسی، ص10
بحارالانوار، جلد69، ص372
بحارالانوار، جلد70، ص 367

تقویم سالروزها و مناسبت های مهم برای شیعه

سلام

ماه ربیع الاول:

اول: لیله المبیت در سال ۱۳ بعثت، در این شب، پیامبر اکرم از مکه به قصد هجرت به مدینه از شهر خارج شد و در غار ثور پنهان گردید؛ و علی برای اغفال دشمنان اسلام در بستر پیامبر خوابید، و مشرکان قریش -به گمان این‌که رسول خدا در بسترش خوابیده‌است- خانه را محاصره کرده بودند، و تا صبح منتظر ماندند، و صبحگاهان که به شمشیر آخته به خانه هجوم بردند تا پیامبر خدا را بکشند، علی را دیدند که از آن بستر برخاست؛ و آیه ۲۰۷ سوره بقره «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد: و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد، و خداوند به بندگان مهربان است» در شأن علی نازل شد.

هشتم: شهادت امام حسن العسکری ع در سال 260 هجری

نهم: سالروز امامت امام زمان عج و قتل عمر بن خطاب در سال 23 هجری

دهم: سالروز ازدواج حضرت محمد ص در 25 سالگی با حضرت خدیجه س در 40 سالگی، وفات حضرت عبدالمطلب در 8 سالگی پیامبر ص

دوازدهم: وارد شدن حضرت محمد ص به مدینه پس از گذشته 12 روز راهپیمایی، انقراض دولت بنی مروان در سال 132

چهاردهم: قتل یزید بن معاویه در سال 66 هجری

پانزدهم: ساخت اولین مسجد اسلام، مسجد قبا در سال یک هجری

شانزدهم: اسراء و معراج رسول گرامی اسلام ص یک سال پیش از هجرت

هفدهم: میلاد رسول گرامی اسلام ص در طلوع فجر روز جمعه سال 53 قبل از هجرت (عام الفیل)، میلاد امام جعفر صادق ع (موسس شیعه جعفری) در سال 83 هجری

هجدهم: میلاد حضرت ام کلثوم س دختر امیرالمومنین ع و حضرت فاطمه الزهرا س.

بیست و سوم: ورود حضرت فاطمه المعصومه س به شهر مقدس قم در سال 201 هجری

ماه ربیع الثانی:

هشتم: ولادت امام حسن العسکری ع

دهم: شهادت حضرت معصومه س در سال 201

چهاردهم: آغاز قیام مختار ثقفی در کوفه در سال 66

ماه جمادی الاول:

اول: مرگ هارون الرشید

پنجم: ولادت حضرت زینب کبری س

دهم: پیروزی امیرالمومنین ع در جنگ جمل و فتح بصره در سال 36 هجری

سیزدهم: شهادت حضرت فاطمه الزهرا س در سال 11 هجری

ماه جمادی الثانی:

سیزدهم: شهادت حضرت ام البنین س، مادر حضرت ابوالفضل ع در سال 64 هجری

بیستم: ولادت حضرت فاطمه الزهرا س در سال دوم بعثت

بیست و هفتم: شهادت امام هادی در سال 254 هجری

ماه رجب:

اول: میلاد امام محمد باقر ع در سال 57 هجری

دهم: میلاد امام محمدتقی ع در سال 195 هجری

سیزدهم: میلاد امیرالمومنین ع در 12 سال پیش از بعثت در کعبه

13 و 14 و 15 : ایام البیض (روزهای روشن)

هجدهم: وفات حضرت ابراهیم ع فرزند پیامبر ص

بیست و پنجم: شهادت امام موسی کاظم ع در سال 183 هجری

بیست و ششم: وفات حضرت ابوطالب پدر بزرگوار امیرالمومنین ع

بیست و هفتم: مبعث رسول گرامی اسلام ص

بیست و هشتم: خروج حضرت سیدالشهدا ع از مدینه به سمت مکه در سال 60 هجری

ماه شعبان:

 پیامبر اسلام ص فرمود: رجب ماه خداست، و شعبان ماه من است، و رمضان ماه امت من است.

سوم: ولادت حضرت امام الحسین ع در روز پنج شنبه سال 3 هجری

چهارم: ولادت حضرت ابوفاضل، ابوالفضل العباس ع در سال 26 هجری

پنجم: ولادت حضرت سیدالساجدین، امام سجاد ع در سال 37 هجری

هفتم: میلاد حضرت قاسم بن الحسن ع

چهاردهم: طبق روایت امام محمدباقر ع، بعد از شب قدر، بافضیلت‌ترین شب سال است، و شبی است که خداوند به خودش قسم یاد کرده‌است که نیازمندی را دست خالی بر نگرداند، مادامی که معصیت و گناهی را نخواهد.

 پانزدهم: میلاد آخرین حجت الهی، تنها فرزند امام حسن العسکری ع و امام غائبمان عج

ماه رمضان:

سوم: نزول کتاب انجیل بر حضرت عیسی ع

ششم: نزول کتاب تورات بر حضرت موسی ع

دهم: وفات حضرت خدیجه س در سال 10 بعثت

پانزدهم: میلاد دومین نور الهی ولایت، امام الحسن مجتبی ع

هفدهم: پیروزی مسلمانان در جنگ بدر در سال دوم هجری

هجدهم: یکی از شب قدر که قرآن بر رسول گرامی اسلام ص نازل شد و نزول کتاب زبور بر حضرت داود ع

نوزدهم: یوم الضربه، ضربت شمشیر خوردن امیرالمومنین ع بدست ابن ملجم ملعون در سال 40 هجری

بیستم: یکی از شبهای قدر ، فتح مکه در سال 8 هجری: رسول خدا به مسجدالحرام آمد و آهنگ تخریب بتها نمود و این هنگام سیصد و شصت بت در اطراف خانه کعبه نصب بود. رسول خدا با چوبی که در دست داشت تمامی را نگون‌سار کرد. پس رسول کلید خانه کعبه را طلب کرد و در را گشود و امر فرمود که صورت‌هایی که بر دیوار خانه کعبه کشیده بودند محو کردند. پس داخل خانه شد و نماز خواند. همچنین در همین روز علی پای بر دوش پیغمبر گذاشت و بالای بام کعبه رفت و بت‌ها را به زمین انداخت و در هم شکست و به رعایت ادب، خود را از میزاب کعبه به زیر انداخت.

مردم قریش صف کشیده بودند و تمامی در ترس بودند که پیغمبر با ایشان چه خواهد کرد. رسول خدا فرمود: من آن گویم که برادرم یوسف گفت: «لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِینَ: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می‌بخشد و او مهربانترین مهربانان است!»(یوسف:۹۲)، و جرم و جنایت ایشان را عفو کرد.

بیست و یکم: شهادت امیرالمومنین ع

بیست و دوم: مهمترین شب نزول قرآن، شب قدر

ماه شوال:

اول: عید فطر، که از اعیاد بزرگ اسلامی، و عید روزه‌داران واقعی است، که اعمالشان پذیرفته شده، و گناهانشان بخشیده شده‌است.

هشتم: روز ویران کردن قبور ائمه بقیع و حمزه سیدالشهدا و دیگر بزرگان اسلام و قبور صحابه و پدر پیامبر اکرم و دیگر آثار اسلامی در مدینه و سایر شهرهای عربستان توسط وهابیان و آل سعود، در سال ۱۳۴۴ هجری قمری.

پانزدهم: کشته‌شدن حمزه سید الشهداء در جنگ احد.

هفدهم: جنگ خندق، که جنگ احزاب هم نامیده می‌شود، از این جهت که قریش از همه قبائل و احزاب برای کندن ریشه مسلمین طلب کمک کرده بود: به پیشنهاد سلمان فارسی اطراف شهر خندقی کنده شد، پس از ۲۰ روز که قریشیان پشت خندق بودند، و به جز رد و بدل شدن تیر و سنگ جنگی صورت نمی‌گرفت، گروهی از قریش مانند عمرو بن عبدِود، نوفل بن عبد الله، هبیرة بن ابی وهب، عکرمة بن ابی‌جهل، و ضرار بن الخطاب مهیای جنگ شدند و اسب‌های خود را سوار شده از موضعی که تنگ‌تر بود، از خندق پریدند. عمروبن عبدود، مبارز طلبید و چون اصحاب وصف شجاعت او را شنیده بودند، کسی جرأتِ میدانِ او نکرد و همه سرها به زیر افکندند. رسول خدا چون شنید که عمرو مبارز می‌طلبد فرمود: هیچ دوستی باشد که شرّ این دشمن را کفایت کند؟ علیِ مرتضی عرض کرد: یا رسول الله مرا رخصت فرمای تا با وی بجنگم... و پس از اذن قتال آهنگ میدان کرد. در این وقت رسول خدا فرمود: «بَرَزَ الإیمانُ کُلُّه إلی الشرکِ کُلِّه». پس امیرالمؤمنین عمرو را دعوت فرمود به یکی از سه امر: یا اسلام آورد یا دست از جنگ با پیغمبر بدارد و یا از اسب پیاده شود. پس عمرو پیاده شد و اسب خود را پی کرد و با شمشیر آخته بر سر امیرالمؤمنین تاخت و با یکدیگر سخت جنگیدند، و گرد و خاک فراوانی از زمین به پا خاست. عمرو فرصتی کرد و شمشیر خود را بر امیرالمؤمنین علیه السلام فرود آورد. امیرالمؤمنین سپر در سر کشید. شمشیر عمرو سپر را دو نیمه کرد و سر آن جناب را جراحتی رسانید. امیرالمؤمنین چون شیر زخم خورده بر عمرو شتافت و به یک ضربت کار او را ساخت و تکبیر گفت. مسلمانان دانستند که امیرالمؤمنین پیروز شده، شاد شدند؛ و رسول خدا فرمود که مبارزه علی روز خندق افضلِ اعمالِ امّتِ من است تا روز قیامت. عکرمه و هَیبَره و نوفل و ضِرار که همراه عمرو بودند فرار کردند.

بیست و پنجم: شهادت امام جعفر صادق ع در سال 148 هجری

بیست و نهم: ولادت حضرت ابوطالب ع پدر امیرالمومنین ع

ماه ذی القعده:

اول: ولادت حضرت فاطمه المعصومه س

ششم: بسته شدن قرارداد صلح حدیبیه در سال ۶ هجری

یازدهم: ولادت امام رضا ع در سال ۱۴۸ هجری

بیست و سوم: ولادت حضرت ابراهیم خلیل الله ع و حضرت عیسی روح الله ع

بیست و پنجم: بنای کعبه و دحوالارض، روزی که نخستین خشکی‌ها از زیر آب -که تمام روی زمین را فرا گرفته بود- سر برآورد و سپس گسترش پیدا کرد. طبق روایات، نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد و خشک شد و سپس گسترش یافت، سرزمین مکه و به خصوص محل خانه کعبه بود. در روایتی از علی ع نقل شده‌است: اولین رحمتی که خدا از آسمان به زمین نازل کرد در روز ۲۵ ذی القعده بود؛ و خدا هر ساله در این روز هزار هزار رحمت نازل می‌کند.

بیست و نهم: شهادت جواد الائمه ع در ۲۵ سالگی به زهر معتصم عباسی در بغداد، به سال ۲۲۰ هجری

ماه ذی الحجه:

سوم: قبولی توبه حضرت آدم ابوالبشر ع

ششم: سالروز ازدواج، حضرت امیرالمومنین ع با دخت رسول الله ص، حضرت فاطمه الزهرا س

هفتم: شهادت امام محمدباقر ع در سال 114 هجری

هشتم: سالروز خروج، امام حسین ع از مکه به سمت کربلا در سال 60 هجری : یزید گروهی را مأمور کرد که حسین را در مکه به هر حال که باشد بگیرند و به نزد یزید ببرند یا آنکه او را به قتل رسانند. لاجرم حسین احرام حج را به عمره عدول فرمود و طواف خانه و سعی مابین صفا و مروه به جای آورد و مُحِل شد و به سمت عراق حرکت کرد.

روز ترویه : ترویه در لغت به معنای سیراب کردن و آب ذخیره نمودن است. در سابق که در عرفات آب نبود، حجاج در این روز برای وقوف در عرفات در فردای این روز، از مکه با خود آب می‌بردند.

نهم : روز عرفه ، حاجیان این روز را در صحرات عرفات به یاد خدا هستند. شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در کوفه، سال 60 هجری

دهم: عید قربان یا عید اضحی : این روز یادآور اخلاص و بندگی ابراهیم و اسماعیل در برابر فرمان خداست، آنجا که فرمان حق بر ذبح اسماعیل صادر شد، و ابراهیم و اسماعیل برای اطاعت محض از دستور خدا شدند و ابراهیم اسماعیل را به قربان‌گاه برد و کارد بر حلقوم او نهاد، که به ابراهیم ندا رسید که از آزمون الهی سربلند بیرون آمدی و فرمانبرداری خویش را اثبات نمودی. به جای فرزندت، قوچی قربانی کن. این روز، روز خوشحالی و سرور است، زیرا علاوه بر اینکه ابراهیم اطاعت و بندگی خویش را اثبات نمود، گروه عظیمی از حاجیان به او تأسی جسته، در منی قربانی انجام می‌دهند تا به خدا تقرب جویند، و بسیاری از مردم سراسر جهان قربانی مستحب انجام می‌دهند و فقرا و گرسنگان را سیر می‌نمایند.

پانزدهم: ولادت امام الهادی ع در سال 212 هجری

هجدهم: عید غدیر خم : در این روز، پیامبر اسلام به فرمان خدا علی را به‌امامت و جانشینی خود منصوب کرد. این واقعه در سال ۱۰ هجری و در سرزمین «خُم» نزدیکی مکه، کنار غدیر(برکه آب)ی واقع شد، و به این دلیل عید غدیر خم نامیده می‌شود. روایات متواتر فراوانی از طریق اهل سنت راجع به جریان غدیر خم نقل شده‌است، که علامه امینی آن‌ها را در کتاب الغدیر جمع آوری کرده‌است، و معتقد است با این همه اسناد جای هیچ تردیدی برای هیچ فرد با انصافی باقی نمی‌گذارد. در روایات آمده‌است: این روز روزی است که گناهان شیعیان توبه‌کار در آن بخشیده می‌شود، و روز شادی و سرور است، و روزی است که تبسم بر چهره مؤمنان نقش می‌بندد.

بیست و دوم : شهادت میثم تمار به جرم وفاداری به اهل بیت ع

بیست و سوم : شهادت طفلان مسلم در سال 60 هجری

بیست و چهارم : روز مباهله در سال دهم هجری : رسول خدا -پس از گفتگوی فراوان با مسیحیان نجران، و عدم پذیرش حق توسط آنان- با آنها در چنین روزی قرار مباهله گذاشت(مباهله یعنی این‌که طرفین از خدا بخواهند که هر کس ناحق را گرفتار مجازات الهی شود). طبق آیه «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ: هر گاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: "بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم."» پیامبر حسن و حسین(به عنوان ابناءنا) و فاطمه زهرا(به عنوان نساءنا) و علی بن ابی طالب(به عنوان انفسنا) را به همراه برد؛ ولی پیش از آنکه مباهله صورت گیرد، نصارای نجران با دیدن چنین جمعیتی و نیز نشان‌های نزدیک شدن عذاب الهی، پشیمان شده و از مباهله صرف نظر کردند و حاضر به پذیرش دارد جزیه شدند.

روز خاتم بخشی حضرت امیرالمومنین ع در رکوع : در این روز امیرالمؤمنین در حال رکوع انگشتر خود را به سائل فقیر داد، و آیه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ: سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که‌ایمان آورده‌اند همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند»(مائده:۵۵) نازل شد.

بیست و پنجم: روز نزول سوره انسان یا دهر : طبق نقل شیعه و اهل سنت، پس از آنکه علی و فاطمه و ان حسن و حسین و جناب فضه برای ادای نذر خویش -که برای شفای بیماری حسن و حسین بود- سه روز روزه گرفتند، و در روز اول غذای افطار خویش را به مسکینی دادند و با آب افطار کردند، و در روز دوم آن‌را به یتیم و در روز سوم به اسیر دادند؛ که آیات سوره انسان در مدح ایثار توأم با اخلاص اهل بیت نازل شد؛ از جمله «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یخََافُونَ یَوْمًا کاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا، وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلیَ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا، إِنمََّا نُطْعِمُکمُ‌ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکمُ‌ْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا، إِنَّا نخََافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا، فَوَقَئهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَالِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّئهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُورًا: آنها به نذر خود وفا می‌کنند، و از روزی که شر و عذاب آن بسی گسترده‌است می‌ترسند. و غذای خود را با علاقه (و نیاز) به آن و از روی محبت خدا به فقیر و یتیم و اسیر انفاق می‌کنند. (و زبان قال و حالشان این است که) جز این نیست که ما شما را برای رضای خدا اطعام می‌کنیم از شما پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم. حقّا که ما از پروردگارمان در روزی که گرفته و به شدت سخت و هولناک (و چهره‌ها در آن عبوس) است می‌ترسیم. پس خداوند آنان را از شر آن روز نگه داشته، و آنان را با خوشی و شادابی و شادمانی رو به رو خواهد ساخت.»(آیات ۷ تا ۱۱ سوره انسان).

ماه محرم:

دوم : ورود حسین بن علی ع و یارانش به سرزمین کربلا در سال ۶۱ هجری، که سرآغاز حادثه عاشورا است.

هفتم : آغاز جلوگیری حرم حسینی از دستیابی به آب به دستور عمر بن سعد لعین.

نهم : تاسوعا : روزی که دشمن، حسین بن علی ع و یارانش را در کربلا محاصره کرد، و برای جنگ با آنها اجتماع نمود، و یقین کرد که برای آنها یاوری نخواهد آمد. حسین شب را از دشمن مهلت گرفت تا به عبادت و دعا بپردازد، و فردا به کارزار بپردازد.

دهم : عاشورا : روز کشته‌شدن حسین بن علی ع و یارانش در سال ۶۱ هجری.، شام غریبان

شانزدهم: قبله از مسجد الأقصی به سمت مسجدالحرام و کعبه تغییر کرد، در سال ۲ هجری، مطابق نقل کفعمی و شیخ بهایی.

بیست و پنجم: شهادت امام سجاد ع در سال 94 هجری

ماه صفر:

اول : جنگ صفین در سال 37 هجری، جنگ معاویه و سپاه شام با حضرت امیرالمومنین ع و لشکریانش ، که ۱۱۰ روز به طول انجامید.

اسرای کربلا به همراه سر حسین را وارد شهر شام و دربار یزید کردند، در سال ۶۱ هجری

دوم : شهادت زید بن علی بن حسین ع پس از قیام بر ضد بنی امیه در سال ۱۲۰ هجری

هفتم: ولادت امام موسی کاظم ع در منطقه ابواء(محلی میان مکه و مدینه) در سال ۱۲۸ هجری

هشتم : وفات حضرت سلمان محمدی در سال ۳۶ هجری در مدائن، در سن ۲۵۰ سالگی یا ۳۵۰ سالگی

نهم : پیروزی امیرالمومنین ع در جنگ نهروان، و قتل ذو الثدیه رئیس خوارج در سال ۳۹ هجری

بیستم : اربعین حسینی ، در این روز جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین ع به کربلا آمد.

بیست و هشتم : شهادت حضرت یس نبی ص در سال 11 هجری و شهادت امام حسن المجتبی ع در سال 50 هجری

سیم: شهادت امام رضا ع در سال 203 در سن 55 سالگی بدستور مامون عباسی ملعون

سی و چهار خصلت فقر از دیدگاه ائمه اطهار ع

امام علی(ع) می فرمایند: سی و چهار خصلت باعث فقیر شدن انسان می‌شود:

بودن تار عنکبوت در خانه باعث فقر است.

خلال دندان با چوب درخت گز.

ایستاده شانه کردن.

خاکروبه و آشغال را در خانه باقی گذاشتن.

با دست نشسته غذا خوردن.

قسم دروغ یاد کردن.

اظهار حرص بر دنیا نمودن.

خواب بین نماز مغرب و عشاء.

خواب قبل از طلوع آفتاب.

درآمد و مخارج زندگی را منظم ننمودن.

قطع رفت و آمد خویشاوندی.

عادت به دروغگویی.

زیاد گوش دادن به آواز غنا و موسیقی.

زنا کردن.

رد کردن سائل مرد در اول شب.

اهمیت ندادن و اهانت کردن به پاره های نان.

سوزانیدن پوست سیر و پیاز.

خوردن در حال جنابت.

نشستن در آستانه درب خانه.

شب خانه را جارو کردن.

ادرار در حمام.

در شب برخاستن بدون لباس از خوابگاه برای توالت رفتن.

صورت و دستها را با لباسی که در تن است خشک کردن.

اهمیت به نماز ندادن.

در توالت، شستن اعضای دیگر بدن مانند وضو و دوش گرفتن.

ظرف ها را بعد از صرف غذا نشستن.

ظرفهای آب را بدون سرپوش گذاشتن.

پس از ورود عجله کردن برای خروج از مسجد.

صبح زود به محل کسب و کار رفتن و دیر برگشتن به خانه به طوری که شب فرا رسیده باشد.

خریدن نان از فقرا که به آنها به عنوان صدقه داده باشند.

اولاد صالح را لعن و نفرین کردن.

دروغ گفتن.

دوختن لباس در حالیکه در بدن پوشیده شده باشد.

خاموش کردن چراغ های روشنایی و خوراک پزی با دهان.

منابع:

جامع الاخبار، ص124

احادیث الطلاب، ح1792

وسائل الشیعه، جلد15، ص347

مشکاه الانوار، ص128

روضه الواعظین، ص455

الخصال، جلد2، ص504

بحارالانوار، جلد76، ص176- 314

مستدرک الوسائل، جلد1، ص467

اطلاعات اهل بیت ع

سلام

سعی میشه با در اختیار داشتن منابع معتبر اطلاعات معصومین ع را طبق ترتیب در ذیل آورده بشه. امید که مورد تایید امام عصر عج واقع شده و در صورت اشکال برطرف گردد. ان شاالله

اولین معصوم

حضرت محمد ص

نام ها و القاب: محمد، احمد، ماحی، حاشر، عاقب، مقفیّ، نَبِیُ التّوبةِ، نَبیُ الرَّحْمَةِ، نبی، رسول، شاهد، مبشر، نذیر، داعی، سراج منیر، منذر، هادی، شهید، ذکر، مذکر، رئوف، رحیم، فضل، نور، مبین، کریم، مزمل، مدثر، حق، حنیف، برهان، بینه، ولی، نصیر، عبد، اول، خاتم، مصدق، امی، بشر، مومن، ساجد، مرسل، طه، یس، حریص، عزیز، مبارک، نجم، شاکره، رحمه، اَبذَخُ الشّرف، ابن الذّبیحَین، ابن الفواطم، ابوالارامل، اَثبت الاصل، اجوَدالمُستَمطرین، أحید، اشرف المحل، اَفصَح العرب، المطهَّر مِن کلِّ آفۀ، المُقَضّی، بارقلیط، تهامیّ، دیّان، زهرۀ الملائکه، سعدیّ، صاحب الحوض، طُهر، فارقلیط، فاروق، نون، کافی،  فتاح، محیاثا، مرقوفا، مَهبَط الملائکۀ، نبیّ السّیف، یَنبوع الحکمۀ، یثربی، ، امی، نور، نعمت، محمود، عبدالصمد، عبدالله، عبدالاحد،عبدالحکیم، عبدالضار، عبدالصفات العلیا، عبدالمومن.

کنیه: ابوالقاسم، ابوالطاهر، ابوالطيّب، ابوالمساكين، ابوالدُّرتين، ابوالريحانتين و ابوالسبطين.

نام پدر: عبدالله

نام مادر: آمنه

محل تولد: مکه

تاریخ تولد: هفدهم ربیع الاول سال عام الفیل

خلفای فاسق زمانه: ابی سفیان، ابولهب، شاه ایران و قیصر روم و سلطان مصر و نجاشی حبشه،

جنگ های زمانه : بدر، احد، خندق، خیبر، فتح مکه، حنین، تبوک، موته.آنهایی که خود رسول الله شرکت داشتند غزوه میگفتند.

تاریخ شهادت: بیست و هشتم صفر سال یازده هجری

محل شهادت: مدینه منوره

نام قاتل ملعون: زن یهودی با زهر، با تحریک صنمی قریش

دوران رهبری جامعه اسلامی: 23 سال، 13 سال مکه و 10 سال مدینه

مدت عمر شریف: 63 سال

---------------------

دومین معصوم

حضرت فاطمه س

نام ها و القاب و کنیه : سیّدة، انسیّةحوراء، نوریّة، حانیّة، عُذراء، کریمة، رحیمة، شهیدة، عفیفة، قانعة، رشیدة، شریفة، حبیبة، محرّمة، صابرة، سلیمة، مکرمة، صفیّة، عالمة، علیمة، معصومة، مغضوبة، مظلومة، میمونة، منصورة، محتشمة، جمیلة، جلیلة، معظّمة، حاملة البلوی بغیر شکوی، حلیفة العبادة و التقوی، حبیبة الله، بنت الصّفوة، رکن الهدی، آیة النّبوّة، شفیعة العصاة، اُمّ الخیرة، تفّاحة الجنّة، مطهرة، سیدةالنساء، بنت المصطفی، صفوة الرّبّها، موطن الهدی، قرّة العین المصطفی، بضعة المصطفی، مهجة المصطفی، بقیّة المصطفی، حکیمة، فهیمة، عقیلة، محزونة، مکروبة، علیلة، عابدة، زاهدة، قوّامة، باکیة، بقیّة النّبوّة، صوّامة، عطوفة، رئوفة، حنّانة، بِرّة، شفیقة، إنانة، والدة الصّبتین، دوحة النّبیف، نور سماوی، زوجة الوصیّ، بدر تمام‌، غرّة غراء، درّة بیضاء، روح أبیها، واسطة قلّادة الوجود، درّة البحر الشّرف و الجود، ولیّة الله، سرّ الله، امینة الوحی، عین الله، مکینة فی عالم السّماء، جمال الآباء، شرف الأبناء، درّة البحر العلم و الکمال، جوهرة العزّ و الجلال، مجموعة الماصر العلّیّة، مشکوة نور الله، زجاجة، کعبة الآمال لأهل الحاجة، لیلة القدر، لیلة مبارکة، ابنة من صلّت به الملائکة، قرار قلب امّها المعظّمة، عالیة المحلّ، سرّ العظمة، مسکورة الظلع، رضیض الصّدر، مغضوبة الحق، خفی القبر، مجهولة القدر، ممتحنة، المظلوم زوجها، المقتول ولدها، کوثر، الزهراء، الصدیقه، کبری، الطاهره، کاظمه، الراضیه، المرضیه، الانسیه، البتول، الزهره، الحوریه، المحدثه، ام الحسنین، ام ابیها، ام الائمه، ام المومنین.

نام پدر: محمد بن عبدالله ص

نام مادر: خدیجه س

محل تولد: مکه معظمه

تاریخ تولد: بیستم جمادی الآخر پنج سال قبل از بعثت

 خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت: سیزدهم جمادی الاول یا سوم جمادی الآخر سال یازدهم هجری

محل شهادت: مدینه

نام قاتل ملعون: صدمات وارده توسط دشمن بدستور عمر بن خطاب

دوران رهبری جامعه اسلامی: پشتیبان ولایت الله تا قیامت

مدت عمر شریف: 18 سال

-------------------------------

سومین معصوم

حضرت علی بن ابی طالب ع

نام ها: نام ايشان نزد مادر گرامی اش: حيدر؛ نزد ابوطالب: ظهير؛ نزد اعراب: علی؛ در ميان هنديان: کبکر؛ نزد روميان: بطريسا؛ در ميان فارس: جبتر؛ نزد ترکان: بثير؛ نزد زنگيان: حيتر؛ نزد کَهَنه: بويي؛ نزد ارامنه: فريق؛ در حبشه: بثريک؛ در انجيل: ايليا؛ در تورات: بریء؛ و در زبور: أری،

القاب: امير المومنين ،قائد الغر المحجلين ،سيد الوصيا ،صديق ،فاروق، ابو الریحانتین،ابو تراب، يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين، الأنزع البطين، امير النحل، وصی، ولی، المرتضی، اسدالله، غضنفر،كاشِفُ الكرب، .  

کنیه: ابالحسن و ابوالحسین و ابوالفاضل.

نام پدر: ابوطالب یا عمران

نام مادر: فاطمه بنت اسد

محل تولد: مکه، داخل کعبه

تاریخ تولد: 13 رجب قبل از بعثت

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه : جمل، صفین و نهروان

تاریخ شهادت: 21 رمضان سال 40 هجری

محل شهادت: مسجد کوفه، نجف

نام قاتل ملعون: عبدالرحمن ابن ملجم

دوران رهبری جامعه اسلامی: 25 سال توسط خوارج از دین، خانه نشین شد و به اصرار ایشان، 5 سال همراه امامت خلافت کرد.

مدت عمر شریف: 63 سال

-------------------------------------

چهارمین معصوم

حضرت حسن بن علی ع

نام ها: الحسن،

القاب: المجتبی، سبط اکبر، سیّد، تقی، طیّب، ولی، سبط رسول الله، ریحانه نبی الله، سید شباب اهل الجنه، قرة عین البتول، عالم، مُلهَم الحق، و قائد الخلق، کریم .

کنیه: ابو محمد،

نام پدر: علی بن ابی طالب ع

نام مادر: فاطمه الزهرا س

محل تولد: مدینه منوره

تاریخ تولد: 15 رمضان سال سوم هجری

خلفای فاسق زمانه: معاویه

جنگ های زمانه : جمل، صفین و نهروان

تاریخ شهادت: 28 صفر سال 50 قمری

محل شهادت: مدینه در بقیع مدفون

نام قاتل ملعون: جعده دختر اشعث همسر او با زهر

دوران رهبری جامعه اسلامی: 10 سال

مدت عمر شریف: 47 سال

 -----------------------

پنجمین معصوم

حضرت حسین بن علی ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

------------------------------------

 ششمین معصوم

 حضرت علی بن الحسین ع

 نام ها:

 القاب:

 کنیه:

 نام پدر:

 نام مادر:

 محل تولد:

 تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

 تاریخ شهادت:

 محل شهادت:

 نام قاتل ملعون:

 دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

-----------------------------------

هفتمین معصوم

حضرت محمد بن علی ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

-------------------------------------

هشتمین معصوم

حضرت جعفر بن محمد ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

--------------------------------------------

نهمین معصوم

حضرت موسی بن جعفر ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

---------------------

دهمین معصوم

حضرت علی بن موسی ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

------------------------------

یازدهمین معصوم

حضرت محمد بن علی ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

-----------------------------

دوازدهمین معصوم

حضرت علی بن محمد ص

نام ها:

القاب:

 کنیه:

 نام پدر:

 نام مادر:

 محل تولد:

 تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

 تاریخ شهادت:

 محل شهادت:

 نام قاتل ملعون:

 دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

---------------------------------

سیزدهمین معصوم

حضرت حسن بن علی ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

------------------------------

چهاردهمین معصوم

حضرت م ح م د بن حسن ع

نام ها:

القاب:

کنیه:

نام پدر:

نام مادر:

محل تولد:

تاریخ تولد:

 

خلفای فاسق زمانه:

جنگ های زمانه :

تاریخ شهادت:

محل شهادت:

نام قاتل ملعون:

دوران رهبری جامعه اسلامی:

مدت عمر شریف:

 

بازی " عالم ، دانشجو "

باسلام و ادب

بالاخره به لطف خدا و اهل بیت ع، توانستیم بازی  " عالم ، دانشجو " را ارائه بدیم و نمونه سئوالات آن را در این قسمت قرار داده امید است که روزی بصورت کتابچه ای تهیه و در اختیار دانشجویان علوم اسلامی قرار گیرد.

نمونه سئوالات سری اول

نمونه سئوالات سری دوم

نمونه سئوالات سری سوم

نمونه سئوالات سری چهارم

نمونه سئوالات سری پنجم

نمونه سئوالات سری ششم

نمونه سئوالات سری هفتم

نمونه سئوالات سری هشتم

نمونه سئوالات سری نهم

آرزوهای قشنگ

سلام

وقتی اومد، زندگی آسانتر میشه!

حکومت دست اهلش می افته و دیگه کسی شک نمیکنه درباره مساله ای!

حرمت ها که حفظ بشه، ما جایگاه خودمون را میفهمیم و بهتر تصمیم میگیریم.

معاملات رنگ و بوی خوشی میگیره و هر کس در جایگاه خودش قرار میگیره.

آزادی، معنی پیدا میکنه و جایگاه کلمات و جملات هم به جایگاه اصلیش برمیگرده.

کسی نمیتونه بگه دین خدا ناقصه و من مشکلم حل نشده در حالی که تلاش کرده ام.

قرآن، حرمتش را با بسم الله الرحمن الرحیم پیدا میکنه و در دلهای مسلمانان، زنده میشه.

 سنت واقعی، با دادن و گرفتن حق، مشخص میشه و عالم و نادان جایگاهشون را میفهند!

سعی در جبران خطا ها و بالا بردن درجات با روشن شدن حقایق، شکوفایی زمین و شادی آسمانها را دنبال دارد.

گویی دوباره حیات، از ممات فاصله گرفته و صاحب به منزلش برگشته!

قلب ها، سرشار از شغف و مهربانی نسبت به خلایق گشته و خلایق در پی جبران محبت.

زندگی زیباست، باید بفهمیم چگونه زندگی کنیم.

در زندگی ما ممات معنی ندارد، ما برای بقا، خلق شدیم نه فنا.

خمس و احکام آن

سلام

بر هر دینداری واجب است که روزی برای پرداخت خمس، ولو اینکه مالی نداشته یا اینکه خمس شاملش نشود، در نظر بگیرند.

خمس پس از کسر مخارج از درآمد محاسبه می‌شود

خمس شاخه ای از انفال است، که دخل و تصرف در آن مخصوص خدا و پیامبر ص است.سوره انفال آیه 41 بدون در نظر گرفتن آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم در این کتاب کنونی!

خداوند برای اهل ایمان حقی قرار داده و از آنجا که معصوم، حقش پایدار تر است، بر مشمولان خمس واجب است که حق را ادا کنند.

امام جواد (ع) فرمود: غنائم و فوائدی (هر گونه سود و در آمدی) که به شما می رسد پرداخت خمس آن واجب است. بعد حضرت آیه ی خمس را تلاوت فرمودند.

فلسفه ی پرداخت خمس و تخصیص نصف آن به سادات:

پرداخت خمس ممکن است علل و حکمت زیادی داشته باشد که در این جا به بعضی از آنها اشاره میکنیم

1. در هر جامعه ای رهبر و امام آن جامعه برای احیاء دین خدا و پیاده کردن احکام اسلام و پیشبرد نظام و کشور هزینه هایی دارد که باید تامین شود. پیامبر اسلام(ص) و بعد از او امامان معصوم (ع)و در زمان غیبت فقهاء شیعه که جانشینان ائمه (ع) می باشند نیز به عنوان رهبر جامعه اسلامی همواره دارای هزینه های مختلفی از جمله کمک به مستمندان، ساخت مسجد، تجهیز سپاه و کار های خیر دیگر بوده اند که با پرداخت خمس این هزینه ها تأمین می شود. ائمه (ع) فرموده اند: خمس کمک ما در پیاده کردن دین خدا است.

2. خمس وسیله ای برای رشد و کمال انسان محسوب می شود با ادای خمس به قصد قربت و بریدن از دنیا نیز وظیفه اش را انجام داده و خود را از گناهان پاک نموده و به سوی کمال ترقی می کند.

و اما در باره علت تخصیص نصف مبلغ خمس به سادات محترم باید گفت: خمس و زکات از مالیات های اسلامی هستند که به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است. «میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب می شود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت می باشد،‌ ولی خمس از مالیات هایی است که مربوط به حکومت اسلامی است،‌ یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین می شود. محروم بودن سادات از دست یابی به زکات در حقیقت برای دور نگه داشتن خویشاوندان پیامبر(ص) از این قسمت است تا بهانه ای به دست مخالفان نیفتد که بگویند پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط ساخته است،‌ ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. در حقیقت خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست،‌ بلکه یک نوع کنار زدن آنها، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر این که هیچ گونه سوء ظنی تولید نشود می باشد». آیا می توان باور کرد که اسلام برای از کار افتاده ها و ایتام و محرومان غیر بنی هاشم فکری کرده باشد و از راه زکات مخارج سال آن ها را تأمین کرده باشد،‌ ولی نیازمندان بنی هاشم را بدون هیچ گونه تأمین رها سازد؟ پس قانون خمس هیچ گونه امتیاز طبقاتی برای سادات ایجاد نمی کند و از نظر جنبه های مادی هیچ گونه تفاوتی با زکات که برای سایر فقرا است ندارد، «در حقیقت دو صندوق وجود دارد: صندوق خمس و صندوق زکات هر کدام از نیازمندان تنها حق دارند از یکی از این دو صندوق استفاده کنند آن هم به اندازه مساوی، یعنی به اندازه نیازمندی یک سال». فقرای غیر سادات از صندوق زکات و فقرای سادات از صندوق خمس بهره مند می شوند. نیازمندان سادات حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند.

هدیه خداوند ، وجود دختر و پسر

سلام

از امام صادق(ع) نقل شده است: دختران، حسنه‏‌اند و پسران نعمت و (روز قیامت) براى حسنه پاداش داده می‌شود و از نعمت سؤال خواهد شد.

از امام صادق(ع) نقل شده است: پسران نعمت‌اند و دختران حسنه و خداوند از نعمت سؤال می‌کند و بر حسنات پاداش می‌دهد.

امام صادق(ع) می‌فرماید: دختران مشقت و گرفتاری و پسران نعمت‌اند، خدای تعالی بهشت را به محنت می‌دهد نه به نعمت.

دختر گل معطّری است که آن‌را می‌بویم و روزیش هم با خداوند است.

 

 

نکته ای قابل تامل

حرمت نام ها

ما در کتب شیعه داریم که نهی شده از، گذاشتن برخی نام ها.

قطعا توابع و آثار بدی در جامعه دارد که نهی شده.

امتحان هم باشد برای بنی بشر،نام ننهادن این اسامی حکم نخوردن میوه ممنوعه دارد!

یس ص

نامی که تنها برای یک فرد بوده، فردی که اشرف مخلوقات بوده، فردی که چیزی از مخلوقات نیاموخته، معلمی ندیده،سنتی از خود نداشته، بلکه در امانت داری خداوند داخل شده و خداوند خواسته.

شامل شفاعت تمام مخلوقات اعم از جن و انس هست.علوم را فراگرفته و به اهل بخشیده که آزاری به جامعه نرسانند.

امیرالمومنین ع هم همین حکم را دارد.

تنها یک فرد امیرالمومنین ع بوده.

چرا کم خردی ها باعث رنجش شود.

ما از یس ص و آل یس ع، نعمتمان کامل گشته و بر تمام انبیاء و امتش هم سبقت گرفتیم.چرا ندانم کاری ها، باید سبب آزردن شود؟!

آیا کسی هست که اتفاقاتی که برای رسول الله ص و ذریه اش و امتش افتاده است را بپذیرد و نام نهد؟!

چرا به خود ستم کردند، کسانی که اشکالی ندیدند؟!چرا؟!

دشمنان از جهل ما استفاده نکنند که دشمن ما نادان بود.

رب زدنی علما

همه در بهشت جوانند - احکام جوانان

سلام

همه ما از پانزده سالگی، وارد گروه و دسته جوانان میشویم.

این احکام برای پسران و دختران، یکی است و بر برخی جزئیات وارد نشده ایم.

امام معصوم ع ما را امر به انجام واجبات و نهی از محرمات نموده اند، به این موارد اهمیت داده و عمل میکنیم.

روزه

انسان در مسير عادي زندگي قدر نعمت هايي که خداوند به او ارزاني داشته ،نميداند.تا تشنه نشود قدر آب را و تا گرسنه نشود قدر نان را نميداند ،و از سوي ديگر به درد گرسنگان و تشنگان نميرسد،از اين رو خداوند در طول سال روزه را بر مسلمانان واجب کرده است تا قدر نعمتهاي خدا را بداند و با درد گرسنگان آشنا شوند و به فکر ياري آنها بيفتند.روزه،اردوي ترتيبي و ماه رمضان اردوگاه پرورش روح و تقويت ايمان مسلمانان است.

 احکام روزه

1.روزه مانند نماز به نيت احتياج دارد و بهتر است که در شب اول ماه رمضان نيت کنيم که ميخواهيم هر روز ماه رمضان را به دستور خدا و به خاطر خدا روزه بگيريم.

2.روزه آن است که انسان به مدت يک ماه بايد هر روز از اذان صبح تا اذان مغرب براي اطاعت از فرمان خدا،از برخي کارها خودداري کند،يعني :

الف:نبايد چيزي بخوريم يا بياشاميم ،هر چند که مقدارش کم باشد،اما اگر کسي به اشتباه و بدون توجه چيزي بخورد يا بياشامد روزه اش باطل نميشود. البته بايد دانست فرو بردن آب دهان روزه را باطل نميکند.

ب:روزه دار نبايد در استخر يا حوض يا دريا سر را زير آب ببرد ولي رفتن به زير دوش اشکالي ندارد.

 3.درس خواندن و امتحان داشتن و ضعف نبايد دختر و پسر مسلمان را از روزه باز دارد.

4.خداوند مهربان به مسافران اجازه داده است که در زمان مسافرت روزه نگيرند ولي بايد بعد از ماه رمضان به تعداد آن روزه ها روزه بگيرد.

5.يکي ديگر از کارهايي روزه را باطل ميکند،رساندن غبار غليظ به گلو و حلق است،پس در حال روزه نبايد به فضايي که داراي دود وغبار غليظ است وارد شويم.

6.استفاده از بوي خوش و عطر در حال روزه اشکالي ندارد ،ولي بوييدن گلها و گياهان معطر مکروه است.

7.اگر کسي به خاطر بيماري موفق به روزه ماه رمضان نشود بايد بعد از ماه رمضان و پس از بهبودي به تعداد آن روزه ها روزه بگيرد،که به آن روزه ،روزه غذا گفته ميشود.

نماز

نماز :مهمترين اعمال ديني و رکن و اساس و ستون دين است ،و در روايات است که در روز  قيامت اول به بررسي نماز انسان ميپردازند،اگر مورد قبول واقع شد ساير عبادات هم (در صورت واجب الشرايط قبول بودن )پذيرفته ميشود،و اگر نماز انسان در بارگاه خداوند مقبول واقع نشود،ساير عبادات هم رد ميشود.نماز بهترين اعمال نزد خداوند ،و آخرين وصيت تمامي پيامبران بوده است.

بعد از معرفت و شناخت،مهمترين و با ارزش ترين چيزها نماز است.و بهترين عملي که بنده را به خداوند نزديک ميکند نماز است.و نماز به انسان نوعي اميد و ايمان يا مصونيّت ميبخشد و او را از ارتکاب به گناه و معصيت و بدي باز ميدارد.

کسيکه نماز را ترک کند از اهل آتش است،و اگر از روي بي اعتقادي به آن و ندانستن آن از اعمال ضروري دين آنرا ترک کند کافر است.

هر کس نماز بخواند و آنرا سبک بشمارد ،کارهاي ديگر خود را بر نماز مقدم نمايد،به آداب نماز اهميت ندهد،و به طور کلي به آن بي توجهي بنمايد ،مورد شفاعت پيامبر ص و امامان ع در قيامت قرار نميگیرد ،و در دنيا به بلا هاي بسياري گرفتار ميشود .

 مقدمات نماز

وضو

قبل از نماز وضو ميگيريم و با چهره اي شاداب آماده ي نماز ميشويم .

وضو باعث پاکي بدن و صفاي روح و روشني دل ميشود.

کيفيت انجام وضو به ترتيب زير ميباشد:

1.نيت

ابتدا نيت ميکنيم يعني به قصد اطاعت از فرمان خدا وضو ميگيريم.البته قبل از وضو گرفتن مستحب است دست هاي خود را تا مچ بشوييم.

2.شستن صورت

پس از نيت صورت را از بالا به پايين از جايي که موي سر روييده است تا چانه ميشوييم.

3.شستن دست راست

دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان،از بالا به پايين ميشوييم.

4.شستن دست چپ

بعد از شستن دست راست،دست چپ را مانند دست راست ميشوييم.

5.مسح سر

پس از شستن صورت و دستها،با رطوبتي که بر دست مانده است روي سر را مسح ميکنيم.يعني دست راست را روي سر گذاشته کمي به جلو ميکشيم.

6.مسح پا

پس از مسح سر،پاي راست را از نوک انگشت تا آخر روي پا مسح ميکنيم .بعد از پاي راست ،پاي چپ را مسح ميکنيم و با اي عمل وضو تمام ميشود.

وضوي جبيره

اگر دست يا صورت زخم باشد بطوري که آب براي آن ضرر داشته باشد ،بايد پارچه پاک يا چيز ديگري مثل چسب بر آن بگذاريم و هنگام شستن ساير جاها ،بر آن قسمت،تنها دست تر بکشيم.

 غسل

يکي از کارهاي مستحب در روز جمعه وقبل از اذان ظهر شستشوي مخصوصي به نام غسل جمعه است که از پاداش و ثواب بسياري برخورد است.

غسل را به دو صورت ميتوان انجام داد :

 غسل ارتماسي.غسل ترتيبي

در غسل ارتماسي به نيت غسل ،تمام بدن را به يک باره در آب فرو برده ميشود.

در غسل ترتيبي ،اول سر و گردن ،بعد نيمه راست بدن و سپس نيمه ي چپ بدن را شسته ميشود.

در انجام غسل همانند وضو بايد نيت نمود .

يعني غسل را براي انجام  اطاعت از دستور خداوند انجام ميدهيم.

 تيمم

اگر به اندازه ي کافي آب براي وضو يا غسل وجود نداشته باشد،يا آب براي بدن ضرر داشته باشد و يا براي انجام وضو و غسل وقت کافي نباشد و...بايد به جاي وضو يا غسل ،تيمم کنيم.

آيا شما دوستان خوب ميدانيد چگونه بايد تيمم کرد ؟

1.نيت و زدن کف دستها بر زمين

به قصد اطاعت از فرمان خدا ،ابتدا کف دو دست را بر خاک پاک ميزنيم .

2.کشيدن دستها بر پيشاني

کف دستها را به تمام پيشاني و دو طرف آن از محل روييدن مو تا ابروها و بالاي بيني ميکشيم.

3.کشيدن دست چپ به دست راست

کف دست چپ را به تمام پشت دست راست از برآمدگي موچ تا نوک انگشتان ميکشيم.

4.کشيدن دست راست به دست چپ

بعد از آن دست راست را به تمام پشت دست چپ از برآمدگي مج تا نوک انگشتان ميکشيم.

  لباس نمازگزار

شما نمازگزاران جوان گرامي ،براي ديدار مهربانترين موجودات حاضر شده ايد.امامان ما براي نمازشان لباس مخصوص داشته اند.لباس نمازگزار بايد پاک و مباح باشد،يعني متعلق به خودش باشد ويا اگر متعلق به شخص ديگري است با اجازه و رضايت صاحبش آنرا بپوشد .زنان ودختران بايد در نماز ،تمام بدنشان را پوشانده باشند،ولي پوشاندن صورت و دستها وپاها تا مچ لازم نيست ،ولي اگر نامحرمي آنها را ميبيند،پاها را نيز بايد بپوشانند.

 مکان نماز گزار

مکان نمازگزار بايد مباح باشد يعني يا از خودش باشد يا اگر از ديگري است با اجازه و رضايت صاحبش باشد.همچنين جايي که پيشاني را بر روي آن قرار ميدهيم بايد پاک باشد.

جاي پيشاني،زانوها و نوک انگشتان پا،نبايد بيش از چهار انگشت بسته ،پست و بلند باشد و بهتر است بر روي زمين هموار نماز بخواند. بهترين مکان براي نماز خواندن ،مسجد است.مومن در مسجد مانند ماهي در آب است و در آن آرامش پيدا ميکند.

نماز جماعت

اگر نماز هر چند مختصر و با تاخير به جماعت خوانده شود،به مراتب بيشتر از نمازي که به تنهايي ،هر چند طولاني و در اول وقت خوانده شود ثواب و ارزش دارد.

چگونه در نماز جماعت شرکت کنيم؟

1.وارد صف ميشويم ودر جايي مي استيم که بين ما وصف جلو يا کسي که طرف راست و چپ ما ايستاده است بيشتر از يک گام فاصله نباشد.

2.بعد از نيت با گفتن تکبيره الاحرام ((الله اکبر))وارد نماز ميشويم.

3.بعد از تکبيره الاحرام ساکت مي ايستيم تا امام جماعت حمد و سوره را بخواند.در نماز جماعت قرائت به عهده ي امام جماعت است و ما در رکعت اول و دوم ،حمد و. سوره را نميخوانيم.

4.همزمان با امام جماعت به رکوع وسجده ميرويم و قنوت و تشهد را انجام ميدهيم  و همه جملات رکوع و سجده و تسبيحات اربعه و تشهد و سلام را همراه امام جماعت ميخوانيم و از کارهاي او پيروي ميکنيم.

5.در هر رکعت اگر خواستيم اقتدا کنيم بايد توجه داشته باشيم که معمولا در دو حالت ميتوان به نماز جماعت پيوست:

الف:وقتي امام جماعت مشغول قرائت حمد وسوره يا قنوت باشد.

ب:وقتي که امام جماعت در رکوع است(واگرتنها به رکوع امام جماعت هم برسيم يک رکعت به حساب ميايد.)

  مبطلات نماز

از آغاز تا پايان نماز بايد از کارهايي که نماز را باطل ميکند بپرهيزيم از جمله :

1.خوردن و آشاميدن

2.روي از قبله برگردانيدن

3.سخن گفتن

4.خنديدن

5.گريه کردن

6.کم و زياد شدن واجبات نماز از روي عمد.

7.کم و زياد شدن ارکان نماز از روي عمد و فراموشي.

________________________________________

محرمات

محرمات يعني آنچه که انجام آن حرام است و هر مکلفي موظّف به ترک آن ميباشد و ارتکاب آن موجب عذاب  وعقاب پروردگار است.

در اين بخش به صورت ساده و خلاصه و فهرست وار،محرمات الهي را ذکر ميکنيم ،بدان اميد که پسران و دختراني که به بلوغ  شرعي ميرسند از آنها دوري نمايند.

اگرچه بعضي از محرمات الهي بسيار معروف و بر همگان معلوم است ولي ذکر فهرست گونه اي از آنها خالي از فايده نميباشد.

 شرک به خدا:

شرک وزيدن به خداوند متعال و شريک  قائل شدن براي او ،از گناهان بسيار بزرگ وحرام ميباشد.

خدا در قرآن مجيد به حرمت آن اشاره کرده و ميفرمايد :خداوند تمام گناهان را ميآمرزد ولي شرک ورزيدن به خود را هرگز مورد عفو و بخشش قرار نميدهد و شرک ستم بزرگي است و جايگاه مشرک در آتش جهنم خواهد بود.

و در اين زمينه روايات بسياري نيز وجود دارد مانند:(وسائل الشيعه،کتاب الجتهاد.)

 نا اميدي :

هر انساني در طول زندگي خود کم و بيش مرتکب گناهاني ميشود که بعضي از آنها حالت ياس و نااميدي در روح او  ايجاد مينمايد،و در نتيجه ،اين تفکر در انسان تقويت ميشود که با اين همه گناه و معصيت که انجام داده ام هرگز مورد لطف و عفو خدا قرار نميگيرم .

قرآن مجيد و روايات اسلامي ،اينگونه تفکر و انديشه را محکوم کرده و ياس و نااميدي را از رحمت الهي حرام دانسته و آنرا از گناهان بسيار بسيار بزرگ به حساب آورده است ،و صريحا در قرآن مجيد آمده که نااميد از رحمت الهي نميشود مگر کسي که کافر باشد.

و اين بدان جهت است که ياس از رحمت خداوند متعال برخاسته از عدم اعتقاد  انسان به قدرت و رحمت بي پايان خداوند ميباشد ،وموجب ميشود که انسان درصدد توبه و استغفار بر نيايد  و به جبران خطاهاي گذشته نپردازد.

خداوند بسيار مهربان کريم تر از آن است که در تصور آيد و از همين جهت است که هر گناهي از بندگانش سر بزند را مورد مغفرت و بخشش قرار ميدهد ،البته اگر توبه با شرائط مخصوص و آداب خاص آن  تحقق پذيرد.

آدم کشي،وخودکشي 

به قتل رساندن يک مومن حرام است و گناه بسيار بزرگي ميباشد و عذاب و دوزخ و خشم الهي را در بردارد .

در آيه اي از قرآن مجيد ،پنج تهديد متوجه قاتل کرده است :

جهنم ،هميشگي بودن در آن ،غضب خداوند ،لعنت خداوند ،عذاب بزرگ.

و در آيه اي ديگر انتحار و خودکشي را نيز حرام کرده و از آن نهي کرده است و عذاب الهي را جزاي آن دانسته است.

و در اين هر دو موضوع ،احاديث وروايات بسياري نيز نقل شده است.

 ربا

يکي ديگر از محرمات که ارتکاب آن عذاب شديدي را در پي دارد ،ربا و ربا خواري ميباشد .

ربا يعني چيزي را به عنوان قرض دادن و چند برابر باز پس گرفتن .

قرآن عذاب ربا خواري را برابر با عذاب کافران دانسته و شديدا از نهي کرده است.

البنه مضرات اجتماعي ربا و عواقب وخيمي که براي روابط انسانها و پي آمدهاي اقتصادي بسياري که دارد غير قابل اغماض و انکار است

که بحث از ابعاد مختلف مضار آن فرصت و مجالي واسع تر ميطلبد.

نگاه به نامحرم

يکي ديگر از محرمات نگاه کردن زن و مرد به بيگانه است،يعني دختر يا زني به مرد نامحرم،و پسر يا مردي به زن نامحرم نگاه کند.

در قرآن مجيد از نگاه شهوت آميز زن و مرد به يکديگر نهي شده است .و امام صادق ع آن نگاه را تير زهر آلودهء شيطان بر جان و روان و قلب انسان است که موجب حسرت طولاني  ميباشد ناميده است . و در روايتي که از امام باقر (ع)نقل شده نگاه به نامحرم با عنوان زناي چشم ناميده شده است.

کسيکه به نامحرم نگاه کند در قيامت چشمانش را پر از آتش ميکنند.

عواقب نگاه به نامحرم و آثاري که بر دل ميگذارد بر کسي پوشيده نيست و به قول بابا طاهر:

            زدست ديده و دل هر دو فرياد

                                                   هر آنچه ديده بيند دل کند ياد

            بسازم خنجري نيشش ز پولاد

                                                    زنم بر ديده تا دل گردد آزاد

چه بسا زناهايي که از يک نگه شروع ميشود و چه انحرافاتي که از همين نگاه بوجود ميآيد.

و نيز گفتن سخنان غير ضروري بين زن و مرد نامحرم حرام و داراي عقاب و عذاب ميشود و خطر انحرافات جنسي و اخلاقي در  آن بوجود ميايد.

 قذف:

يعني نسبت زنا يا لواط به زن يا مرد مسلمان پاكدامن دادن . اين كار نيز حرام و موجب عذاب و عقاب در آخرت و حد شرعي در دنيا ميباشد ،و شخص قذف كننده پيوسته در لعنت و غضب پروردگار خواهد بود و در دنيا وآخرت  گرفتار اقسام عذاب ها ميشود.

 شراب خواري :

نوشيدن تمام مايعاتي كه مست كننده باشد حرام است و از كباثر است و نوشيدن يكي از آنها موجب حدّ در دنيا و عذاب در آخرت است.

مشروبات الكلي داراي آثار بسيار بر روي اعضاي انسان مثل عقل و فكر ،معده و روده،جگر و شش،سلسله اعصاب و شريانها،و قلب و حواس  ميباشد و اطباء و پزشكان جديد و قديم درباره مضرات بهداشتي آن بحث ها كرده و كتابه نوشته اند.

و نيز نوشيدن مايعات مست كننده موجب بدخلقي و بد زباني ميشود و ايجاد حالت روحي در انسان مينمايد كه او را به خونريزي ،افشاء اسرار ،هتك حرمت ها و پشت پا زدن به تمامي قوانين  شرعي و اجتماعي وادار ميكند.

امام باقر(ع) فرمود :بزرگترين  گناه و مادر تمامي گناهان ،شراب خواري است .و امام صادق (ع) آن را بت پرستي مساوي دانسته و فرموده اند كه شرابخوار در قيامت با كافران محشور ميشود.

و اينها همه بدان جهت است كه كسي كه شراب بنوشد عقلش زائل ميشود و به تمامي گناهان و معاصي و گناهان ديگر نيز روي مي آورد.

و البته در حرمت شرابخواري فرقي بين كم و زياد يا خالص و مخلوط آن با چيز ديگر نميباشد،و حتّي يك قطره  آن هم حرام است.

قمار:

قمار كردن نيز از محرمات است و داراي گناهي بزرگ و عذابي شديد ميباشد.

بازي كردن با آلات قمار مطلقا،و يا با هر چيز ديگري كه برنده و بازنده و بردن پول يا چيز ديگر در آن باشد حرام است.

قمار كردن و شرابخواري  وسيله اي است شيطاني و شيطان بدان وسيله  بين مردم دشمني و عداوت و كينه ايجاد ميكند.

قمار بازي انسان را از خدا دور ميكند ،معيارهاي انساني و اخلاقي را از او ميگیرد ،و او را به انساني هرزه و بي عاطفه و ظالم و درنده تبديل مينمايد.

و بالاخره فقط قمار بازي و شراب خواري است كه در قرآن از آنها با نام گناه كبيره ياد شده ،كه اين امر حاكي از گناه شديد و مضرّات بسياي از آنها ميباشد.

غناء:

آوازه خواني و غناء و موسيقي حرام است ،غناء و موسيقي حرام آن موسيقي و صداهايي است كه مخصوص مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصيت و طرب آور باشد.

غناء از گناهان بسيار بزرگ و انسان را از ياد خدا غافل ميكند،و نفاق را در قلب ميروياند و موجب فقر ميشود .

مجلس غناء محل غضب خدا و بدور از رحمت خداوند ميباشد.

موسيقي و غناء حرام بر اعصاب انسان آثاري ويرانگر دارد و آرامش دروني را سلب ميكند.

دروغ:

دروغ گفتن حرام و گناه است و عواقب سخت دنيوي و اخروي بر آن مترتب ميشود.

امام حسن العسگري (ع) فرمود:تمام بدي ها در اتاقي است و كليد قفل آن اتاق دروغ است.

در قرآن مجيد آيات متعددی در مذمّت و نهي از دروغ و سخن غير واقع گفتن وجود دارد.

دروغ فسق است و قرآن ترتيب اثر دادن بر سخن و خبر فاسق را نهي كرده است.

از آنچه كه در اخبار و روايات و آيات استفاده ميشود ،دروغ گناه است و از شراب خواري بدتر و علامت نفاق،و درغگو ايمان ندارد،ملعون و روسياه است و در قيامت چنان بوي بدي از دهان او خارج ميشود كه ملائكه هم از او فرار ميكنند.

و در طرف مقابل آن صدق و راستگويي لست كه نجات و سعادت و عزّت و خوشبختي دنيا و آخرت در سايه آْن بدست ميآيد.

سوگند دروغ:

اگر دروغ گفتن چنان كه گذشت حرام است و از گناهان بسيار بزرگ،پس قسم دروغ حرمت و گناهش به مراتب بيش از آن ميباشد .

قرآن مجيد سوگند دروغ را عامل عذاب سخت و دردناك خداوند ميداند،و امام جعفر صادق(ع) آن را جنگ با خدا ،و فاسد كننده ايمان مينامند،و امام جعفر صادق (ع) آن را باعث خرابي آباداني ها و انقطاع نسل ميخواند.

سوگند دروغ موجب فقر ميشود و عرش الهي  را به لرزه مي اندازد  و اثر سوء يك قسم دروغ  تا چهل روز بر صاحبش باقي خواهد بود.

گواهي دروغ:

شهادت دادن به دروغ نيز حرام است و عقاب دارد يعني اين كه انسان بر امري كه نميداند يا خلاف آن را ميداند گواهي دروغ بدهد.

قرآن مجيد آن را  تحت عنوان شهادت زور آورده و از آن نهي نموده ، و از رسول خدا (ص) آن را همپايه شرك و مساوي با بت پرستي  دانسته است، و امام محمدباقر (ع) ميفرمايد كه : خداوند آتش جهنم را بر گواهي دروغ قرار ميدهد.

خيانت در امانت:

كسيكه در امانتي خيانت كند عذاب الهي بر او واجب ميشود ،زيرا خيانت در امانت حرام و از گناهان كبيره است.

آيات متعددي در قرآن مجيد وجود دارد كه از خيانت در امانت به صورتي شديد نهي كرده و دستور اكيد داده كه كه امانت داري پيشهء مومنين باشد.

و در روايات اسلامي نيز خيانت در امانت موجب فقر و تهيدستي و نكبت، و امانت داري موجب ثروتمند شدن و قوّت ايمان دانسته شده است.

در رواياتي آمده كه حتّي نسبت به كافران و ملحدان و دشمنان نيز امانت دار باشيد و در امانت هرگز نورزيد.

اسراف:

اسراف حرام است وقرآن مجيد صريحا از آن نهي كرده است و اسراف كنندگان را دشمنان خدا و برادران شيطان ناميده است .

اسراف و تبذير به معناي زيادي روي در خوراك و لباس و ساختمان و...ميباشد و اعتدال و ميانه روي كه حد وسط افراط و تفريط ميباشد مورد توصيه و سفارش قرار گرفته است .

 و در روايت است كه اسراف موجب فقر و تنگدستي شده و دعاي چنين شخصي مستجاب نميشود.

البته اسراف به حسب افراد مختلف است و هر كس بر طبق شان خودش بايد از اسراف پرهيز نمايد اما به طور خلاصه ميتوان گفت آنچه از صورت ضرورت و نياز خارج شود.

اسراف صورت هاي مختلفي دارد ،آب ريختن بيش از نياز ،مصرف كردن برق بيش از اندازه ،تهيه خوردني و آشاميدني بيشتر مقدار حاجت، فراهم آوردن لباس و خانه بيش از نياز و...همه از مصاديق اسراف است.

بيشتر تكلفات و سختي هاي زندگي از نتايج اسراف كاري ها ميباشد.اسراف و تبذير وضع اخلاقي و اقتصادي فرد و جامعه را دگرگون ساخته و موجب فقر و ورشكستگي و پريشاني شده،خوشبختي و راحتي جان و روان انسان را سلب مينمايد ،و قناعت و ميانه روي اثري روشن در عكس اي امور دارد،فضاي جامعه را نگاه ميدارد،فقر و تهي دستي را از بين ميبرد،از وابستگي مسلمين به اجانب ميكاهد ،و آرامش دروني براي انسان به ارمغان ميآورد.

غيبت:

غيبت  يعني ياد كردن از ديگران در غياب آنها به گونه اي كه از شنيدن آن ناراحت ميشود ،و يا افشاء پنهان يك مومن در حضور ديگران.

غيبت از محرمات بزرگ و از گناهان كبيره لست و داراي عذاب و عقابي شديد در آخرت  و عواقبي سخت دشوار در دنيا ميباشد ،و صريحا و شديدا مورد قرآن مجيد قرار گرفته است.

غيبت چون باعث ريختن ابروي مومن ميشود،و بالاترين خيانت ها به حساب ميايد،و خداوند حسنات غيبت كننده را در نامه ء اعمال غيبت شونده قرار ميدهد،و در قيامت شخصي كه غيبت ديگران را ميكرده نامه ءعملش را تهي از كارهاي خيري كه انجام داده می يابد و حسرت و پشيماني شديدي متوجه او ميگردد.

شنيدن غيبت هم مثل غيبت كردن حرام است و داراي عذاب و عقاب سختي ميباشد.

پس بر مومنين لازم است ابتدا از غيبت كردن ديگران بپرهيزند و ثانيا در جاييكه غيبت مومني ميشود حاضر نشوند و يا اگر حاضر هستند از غيبت و سخن گفتن درباره ديگران جلوگيري نمايند .

و در روايت است كه مومنين در غياب به ياري يكديگر برخيزند و از غيبت و بدگويي و افشا پنهاني هاي مومنين جلوگيري نمايند.

تهمت زدن به مومنين نيز حرام است و ارتكاب آن عقاب شديدي در پي دارد.

فرق غيبت و تهمت آن است كه غيبت بيان چيزي است كه حقيقت دارد ولي صاحبش راضي به افشا و بيان آن نميباشد،اما تهمت بيان امري.

 نميمه :

سخن چيني نمامي  كه موجب روشن شدن آتش فتنه و دشمني در بين مردم ميشود حرام است، و عذاب سخت اخروي را پي دارد و به مراتب از قتل كشتن ديگران شديدتر و پر خطر تر است و روايات اخبار بر حرمت سخن چيني و حرام بودن بهشت بر چنين شخصي دلالت روشن دارد .

نميمه يعني كسي درباره شخصي سخني گفته و شنونده اين سخن را به او برساند و يا فاش كردن رازي كه  صاحب آن راز به افشاي آن راضي نباشد.

حكايت: شخصي غلامي ميفروخت و مي گفت: در او هيچ عيبي نيست جز آن كه نمام و سخن چين است. مشتري گفت : باكي نيست  و او را خريد و به خانه برد .

روزي غلام به زن ارباب خود گفت: مولايم تو را دوست نميدارد و ميخواهد كنيزكي بخرد،

تو تيغي بردار و چون شوهرت خوابيد چند تار از موهاي زير گلويش را بردار  و به من  بده تا جادو كنم تا عاشق تو شود.

سپس نزد ارباب رفت و گفت اين زن عاشق كس ديگري شده و ميخواهد تو را به قتل برساند،

خود را به خواب بزن تا ببيني با تو چه خواهد كرد .

مرد خود را به خواب زد ،ديد زن آمد و تيغي به دست دارد ، چون رسيد و ريش او را به دست گرفت يقين پيدا كرد كه او را خواهد كشت ، پس از جا برخاست و زن را با  آن تيغ بكشت.

خويشان زن خبر دار شده و آمدند مرد را بكشند، و خويشان  مرد نيز آمدند و بين ايشان جنگ پيوست و خون بسيار ريخته شد .

و اين ها همه از آثار نمامي ،سخن چيني و دو به هم زني ميباشد.

اهانت به مومن:

مومن در نزد خداوند مقام و منزلتي بس عظيم دارد ،و خداوند خود را ولي مومنين ،و يار ياور و ناصر آنها ميخواند ،و آنان را در رديف خود و پيامبرش قرار ميدهد، و خود را  مشتري جانهاي آنها ناميده است ،و آيات بسياري در عظمت شان و منزلت والاي مومن در قرآن وجود دارد و روايات متعددي در اين زمينه وارد شده است .

و لذا كوچكترين اهانت  به مومن را حرام و غير جائز دانسته و بر آن عقاب و عذاب سخت و دردناك قرار داده است.

اموري كه آيات و روايات ارتكاب آن را نسبت به مومنين غير جائز و حرام بر شمرده اند عبارت است از:

1.استهزاء ومسخره كردن مومن .

2.ريختن آبروي مومن.

3.دشنام و فحش به مومن دادن.

4.طعنه زدن به مومن.

5.خوار و سبك كردن مومن.

6.سرزنش كردن مومن.

7.هرگونه اذيت و آزار نمودن مومن.

8.هر نوع اهانت و بي احترامي نسبت به مومن.

 نيرنگ: 

مكر و خدعه و نيرنگ و فريب دادن ديگران و پيمان شكني حرام است و وعده آتش بر آن داده شده است.

در روايات اسلامي خيانت به مردم ،و مكر نيرنگ نسبت به آنها مورد نهي شديد قرار گرفته و عذاب سختي بر آن داده شده است.

مسلمان وارسته كسي است كه هرگز نسبت به ديگران مكر و خدعه ننمايد ،كسي را فريب ندهد، پيماني را نقص ننمايد.

 بي احترامي به قرآن ،كعبه و مسجد:

1.قرآن :

قرآن كتاب آسماني مسلمين و در بر گيرنده كلمات نوراني خداوند متعال است ،و لذا در نزد مسلمين از عزيزترين و شريفترين چيزها ميباشد. 

از همين جهت است كه كوچكترين اهانت و بي احترامي نسبت به آن حرام و داراي عقاب و عذاب ميباشد.

هر گفتاري و يا كرداري درباره ي قرآن مجيد كه در عرف به عنوان خوار كردن و سبك شمردن آن به حساب آيد حرام است و ارتكاب آن معصيتي بزرگ ميباشد.

نجس كردن قرآن ،انكار حرمت آن،لگد مال كردن آن،و...همه از مصاديق بي احترامي و اهانت به قرآن مجيد است.

و لذا نوشتن قرآن با مرکب نجس،و دادن قرآن به دست کافر حرام است،و گرفتن قرآن از دست کافر،و پاک کردن قرآن نجس واجب ميباشد و گذاشتن دست بي وضو بر آيات نوراني قرآن نيز جايز نيست.

دعاهاي وارده از معصومين هم داراي احترام و عظمت خاصي ميباشد و بي احترامي به آنها نيز جايز نميباشد.

2.کعبه:

بعد از قرآن مجيد هيچ چيز در عالم اسلام عزيزتر از و شريفتر از کعبه معظمه است.

امام جعفر صادق(ع) فرمود:سه چيز در حرمت و شرافت نزد خداوند اهميّت بسياري دارد،اول قرآن مجيد ،دوم خانه خدا که قبله مردم است ،و سوّم عترت پيغمبر اکرم(ص).

3.مسجد:

هر مکاني که به نام مسجد بناء شده باشد رعايت حرمت آن واجب،و اهانت و هتک آن مانند:خراب کردن ،و آلوده ساختن آن به نجاست حرام و از گناهان کبيره است،و اين بدان جهت است که مساجد خانه هاي خداوند در روي زمين است.

توقف جنب ،حائض و نفساء در مسجد حرام است ((ولي عبور بدون توقف يعني وارد شدن از دري و خارج شدن از در ديگر مانعي ندارد .))     

و در مسجدالحرام در مکّه و مسجد النبي (ص)در مدينه حتي عبور هم جايز نيست.

ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

همه در بهشت جوانند - احکام نوجوانان

سلام

همه ما تا زیر پانزده سالگی، شامل گروه و دسته نوجوانان هستیم.

مسائل ديني

اصول دين ومذهب

اصول دين ومذهب در اسلام بر پنج قسم است((:1.توحيد 2.عدل3.نبوت 4.امامت 5.معاد.))

توحيد :يعني خداي متعال يکي است و شريک و همتايي ندارد.

عدل:يعني خداوند بزرگ مرتبه ستمگر نمي باشد .

نبوت:يعني خداوند پيامبراني را براي ارشاد مردم فرستاد که اولين آنها آدم ع و آخرين آنها حضرت محمد ص است.

امامت:يعني پس از پيامبران اسلام دوازده نفر به امامت رسيدند که اولين آنها حضرت علي (ع) و آخرين آنها امام زمان (عج)است.

معاد :يعني همه ي انسانها در روز رستاخيز زنده شده نيکوکاران به بهشت ميروند و بدکاران به جزاي اعمال خود ميرسند.

تقليد

شناختن و فهميدن برنامه دين اسلام همانند ديگر رشته هاي علمي نيازمند تلاش و کوشش زياد است و به آساني به دست نميآيد.

به همين خاطر دانشمنداني هستند که ساليان دراز با زحمت و تحمل سختيها در حوزه هاي علميه درس خوانده (راویان حدیث ائمه اطهار ع) تا اسلام را بشناسند و آنرا به ديگران بياموزند.اينها عالمان متخصصان دين اسلام و جانشينان پيامبر گرامي (ص)و امامان (ع) و در زمان حاضر هستند و به هر يک از انان مجتهد گفته ميشود .يک انسان بالغ دختر يا پسر حتماُ بايد در مسايل ديني آگاه باش و لازم است از يک مرجع جامغ الشرايط تقليد کند و و مسايل ديني خود را طبق دستور آن مرجع عمل نمايد تا اعمالش در نزد خداوند قبول باشد.راستي آيا شما مرجع تقليد خود را انتخاب کرده ايد؟!بهترین مرجع آنست که مقلد را به امام زمانش نزدیک و هدایت کند و آنگاه وظیفه خود را عملی کرده است.

راه شناخت مرجع تقليد

بهترين راه شناخت مرجع تقليد اين است که دو نفر روحاني تحصيل کرده در حوزه هاي علميه که کارشناس در امور دين باشند و مردم به سخنان آنان اطمينان باشند مجتهدي را به عنوان مرجع تقليد به ما معرفي کنند.

زمان عمل به احکام

دستور هاي عملي اسلام برنامه زندگي هر مسلمان است که پسران از آغاز شانزده سالگي و دختران از آغاز نه سالگي بايد آنها را رعايت کنند .

بايد توجه داشت که سن بلوغ بر اساس سال شمسي و شناسنامه اي نيست بلکه بر اساس سال قمري ميباشد.

مقدمات نماز

وضو

قبل از نماز وضو ميگيريم و با چهره اي شاداب آماده ي نماز ميشويم .

وضو باعث پاکي بدن و صفاي روح و روشني دل ميشود.

کيفيت انجام وضو به ترتيب زير ميباشد:

1.نيت

ابتدا نيت ميکنيم يعني به قصد اطاعت از فرمان خدا وضو ميگيريم.البته قبل از وضو گرفتن مستحب است دست هاي خود را تا مچ بشوييم.

2.شستن صورت

پس از نيت صورت را از بالا به پايين از جايي که موي سر روييده است تا چانه ميشوييم.

 3.شستن دست راست

دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان،از بالا به پايين ميشوييم.

4.شستن دست چپ

بعد از شستن دست راست،دست چپ را مانند دست راست ميشوييم.

5.مسح سر

پس از شستن صورت ودستها،با رطوبتي که بر دست مانده است روي سر را مسح ميکنيم.يعني دست راست را روي سر گذاشته کمي به جلو ميکشيم.

6.مسح پا

پس از مسح سر،پاي راست را از نوک انگشت تا آخر روي پا مسح ميکنيم .بعد از پاي راست ،پاي چپ را مسح ميکنيم و با اي عمل وضو تمام ميشود.

وضوي جبيره

اگر دست يا صورت زخم باشد بطوري که آب براي آن ضرر داشته باشد ،بايد پارچه پاک يا چيز ديگري مثل چسب بر آن بگذاريم و هنگام شستن ساير جاها ،بر آن قسمت،تنها دست تر بکشيم.

 

غسل

يکي از کارهاي مستحب در روز جمعه و قبل از اذان ظهر شستشوي مخصوصي به نام غسل جمعه است که از پاداش و ثواب بسياري برخورد است.

غسل را به دو صورت ميتوان انجام داد :

 غسل ارتماسي.غسل ترتيبي

در غسل ارتماسي به نيت غسل ،تمام بدن را به يک باره در آب فرو برده ميشود.

در غسل ترتيبي ،اول سر و گردن ،بعد نيمه راست بدن و سپس نيمه ي چپ بدن را شسته ميشود.

در انجام غسل همانند وضو بايد نيت نمود .

يعني غسل را براي انجام  اطاعت از دستور خداوند انجام ميدهيم.

 تيمم

اگر به اندازه ي کافي آب براي وضو يا غسل وجود نداشته باشد،يا آب براي بدن ضرر داشته با شد و يا براي انجام وضو و غسل وقت کافي نباشد و...بايد به جاي وضو يا غسل ،تيمم کنيم.

آيا شما دوستان خوب ميدانيد چگونه بايد تيمم کرد ؟

1.نيت و زدن کف دستها بر زمين

به قصد اطاعت از فرمان خدا ،ابتدا کف دو دست را بر خاک پاک ميزنيم .

2.کشيدن دستها بر پيشاني

کف دستها را به تمام پيشاني و دو طرف آن از محل روييدن مو تا ابروها و بالاي بيني ميکشيم.

3.کشيدن دست چپ به دست راست

کف دست چپ را به تمام پشت دست راست از برآمدگي موچ تا نوک انگشتان ميکشيم.

4.کشيدن دست راست به دست چپ

بعد از آن دست راست را به تمام پشت دست چپ از برآمدگي مج تا نوک انگشتان ميکشيم.

  لباس نمازگزار

شما نمازگزاران نوجوان گرامي ،براي ديدار مهربانترين موجودات حاضر شده ايد.امامان ما براي نمازشان لباس مخصوص داشته اند.لباس نمازگزار بايد پاک و مباح باشد،يعني متعلق به خودش باشد و يا اگر متعلق به شخص ديگري است با اجازه و رضايت صاحبش آنرا بپوشد .زنان و دختران بايد در نماز ،تمام بدنشان را پوشانده باشند،ولي پوشاندن صورت و دستها و پاها تا مچ لازم نيست ،ولي اگر نامحرمي آنها را ميبيند،پاها را نيز بايد بپوشانند.

 مکان نماز گزار

مکان نمازگزار بايد مباح باشد يعني يا از خودش باشد يا اگر از ديگري است با اجازه و رضايت صاحبش باشد.همچنين جايي که پيشاني را بر روي آن قرار ميدهيم بايد پاک باشد.

جاي پيشاني،زانوها و نوک انگشتان پا،نبايد بيش از چهار انگشت بسته ،پست و بلند باشد و بهتر است بر روي زمين هموار نماز بخواند. بهترين مکان براي نماز خواندن ،مسجد است.مومن در مسجد مانند ماهي در آب است و در آن آرامش پيدا ميکند.

نماز جماعت

اگر نماز هر چند مختصر و با تاخير به جماعت خوانده شود،به مراتب بيشتر از نمازي که به تنهايي ،هر چند طولاني و در اول وقت خوانده شود ثواب و ارزش دارد.

چگونه در نماز جماعت شرکت کنيم؟

1.وارد صف ميشويم و در جايي مي ایستيم که بين ما وصف جلو يا کسي که طرف راست و چپ ما ايستاده است بيشتر از يک گام فاصله نباشد.

2.بعد از نيت با گفتن تکبيره الاحرام ((الله اکبر))وارد نماز ميشويم.

3.بعد از تکبيره الاحرام ساکت مي ايستيم تا امام جماعت حمد و سوره را بخواند.در نماز جماعت قرائت به عهده ي امام جماعت است و ما در رکعت اول و دوم ،حمد و. سوره را نميخوانيم.

4.همزمان با امام جماعت به رکوع و سجده ميرويم و قنوت و تشهد را انجام ميدهيم و همه جملات رکوع و سجده و تسبيحات اربعه و تشهد و سلام را همراه امام جماعت ميخوانيم و از کارهاي او پيروي ميکنيم.

5.در هر رکعت اگر خواستيم اقتدا کنيم بايد توجه داشته باشيم که معمولا در دو حالت ميتوان به نماز جماعت پيوست:

الف:وقتي امام جماعت مشغول قرائت حمد وسوره يا قنوت باشد.

ب:وقتي که امام جماعت در رکوع است(واگرتنها به رکوع امام جماعت هم برسيم يک رکعت به حساب ميايد.)

  مبطلات نماز

از آغاز تا پايان نماز بايد از کارهايي که نماز را باطل ميکند بپرهيزيم از جمله :

1.خوردن و آشاميدن

2.روي از قبله برگردانيدن

3.سخن گفتن

4.خنديدن

5.گريه کردن

6.کم و زياد شدن واجبات نماز از روي عمد.

7.کم و زياد شدن ارکان نماز از روي عمد و فراموشي.

 روزه

انسان در مسير عادي زندگي قدر نعمت هايي که خداوند به او ارزاني داشته ،نميداند.تا تشنه نشود قدر آب را را و تا گرسنه نشود قدر نان را نميداند ،و از سوي ديگر به درد گرسنگان و تشنگان نميرسد،از اين رو خداوند در طول سال روزه را بر مسلمانان واجب کرده است تا قدر نعمتهاي خدا را بداند و با درد گرسنگان آشنا شوند و به فکر ياري آنها بيفتند.روزه،اردوي ترتيبي و ماه رمضان اردوگاه پرورش روح و تقويت ايمان مسلمانان است.

 احکام روزه

1.روزه مانند نماز به نيت احتياج دارد و بهتر است که در شب اول ماه رمضان نيت کنيم که ميخواهيم هر روز ماه رمضان را به دستور خدا و به خاطر خدا روزه بگيريم.

2.روزه آن است که انسان به مدت يک ماه بايد هر روز از اذان صبح تا اذان مغرب براي اطاعت از فرمان خدا،از برخي کارها خودداري کند،يعني :

الف:نبايد چيزي بخوريم يا بياشاميم ،هر چند که مقدارش کم باشد،اما اگر کسي به اشتباه و بدون توجه چيزي بخورد يا بياشامد روزه اش باطل نميشود. البته بايد دانست فرو بردن آب دهان روزه را باطل نميکند.

ب:روزه دار نبايد در استخر يا حوض يا دريا سر را زير آب ببرد ولي رفتن به زير دوش اشکالي ندارد.

 3.درس خواندن و امتحان داشتن و ضعف نبايد دختر و پسر مسلمان را از روزه باز دارد.

4.خداوند مهربان به مسافران اجازه داده است که در زمان مسافرت روزه نگيرند ولي بايد بعد از ماه رمضان به تعداد آن روزه ها روزه بگيرد.

5.يکي ديگر از کارهايي روزه را باطل ميکند،رساندن غبار غليظ به گلو و حلق است،پس در حال روزه نبايد به فضايي که داراي دود وغبار غليظ است وارد شويم.

6.استفاده از بوي خوش و عطر در حال روزه اشکالي ندارد ،ولي بوييدن گلها وگياهان معطر مکروه است.

7.اگر کسي به خاطر بيماري موفق به روزه ماه رمضان نشود بايد بعد از ماه رمضان و پس از بهبودي به تعداد آن روزه ها روزه بگيرد،که به آن روزه ،روزه غذا گفته ميشود.

حجاب و پوشش اسلامي:

لباس و پوششي که در برابر نامحرم و در صحنه هاي اجتماعي ميتوان از آنها استفاده کرد ، داراي ويژگي هاي زير است:

1.همه ي بدن به جز صورت و دستها تا مچ را ميپوشاند.

2.آنقدر نازک نيست که بدن پيدا باشد.

3.آنقدر تنگ نيست که به بدن بچسبد و برجستگي هاي بدن را به گونه اي آشکار کند که موجب جلب توجه نامحرم و گناه شود.

4.رنگ،دوخت،و مدل آن به گونه اي نيست که نگاه ها را تحريک کند و موجب گناه شود.

5.از حيث دوخت و شکل و رنگ،ترويج کننده فرهنگ بيگانگان که به فرهنگ ما مسلمان هجوم آورده اند،نيست.

6.از لباس هاي ويژه ي مردان و پسران نيست .

7.به گونه اي زشت يا زيبا نيست که ما را انگشت نما کند.

ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

جمع آوری حکمت

سلام

در حدیثی یافتم که حضرت امام جعفر صادق ع فرمودند: حکمت گمشده مومن است.پس باید مومن گمشده را بیابد و هیچ حکمتی بالاتر از وجود امام عصرش نیست.

چندی پیش گروهی از دانشجویان علوم اسلامی، از مرجع گرامی آقای آیت الله سیستانی سئوالاتی کردند و او هم در جواب ایشان هشت مورد را برای ایشان مورد بحث قرار داد و با مطالعه این هشت مورد، میتوان به راه هموار دینی اشاره کرد که توسط ایشان ارائه شده بود.

بنده مانند هر دانشجوی دینی دیگر، معتقدم که هر فردی بتواند حکمت ها را جمع کند در وقتش برایش بسیار سودمند خواهد بود.

سخت است که مرجع و منبعی گرانبها در اختیار داشته باشیم و اشاره آیت الله سیستانی هم به این سه مرجع کامل، جمع آوری دیگر حکمت ها را سخت کرده و تمامی حکمت ها نشات گرفته از این سه مرجع و کتب خواهد بود.

سعی میکنم که بحول و قوه الهی برخی حکمت ها را در اینجا بیاورم تا خوانندگان از، خواندن مطالب لذت بیشتری ببرند.

 بسم الله الرحمن الرحیم حرمت دارد و بالاترین حکمت، دانستن حرمت این آیه شریفه هست.

اللهم العن اول ظالم ظلم حقک و حقنا و آخر تابع له علی دینک، بحقک و حقنا.لک الحمدنا

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَ رَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَ لاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا

*یا ضار*

چرا جن و انس دارای اختیار شدند!؟

سلام

وقتی خداوند انس و جن را آفرید به او قدرت اختیار را هم عنایت فرمود و سبب آن از بینش من، تفاوت بین کسی که دانست و انجام داد و کسی که دانست و انجام نداد، بود.

خداوند خیر و شر را نشان داد، فرد دانست و اختیار کرد بین خیر و شر.

آنان که خیر اختیار کردند و از شر دوری کردند درجاتشان افزوده شد و از مقام فرشتگان بالاتر رفتند و صاحب فرشتگانی شدند که از مقام آنان کمتر بودند و آنان که شر اختیار کردند از مقام فرشتگان هم تنزل کرده و به مقام حیوان که اختیاری ندارد و فقط بر اساس غریزه (خوردن و خوابیدن و تولید مثل کردن) رشد کردند.

شایسته است که انسان و جن ، بابت رعایت ادب که خداوند عقل را تقسیم نموده بود و آنان به ادب ختم کردند، تشکری کند تا شرط بندگی را ادا کرده باشد.

نماز، نوعی تشکر از خداست آنگونه که او خواسته بود.

آنچنان که شایسته خداست، نماز بگذاریم و او را کوچک نکنیم که او کبیر و لا یصغر بود.

اعجاز و شگفتی اعداد در قرآن و حدیث

سلام

شخصی در جنگ جمل در آن شلوغی جنگ آمد خدمت حضرت امیر (ع) و از ایشان در مورد واحد بودن خداوند سوال کرد که اصحاب به او اعتراض کردند که الان چه زمان این سوال است اما امیرالمومنین علی (ع) فرمود این چیزی که این اعرابی می‌پرسد همان جنگ ماست این جنگ بر سر توحید است بنابراین سوال او به موقع است و همه انبیاء برای توحید آمده است. حضرت امیر (ع) در پاسخ این اعرابی فرمودند که وحدانیت در مورد خداوند تبارک و تعالی بر چهار وجه است که دو وجه آن در حق خداوند تبارک و تعالی جایز نیست و محال است یکی از آن دو وجه واحد به معنای عدد است چرا که چون خداوند دومی ندارد در باب اعداد داخل نمی‌شود خداوند غیر ندارد و غیر چیزی است که باعث تکثر و عدد دوم می‌شود و حق تعالی که صرف الوجود است غیری در او داخل نیست. دومین وحدتی که در حق خداوند تبارک و تعالی جایز نیست وحدت نوعی است مانند انسان که وحدت نوعی است چرا که وحدت نوعی کلی است و وحدت حق تعالی کلی نیست.

حضرت امیرالمومنین (ع) در ادامه بیان کردند که دو وجه از وحدت نیز وجود دارد که در مورد حق تعالی ثابت است، یکی از این دو وجه وحدتی که خداوند یک باشد و نظیر در میان اشیاء نداشته باشد و شبیهی در میان مخلوقات و موجودات نداشته باشد. دومین معنای وحدتی که در مورد خداوند تبارک و تعالی راه دارد وحدت به معنای این است که خداوند جزء ندارد و بسیط است. در حقیقت این دو توحیدی که حضرت امیر بیان شد در آیه اول و آخر سوره توحید بیان شده است به این صورت که آیه اول «قل هو الله احد» اشاره به بسیط بودن خداوند دارد و آیه آخر «و لم یکن له کفوا احد» نیز اشاره به این دارد که خداوند نظیر و شبیه ندارد.

و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

فضیلت و خواص سوره  کوثر

یکصد و هشتمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 3 آیه دارد.

مفسران قرآن کریم گفته اند: این سوره در شأن و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نازل شده است.(1)

 روزی پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را دیدند که در حال تبسم بود پرسیدند: ای رسول خدا چه چیزی موجب خنده شما شده است؟ فرمود: سوره ای بر من نازل شده است و بعد سوره کوثر را قرائت نمودند و گفتند: آیا می دانید کوثر چیست؟ گفتند خدا و رسولش آگاهترند. پیامبر ص فرمود: کوثر نهری در بهشت است که خداوند با آن مرا به خیر کثیری وعده داده است و آن حوض من است که امتم در کنار آن بر من وارد می شوند.(2)

در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است : هر کس سوره کوثر را تلاوت نماید خداوند از آب نهرهای بهشت به او می نوشاند و اجر و پاداش او به اندازه تمامی قربانی های روز عید قربان است. (3)

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس در نمازهای واجب یا مستحب خود سوره کوثر را قرائت نماید خداوند از آب حوض کوثر به او بنوشاند و کنار درخت طوبی همجوار رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.(4)

آثار و برکات سوره

1)دیدن رسول خدا صلی الله علیه و اله در خواب

از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم روایت شده: هر کس سوره کوثر را در شب جمعه 100مرتبه تلاوت نماید رسول خدا را درخواب خواهد دید.(5)

به همین مضمون از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است که هر کس سوره کوثر را در شب جمعه پس از نمازی که در نیمه شب می خواند صد مرتبه بخواند به اذن خدا رسولش را در خواب خواهد دید.(6)

2)برای دور کردن افراد از خود

اگر بخواهی کسی را از خود دور کنی 9 مرتبه سوره کوثر را بخوان و به جانب او بدم به اختیار خود راه کج می کند و می رود.(7)

ختم مجرب

  • ·      برای غنا و توانگری

روز چهارشنبه 40 مرتبه سوره کوثر را به نیت ثروت و توانگری بخواند.(8)

_____________________

پی نوشت:

(1)بحارالانوار، ج8، ص16

(2)منتخب الکلام فی تفسیر الاحلام،ج1، ص74

(3)جامع الاحادیث الشیعه، ج15، ص131

(4) ثواب الاعمال، ص126

(5)منتخب الکلام فی تفسیرالاحلام، ج1، ص74

(6)روض الجنان و روح الجنان، ج20، ص421

(7)تعطیرالانام فی تعبیرالمنام،ج1، ص353

(8) درمان با قران، ص167

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی

مقام مادر در قرآن و حدیث

سلام

جايگاه مادر در اديان گذشته

انبياء الهي و پيشوايان ديني ضمن آن که به احترام نهادن به مادر توصيه مي‌کردند، قبل از همه خود در مقابل مادر تکريم نموده و برايش طلب رحمت و مغفرت مي‌کردند.

1- حضرت ابراهيم (عليه السلام) :

براي پدر و مادرش دعا مي كند و از خدا مي‌خواهد که آن‌ها را مورد غفران و آمرزش قرار دهد : «ربنا اغفرلي و لوالديّ و للمومنين يوم يقوم الحساب ؛پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مومنان را، در آن روز که حساب بر پا مي‌شود، بيامرز»

اين دعا نه تنها نشان دهنده بزرگي شأن و مقام مادر است، بلكه جنبه تربيتي نيز دارد و به پيروان مکتب توحيد مي‌آموزد که براي پدر و مادرشان چگونه دعا کنند.

2- حضرت موسي (عليه السلام) :

آن حضرت ، هنگام مناجات با خدا، درخواست کرد که همنشين وي در بهشت را معرفي کند تا او را بشناسد. خطاب آمد، اي موسي! در فلان ناحيه، فلان مغازه برو، کسي که در آنجا مشغول کار است رفيق تو در بهشت خواهد بود.

حضرت موسي (عليه السلام) سراغ او رفت، ديد جواني است قصاب. از دور مراقب بود تا ببيند او چه عمل شايسته اي دارد. اما چيز فوق العاده اي از او مشاهده نکرد.

شب هنگام که جوان محل کار را ترک مي‌کرد، حضرت موسي بدون آن که خود را معرفي کند، نزد جوان آمد و از او خواست تا شب را مهمانش باشد. حضرت موسي مي‌خواست بدين طريق راز و رمز کار او را بشناسد و ببيند آن جوان چه عبادت هايي انجام مي‌دهد که اين قدر درجه پيدا کرده و همنشين پيامبر خدا شده است.

جوان وارد منزل شد، قبل از هر چيز غذايي آماده کرد، آن گاه سراغ پيرزني از کار افتاده رفت که دست و پايش فلج بود و قدرت حرکت نداشت. با صبر و حوصله غذا را لقمه لقمه به دهانش گذاشت، او را شست و شو داد و لباسش را عوض کرد . حضرت موسي ع هنگام خداحافظي خود را معرفي کرد و پرسيد اين زن کيست . پس از آن که به وي غذا مي‌دادي نگاهي به سوي آسمان مي‌انداخت و کلماتي بر زبان جاري مي‌کرد، چه بود؟

گفت: اين زن مادرم است و هر بار که به او غذا مي‌دهم و او را سير مي‌کنم درباره من دعا مي‌کند و مي‌گويد : خدايا او را همنشين موسي بن عمران در بهشت برين قرار بده.

حضرت موسي ع به جوان مژده داد که دعاي مادر درباره تو به اجابت رسيده است.

3- حضرت عيسي (عليه السلام) :

مقام مادر در آيين حضرت عيسي روح الله ع به حدي است که حضرت در آغاز زندگي شکر خدا مي‌گويد و نخستين بار اين نکته را يادآور مي‌شود و از خدا تشکر مي‌کند که او را نسبت به مادرش نيکوکار قرار داده است؛ چون او مي‌داند که نيکي به مادر بالاترين ارزش را دارد : «و برّاً بوالدتي و لم يجعلني جبّارا شقيا ؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده و جبار و شقي قرار نداده است »

حضرت مسيح ع نيکي به مادر را از امتيازات خود بر مي شمارد و اين دليل روشني است بر اهميت مقام مادر در نزد وي، و گرنه حضرت عيسي ع به عنوان فرستاده خدا افتخارات بسياري داشت و مي‌توانست آن‌ها را در مقام شکر گذاري متذکر شود.

جايگاه مادر در دين اسلام

هر چند همه اديان الهي مقام ارزشمندي براي مادر قائل بوده و به او احترام مي‌گذارند، اما اسلام بيش از ديگر مکاتب به اين مسئله توجه نموده و به مادر عظمت بخشيده است.

حقوقي را که اسلام براي مادران مشخص کرده، بسيار فراتر از حقوقي است که براي ديگران حتي پدر قائل شده است ، چرا که مادر، مربي و پرورش دهنده انسان و جامعه است و اوست که مي‌تواند فرد و جامعه را به سعادت رسانده ، يا به شقاوت و بد بختي بكشاند.

جايگاه مادر از منظر قرآن و حديث

1- قرآن کريم :

کلمه مادر ، به صورت جمع و مفرد مانند : «ام» و «والدتي» ، «امّ موسي» ، «والدات» و «امهات» و امثال آن در قرآن آمده است.

ام : «قال ابن امّ اِن القوم استضعفوني؛ گفت فرزند مادرم اين گروه مرا در فشار گذاردند.»

والدتي : « و براًبوالدتي؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده است.»

ام موسي : «و اوحينا الي ‌امّ موسي ؛ ما به مادر موسي الهام کرديم.»

والدات: « والوالدات يرضعن اولادهن حولين کاملين؛ مادران فرزندان خود را دو سال کامل شير مي‌دهند.»

امهات: «و امهات نسائکم؛ مادران زنان شما»

هم چنين مادر و پدر به شكل هاي «والدين» و «ابوي» مکرر در قرآن كريم به کار رفته است.

اگر به اين موارد دقت کنيم، مي‌بينيم که خداوند در هر يک از آن آيات، با عظمت از مادر ياد کرده و به نوعي از مقام او تمجيد نموده است. چرا که وحي و الهام مستقيم خدا به مادر حضرت موسي ع ، اظهار ارادت و نيکويي عيسي به مادر، بيان زحمات و رنج‌ هاي مادر در قرآن کريم و همچنين دستور حق تعالي به احسان و نيکي نسبت به پدر و مادر، همه گواه بر رفعت جايگاه مادر است.

خداي متعال در آيه 14 از سوره لقمان و هم چنين سوره احقاف پس از توصيه به احسان والدين، در بيان تحمل رنج و زحمت هاي مادر را مي فرمايد : «مادرش او (فرزند) را با ناراحتي حمل مي‌کند و با ناراحتي بر زمين مي‌گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سي ماه است تا زماني که به کمال و رشد برسد و به چهل سالگي بالغ گردد».

بيان رنج و تلاش مادر با اين که پدر نيز در اغلب سختي‌هاي تربيت فرزند شريک است، خود دليل بر اهميت و ارزش کار مادر است. چرا كه کسي نزد حق تعالي مقام بالاتر دارد که کار ارزشمند تري انجام دهد.

پروردگار متعال در آيات قرآن، ابتدا به نيکي کردن نسبت به پدر و مادر هر دو دستور مي‌دهد، سپس بدون ذکر زحمات پدر، مشکلات و ناراحتي هاي مادر را بيان مي‌کند. گويي، مادر عامل اصلي در لزوم نيکي به والدين بوده و کار او آن قدر ارزشمند است که احسان به پدر را نيز بر فرزند واجب مي‌سازد. صبر و پايداري مادر در برابر سختي‌هاي دوران بارداري و پذيرش ناگواري‌هاي طاقت فرساي دوره شير دهي و تربيت فرزند، موجب شده تا به احسان والدين به صورت مطلق حکم شود. تا آن جا که مسئله نيکي به پدر و مادر در قرآن کريم هم طراز با عبادت خداي متعال به حساب آمده است.

2- سنت نبوي (ص) :

سنت پيامبر (ص) همان گفتار و سيره آن حضرت مي‌باشد که در قالب کلام و رفتار از ايشان به يادگار مانده است. شخصيت، مقام و رعايت حقوق مادر در احاديث و سيره نبوي (ص) به خوبي بيان شده است. در مذهب تشيع به لحاظ حجيت و سنديت هيچ تفاوتي ميان سنت پيامبر (ص) و قول و سيره ائمه اطهار (عليهم السلام) وجود ندارد،

پيامبر اکرم (ص) در تبيين مقام مادر مي‌فرمايند: «الجنه تحت اقدام الامهات ؛ بهشت زير پاي مادران است» .

اين حديث حاکي از اين است که بدون رضايت مادر نمي توان به بهشت و نعمت هاي بهشتي دست يافت. اگر کسي بخواهد به درجات عاليه نايل گردد، بايد به مادر احترام بگذارد و به او خدمت کند. خداوند در قبال صبر و بردباري مادر، اجر و مزد بي پايان به او عنايت مي‌کند.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند : جواني خدمت پيامبر اکرم (ص) رسيد، عرض کرد : يا رسول الله! به چه کسي نيکي کنم؟ فرمود : به مادرت. دوباره سوال کرد، فرمود : به مادرت. مرتبه‌ سوم پرسيد. فرمود : به مادرت. مرتبه‌ چهارم سوال نمود پس از آن به کي نيکي کنم؟ فرمود به پدرت.

جايگاه مادر و ارزش نقش مهم مادري از اين گفتار پيامبر (ص) به خوبي قابل درک و فهم است و اين که حضرت سه بار به نيکي کردن مادر دستور مي‌دهد و نوبت چهارم به احسان پدر سفارش مي‌کند، بهترين دليل بر عظمت شأن مادر است.

سيره و رفتار نبي مكرم اسلام (ص) نسبت به مادر و دايه هاي شان که به نوعي حق مادري به عهده آن حضرت داشتند، نيز نشان دهنده‌ احترام ويژه ايشان از مقام مادر است.

به نوشته مورخين، پيامبر بيش از سه روز از شير مادر ننوشيد و پس از آن طبق سنت عرب به دايه سپرده شد و در دامن دايه‌هايي چون ثوبيه (کنيز ابوجهل) و حليمه سعديه پرورش يافت. حضرت در طول زندگي هميشه به ياد مادران رضاعي خود بود و از هر جهت به آنان کمک مي‌کرد. پس از بعثت پيامبر کسي را فرستاد تا ثوبيه را از ابوجهل بخرد، ولي او حاضر به فروش وي نشد. اما او تا آخر عمر از کمک‌هاي حضرت بهره مند بود. زماني که پيامبر خبر مرگ ثوبيه را شنيد، آثار تألم و اندوه در چهره مبارکش نمايان شد.

سيره پيامبر در احترام نسبت به مادرش آمنه و احترام فوق العاده نسبت به وي، بهترين دليل بر عظمت مقام مادر است. هنگامي كه پيامبر ص همراه مادر جهت زيارت تربت پدرش حضرت عبدالله به سفر يثرب رفتند ، در سرزمين ابواء- نزديک مدينه- ، آمنه بيمار شد و به تدريج وضعش رو به وخامت نهاد و کم کم آثار مرگ در وي پديدار گشت. پيامبر ص در آخرين لحضات زندگي مادر، صورت خود را به صورت او گذاشت و با غم و اندوه به چهره‌ مادر نگاه مي‌کرد و مي‌گريست.

3- سيره و گفتار اهل بيت (عليهم السلام) :

امام سجاد (عليه السلام) در باب حق مادر و عظمت و منزلت او مي‌فرمايند: «حق مادر بر تو اين است که بداني او تو را حمل نمود، آن گونه که هيچ کس، ديگري را حمل نمي‌کند و از ميوه‌ قلبش به تو داد که احدي به ديگري نمي‌دهد؛ تو را با جميع اعضا و جوارحش در آغوش گرفت و ... و خواب را به خاطر تو ترک نمود و تو را از سرما و گرما محافظت نمود و تو در برابر اين همه خدمت، کجا مي‌تواني شکر گزار او باشي، مگر به کمک و ياري و توفيق پروردگار».

اين کلام امام سجاد (ع) نشان دهنده عظمت و بزرگي مقام مادر است. چرا که حضرت با بيان اين نکته که فرزند بدون استعانت و کمک از خداي متعال قادر به اداي حقوق مادر نخواهد بود، در حقيقت خواسته به نوعي رفعت مقام مادر را براي فرزند تبيين کند و آنان را در خدمت کردن به مادر ترغيب نمايد.

چرا كه مادر، فرزند را به مراتب بيش از جانش دوست مي‌دارد و تمام مشکلات را به جان مي‌خرد تا او در آسايش باشد. طبيعي است که اين همه عشق و علاقه به فرزند و تحمل سختي‌هاي فراوان براي تربيت فرزند حق بزرگي به عهده فرزند مي‌گذارد که مي‌بايست در جهت اداي آن تلاش کرد. از اين جاست که خداوند مي فر مايد : «فلا تقل لهما اف ؛ در برابر آن‌ها (پدر و مادر) اف مگو».

جايگاه مادر در اديان الهي  به ويژه دين مقدس اسلام بيان شد. مقام مادر در بينش ديني مقامي است رفيع که در آيات قرآن هم رديف اطاعت و عبادت خدا ذکر شده است. بر اين اساس بر فرزندان و همه نسل جوان لازم است که به اين امر مهم توجه کنند و تا آن جا که مي‌توانند به مادر احترام بگذارند و به او خدمت نمايند. به خصوص در دوران پيري كه نياز به كمك بيشتري دارند ، وظيفه عقلي و ديني فرزندان است که به والدين در هر شرايطي ياري رسانند.

آثار نیکی به پدر و مادر

نیکی به پدر و مادر آثار زیادی دارد از جمله:
1- نیکی متقابل فرزندان:امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: »برّوا ءابائکم یبرّکم ابناءکم«، یعنی به پدر و مادرتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند«.
2- طول عمر: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »من بَرّ الوالدین زاد اللَّه فی عمره«.
3- آسانی سکرات موت: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »من احب أن یخفف اللَّه عنه سکرات الموت فلیکن بوالدیه باراً«، یعنی هر کس دوست دارد خداوند سکرات موت را برای او آسان گرداند پس به پدر و مادرش نیکی کند«.
شهید اول(قدس اللَّه) در کتاب »قواعد« بعضی از حقوق پدر و مادر را چنین بر می شمارد:
1- سفر مباح و حتی سفر مستحب بدون اجازه (پدر و مادر) حرام است.
2- فرمانبرداری ایشان در هر کاری اگر چه در امر مشکوک و مشتبه (البته اگر منجر به معصیت خدا نشود) واجب است.
3- اگر وقت نماز فرا رسیده باشد و(پدر و مادر) انجام کاری را از فرزند بخواهند باید نمازش را به تأخیر اندازد.
4- اختیار منع فرزند از جهاد کفائی را دارند. رسول خداe در این باره فرمودند: »لا ینبغی للرجل أن یخرج الی الجهاد و له أب أو ام الا باذنهما«. همچنین نفقه پدر و مادر در صورت عدم استطاعت مالی بر عهده فرزند است و این نفقه با فضیلت‏ترین انفاقها در راه خداست. چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »هل تعلمون ای نفقة فی سبیل اللَّه افضل؟ قالوا: اللَّه و رسوله اعلم. قال: نفقة الولد علی الوالدین«.

عقوق والدین

امیر المؤمنین علی علیه السلام می‏فرماید: »من العقوق اضاعة الحقوق«،یعنی ضایع کردن حقوق از جمله عقوق است.
محقق خوانساری در شرح این حدیث می‏گویند: »مراد این است که عقوق پدر و مادر فقط این نیست که کسی با ایشان بدرفتاری کند و ایشان را آزار دهد، بلکه بجا نیاوردن حقوق ایشان از تعظیم و تکریم و فرمانبرداری و مانند آن نیز از جمله عقوق به شمار می‏رود و وزر و وبال دارد«.همانطور که می‏دانیم عاق مادر شدن، حرام است چنانکه پیامبر eفرمودند: »ان اللَّه حرم علیکم عقوق الامهات«. آیت اللَّه جوادی آملی می‏گویند: »عقوق پدر و مادر جزء معاصی کبیره است. عاق زن و فرزند شدن حرام نیست بلکه عاق پدر و مادر حرام است.« بنابراین ما باید از عواملی که عقوق والدین را در پی دارد بپرهیزیم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏فرمایند: »ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق« یعنی: »بترسید از اینکه عاق پدر ومادر و مغضوب آنها شوید زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می‏رسد، ولی هیچگاه به کسانی که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهدرسید«.

عوامل موثر در عقوق والدین

یکی از عواملی که عقوق والدین را در پی دارد، نگاه تند و غضبناک به پدر و مادر است. چنانکه امام صادق علیه السلام می‏فرماید: »من العقوق أن ینظر الرجل الی ابویه یَحِدّ الیهما النظر«.حتی اگر پدر و مادر نسبت به فرزند ظلم کرده باشند باز فرزند حق ندارد با نگاه بغض آلود و غضبناک بدانها بنگرد. یکی از آثار این عمل عدم قبولی نماز است چنانکه در حدیث آمده است: »من نظر الی والدیه نظر ماقت و هما ظالمان له لم تقبل له صلاة«.
همچنین باید بدانیم که ممکن است فردی در زمان حیات پدر و مادر مورد رضای آنها باشد ولی بعد از مرگ آنها به خاطر عدم برآوردن حقوق آنها مثل اد نکردن قرضهای آنان و... مورد عاق ایشان قرار گیرد. عکس این مطلب نیز ممکن است، یعنی چه بسا افرادی در دنیا مورد عاق پدر و مادر قرار گیرند ولی بعد از مرگ آنها، به سبب ادای حقوق آنان - مثل اداء قرض و انجام خیرات و مبرات برای آنها و... مورد رضای پدر و مادر قرار گیرد.
از مطالبی که گفته شد این نتیجه به دست می‏آید که حقوق والدین خصوصاً حقوق مادر از جمله حقوق واجبی است که بر عهده هر فرد است و در آیات و روایات نیز بسیار بر آن تأکید شده است.

محو شدن ایمان از قلب مومن، هشدار به مومن

یکی از دلایل که حرمت نام یس آمده و از نام نهادن منع شده ایم این بوده که ما در مقام این نام قرار داده نشدیم، خود امیرالمومنین ع و ائمه ع غیر رسول الله ص هم قرار داده نشدند.بهتر بگوئیم والدین حضرت محمد ص هم او را یس ننامیدند بلکه از طرف خداوند بود نه مخلوقی.

انتقال دادن علوم اسلامی، از طرف کسی خواهد بود که لیاقت و الهام وحی را داراست.

کسی که از این اسم بدون اجازه استفاده کرده و مرجعی را دلیل عمل خود قرار داده باید بداند که عمل ناصحیح او، گمان بد به مقام و دنبال رو یس را بدنبال خواهد داشت و خودش باید تاوان عمل انجام شده را بپردازد.

تفاوت این نام با نام های مجاز دیگر، در اختیار داشتن شفاعت افراد یک امت در مقابل یک فرد عادیست.

شاید ذکر دعای غریق برای عدم گمراهی در شناخت رسول الله هم بوده است، چرا که او بهترین فرد برای شناخت و معرفی خداوند و دین او بوده است.

و ما تنها رسول گرامی خداوند جل جلاله را برای این نام میپسندیم و از امت اوئیم.آیا افرادی که چنین نامی را قبول کردند، ادعای پیامبری کردند که صاحب امتی باشند؟!

وای بحال افرادی که خلاف سنت امر کنند، چه یس نام و چه غیر یس نام!

یا أَیُّها الَّذینَ آمنوا اجتَنِبوا کثیرا منَ الظَّنِّ انَّ بعضَ الظَّن اثم و لا تَجَسَّسوا و لا یَغتَب بعضکم بعضا.

ای کسانی که ایمان آورده اید!(مومنان) از بسیاری از گمان ها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از گمان ها گناه است.هرگز در کار دیگران تجسس نکنید و هیچ یک از شما از دیگری غیبت نکند.

امام صادق‌ ع می‌فرماید: "تهمت زدن به بی‌گناه از کوه‌های عظیم نیز سنگین‌تر است‌".

نتیجه بهتان و افتراء به این و آن اینست که نظام اجتماعی دیر یا زود از هم پاشد و عدالت اجتماعی از بین برود حق باطل و باطل حق جلوه کند، بیگناهان متهم و گرفتار، ‌و گناهکاران تبرئه و آزاد باشند، حسن ظن به سوء ظن نسبت به یکدیگر تبدیل گردد و اعتماد عمومی مردم از یکدیگر سلب شود و زمینه‎ی هرج و مرج فراهم گردد و نا امنی و نارضایتی رشد یابد،‌ دوستی و صمیمیت جایش را به کینه و عداوت بدهد، مردم پراکنده و متفرق و بدون ارتباط با یکدیگر زندگی کنند و از تجمع و تشکل و انسجام خبری نباشد. بدون شک چنین جامعه‌ای نمی‌تواند دوام و بقاء داشته باشد بلکه بزودی سقوط خواهد کرد و مردم آن هلاک و گرفتار انواع مشکلات و بلایا خواهند شد. و لذا امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر گاه مؤمنی برادر مؤمن خویش را متهم سازد و به او تهمت بزند ایمان از قلب او محو می‌شود همچنانکه نمک در آب ذوب می‌گردد. و وقتی ایمان مؤمن ذوب شد و دیگر اثری از ایمان در قلبش باقی نماند جایگاهش دوزخ است چنانکه پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود : هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ی‌ گفته‎ی خود بیرون آید.

حضرت علی روایت می کنند: هر آن شخصی که مرد یا زن مسلمانی را بنا بر فقر وتنگدستی اش ذلیل وحقیر بداند خداوند او را در روز قیامت  در اجتماع جمیع خلایق ذلیل و رسوا می گرداند .  هر شخصی که مرد یا زن مسلمانی را مورد تهمت قرار می دهد و او را به آن چنان عیبی منسوب می کند که در او نیست در روز قیامت او را  تا آن وقت بر تپّه ای از شعله های آتش می ایستانند که آن شخص خودش آنرا تکذیب کند .

 

ام البنین سلام الله علیهای آل یس

سلام

سخت است که درباره بانویی صحبت بشه که کم شناخت داشته باشیم و فقط از طریق نوشته ها بخواهیم ارزش و مقامش را درک کنیم و کمتر کسی از خواندن نوشتار به درک مقام میرسد.فعلا به آنچه داریم در حمایت از یکی از بهترین های تاریخ اسلامی، بسنده میکنیم، امید است که موجب خرسندی صاحبان دین واقع شود.

پس از آنکه امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام به سوگ پاره تن و ریحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله علیه و آله یعنى سرور زنان عالمیان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه شهیده راه ولایت و امامت نشست ، برادرش عقیل بن ابى طالب علیه السلام را که آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برایش همسرى از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیرى براى مولا به ارمغان آورد که سالار شهیدان حسین بن على علیه السلام را در کربلا یارى کند.
عقیل ، ام البنین کلابیه علیه السلام را براى حضرت على علیه السلام برگزید که قبیله و خاندانش ، بنى کلاب ، در شجاعت بى مانند بودند. بنى کلاب از حیث شجاعت و دلاورى در میان عرب زبانزد بودند، ولبید درباره آنان چنین سروده است ما بهترین زادگان عامر بن صعصعه هستم و کسى بر این ادعا خورده نمى گرفت . الو براء، همبازى نیزه ها (ملاعب الاءسنه )، که در عرب در شجاعت مانند او را ندیده بود، از همین خاندان است .
حضرت امیر المؤمنین علیه السلام این انتخاب از پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام البنین سلام الله علیه فرستاد. پدر، خشنود از این وصلت مبارک ، نزد دختر خود شتافت و او نیز با سر بلندى و افتخار پاسخ مثبت داد و پیوندى همیشگى بین وى و مولاى متقیان على بن ابى طالب علیه السلام برقرار شد. امام علیه السلام در همسر عقلى سترگ ، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى مى داشت و از صمیم قلب در حفظ حرمت او کوشید.

ام البنین ، و دو سبط پیامبر صلى الله علیه و آله
ام البنین بر آن بود که جاى خالى مادر آنها را در زندگى دو سبط پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دو ریحانه رسول خدا صلى الله علیه و آله و دو سرور جوانان بهشت ، امام حسن و امام حسین علیه السلام ، پر کند؛ مادرى که در اوج شکوفایى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال خود زد.
فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مى دیدند، و رنج فقدان مادر را کمتر احساس مى کردند. ام البنین سلام الله علیه ، فرزندان دخت گرامى رسول اکرم صلى الله علیه و آله را بر فرزندان خود که نمونه هاى والاى کمال بودند مقدم مى داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى کرد.
تاریخ جز این بانوى پاک کسى را به یاد ندارد که به اصطلاح فرزندان هووى خود را بر فرزندان خویش مقدم بدارد. لیکن ام البنین سلام الله علیه توجه به فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله را فریضه اى دینى مى شمرد، زیرا خداوند متعال در کتاب خود همگان را به محبت آنان دستور داده ،و آنان امانت و ریحانه رسول خدا صلى الله علیه و آله بودند . ام البنین با درک عظمت آنان به خدمتشان قیام کرد و در این راه از بذل آنچه در توان داشت دریغ نورزید.
گویند همان روز که پاى در خانه مولا علیه السلام گذاشت ، حسنین علیه السلام هر دو مریض بوده و در بستر افتاده بودند. اما عروس تازه ابوطالب علیه السلام به محض آنکه وارد خانه شد خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و همچون مادرى مهربان به دلجویى و پرستارى آنان پرداخت . چنانکه گفته مى شود خود نیز پس از چندى به مولا پیشنهاد داد که به جاى فاطمه ، که اسم قبلى واصلى وى بوده ، او را ام البنین صدا زند، تا حسنین علیه السلام از ذکر نام اصلى او توسط مولا علیه السلام به یاد مادر خویش ، فاطمه زهرا سلام الله علیه ، نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد.

اهل بیت علیه السلام ، و ام البنین سلام الله علیها
محبت بى شائبه ام البنین سلام الله علیه در حق فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله و فداکاریهاى فرزندان او در راه سید الشهداء علیه السلام ، در تاریخ بى پاسخ نماند. اهل بیت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان کوشیدند و از قدردانى نسبت به آنان چیزى فرو گذار نکردند.
شهید که از فقهاى قله پوى شیعه است ، مى گوید: ام البنین سلام الله علیه از زنان با فضیلت و عارف به حق اهل بیت علیه السلام بود. وى محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان کرده بود. آنان نیز براى او جایگاهى والا و موقعیتى ارزنده قائل بودند. زینب کبرى سلام الله علیه پس از رسیدن به مدینه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسلیت گفت . چنانکه در اعیاد نیز، براى اداى احترام ، به محضرش ‍ مشرف مى شد.
رفتن نواده رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله ، شریک نهضت حسینى و قلب طپنده قیام امام حسین علیه السلام یعنى زینب کبرى علیه السلام ، نزد ام البنین سلام الله علیه و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنین سلام الله علیه نزد اهل بیت علیه السلام است .

ام البنین سلام الله علیها واسطه فیض الهى
این بانوى بزرگوار نزد مسلمانان جایگاهى ویژه دارد، و بسیارى از انان معتقدند او را نزد خداوند منزلتى والاست و اگر دردمندى او را به درگاه حضرت بارى تعالى شفیع و واسطه قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد. لذا به هنگام سختیها و درماندگیها، این مادر فداکار را شفیع خود قرار مى دهند. البته بسیار هم طبیعى است که ام البنین سلام الله علیه نزد پروردگار مقرب باشد تا زیرا وى فرزندان پاره هاى جگر خود را خالصانه در راه خدا و استوارى دین حق تقدیم داشته است . در خلال کراماتى که در بخش سوم کتاب حاضر آمده ، با جلوه هایى از مقام والاى ام البنین سلام الله علیه در عالم معنا آشنا خواهیم شد.

سلسله نسب ام البنین سلام الله علیها
وى فاطمه دختر حزام بن خالد بن ربیعه بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه بن معاویه بن بکر بن هوازن است .
مادر او شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب مى باشد و جده هایش عبارتند از:
جده اول : عمره دخت طفیل بن مالک احزام بن جعفر کلاب .
جده دوم : کبته دخت عروه الرحال فرزند جعفر بن کلاب .
جده سوم : ام خشف دخت ابى معاویه فارس هزار بن عباده بن عقیل بن کلاب .
جده چهارم : فاطمه دخت جعفر بن کلاب .
جده پنجم : عاتکه دخت عبدالشمس بن عبد مناف بن قصى ، جده حضرت رسول صلى الله علیه و آله است که در عمده الطالب نام او را فاطمه دانسته است .
جده ششم : آمنه دخت وهب بن عمیر بن نصر بن قعین بن حرث بن ثلعبه بن ذودان بن اسد بن خزیمه .
جده هفتم : دخت جحدر بن ضبیعه اغر بن قیس بن ثلعبیه بن عکایه بن صعب بن على بن بکر بن وائل بن ربیعه بن نزار، جد حضرت رسول خدا صلى الله علیه و آله .
جده هشتم : دخت ملک بن قیس بن ثعلبه .
جده نهم : دخت الراءسین : خشین بن ابى عصم بن سمح بن فزاره (در قاموس اللغه خشین بن لاى ، و در تاج العروس لاى بن عصیم آمده است ).
جده دهم : دخت عمر بن صرمه بن عوف بن سعد بن ذبیان بن بغیض بن ریث بن غطفان .
اینان جده هاى ام البنین سلام الله علیه ، مادر ابوالفضل العباس علیه السلام ، هستند که ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبین از ایشان یاد کرده است . تاریخ گواهى مى دهد که پدران و داییهاى ام البنین سلام الله علیه در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب مى شده اند و مورخان آنان را به دلیرى و جلادت در هنگام نبرد ستوده اند. افزون بر این ، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانى ، سالار و بزرگ پیشواى قوم خود نیز بوده اند، آنچنان که سلاطین زمان در برابرشان سر تسلیم فرود آورده اند. اینان همانانند که عقیل به امیر المؤ منین علیه السلام گفت : در میان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر یافت نشود .
امیرالمؤ منین علیه السلام نیز مقصودش از آن پرس و جو آن بود که زنى را به همسرى خویش برگزیند که زاده دلاوران عرب باشد، چرا که مسلم است سرشت و خصایص ‍ اجداد به فرزندان منتقل مى شود، و فرزندان نیز آن ویژگیها را به نسلهاى بعدى منتقل مى سازند. بر این اساس است که رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرمایند: دایى به منزله یکى از دو زوج است (یعنى دایى نیز چون پدر و مادر، در صفات و اخلاق طفل مؤثر است ) پس براى جایگاه نطفه خود همسرى شایسته برگزینید.
در اینجاست که مى بینیم در وجود شریف ابوالفضل علیه السلام دو گونه شجاعت در هم آمیخته است : ۱. شجاعت هاشمى و علوى که ارجمندتر و والاتر است و از جانب پدر سرور اوصیا به او رسیده ؛ و ۲. شجاعت عامرى که از جانب مادرش ام البنین سلام الله علیه ارث برده است ، زیرا که در میان تیره مادریش جدى پیراسته چون عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب (جد ثمامه مادر ام البنین ) بوده است که به سبب قهرمان سالارى و شجاعتش او را ملا الاءسنه یعنى کسى که سر نیزه ها را به بازى مى گیرد، مى نامیدند. این لقب را نخستین بار حسان در باب او به کار برد، چون دید که یک تنه با شجاعانى که او را احاطه کرده بودند پیکار مى کند، و لذا گفت : وى سر نیزه ها را با دستش به بازى گرفته است .
نیز از اوس بن حجر نقل شده که درباره عامر گفته است :

یلاعب اطراف الاءسنه عامر
فراح له حظ الکتائب اءجمع
عامر سر نیزه ها را به بازى مى گیرد، پس او در کار آیى و توان نظامى ، به تنهایى یک لشگر را در خود جمع دارد.

عامر بن مالک همان کسى است که برادر زاده اش ، عامر بن طفیل ، با علقمه بن علاثه قرار گذاشتند که هر کدام نسبت و حسب افتخارآمیزترى داشت و به نفع او حکم شد، صد شتر از دیگرى بستاند. بدین منظور، هر یک ، یکى از پسران خود را نزد مردى از بنى وحید به گرو گذاشتند (و ضمانت و رهن نیز از آن هنگام دایر گردید). چون ابن طفیل در این مورد از عمویش ، عامر بن مالک ، کمک خواست ، این مرد دلیر نعلین خود را به او داد و گفت : براى تعیین شرافت خود از این نعلین کمک بگیر، زیرا من با آن چهل مرباع را به دست آورده ام.

مرباع ، ربع غنائم جنگى ئى بوده است که پس از پیروزى یک قوم بر قوم دیگر در زمان جاهلیت به رئیس قبیله مى رسید. این نعلین ، مخصوص رئیس و پیشواى قوم بوده که در ایام نبرد آن را مى پوشیده است ، والا مزیتى نداشته که براى تعیین افتخار و مباهات به نسبت به کار رود.

دیگر از اجداد مادرى حضرت ابوالفضل علیه السلام ، عامر بن طفیل بن مالک بن کلاب ، برادر عمره : جده اول ام البنین سلام الله علیه مى باشد که فوقا از او یاد شد. او گرامیترین مردم در عصر خود و نام آورترین شجاعان و دلاوران عرب بود. حتى گویند که : هرگاه یکى از اعراب نزد قیصر روم مى رفت قیصر به او مى گفت : تو با عامر بن طفیل نسبتى دارى ؟ اگر وى میان خود و عامر نسبتى بر مى شمرد، گرامیش کمى شمرد و صله و احسان به او مى کرد، و الا روى خوش به او نشان نمى داد.
نیز از اجداد مادرى ام البنین سلام الله علیه ، عروه الرحال فرزند عتبه بن جعفر بن کلاب ، پدر کبشه : جده دوم این بانو مى باشد. عروه با پادشاهان رفت و آمد بسیار داشت و او را نزد آنها پایگاه و منزلتى رفیع بود، و به همین خاطر هم او را رحال (یعنى جهانگرد) نامیده اند.
از دیگر نیاکان ام البنین ، طفیل : فارس قرزل است که پدر عمره (جده اول این بانوى بزرگوار) مى باشد. او نیز در شجاعت و قهرمان سالارى زبانزد همگان بوده و با ملاعب الاءسنه ربیعه ، عبیده ، و معاویه (پسران جعفر بن کلاب ) برادر بوده است . گویند: یک روز صبح آنان بر نعمان بن منذر (امیر مشهور عرب ) وارد شدند و مشاهده کردند که یکى از یاران و همنشینان امیر، موسوم به ربیع بن زیاد عبسى ، با امیر مشغول غذا خوردن است . آنان مطلع شده بودند که ربیع نزد حاکم ایشان سعایت کرده است . لبید، کوچکترین فرزند ربیعه (یکى از برادران یاد شده )، اشعارى در مدح طائفه و عموهاى خویش و ذم ربیع بن زیاد سرود که نعمان و دیگر همنشینانش بر او انکار نورزیدند، و این به لحاظ شرافت و بزرگمنشى غیر قابل انکار آنان بود. حتى پس از این ماجرا، امیر آن شخص ‍ سخن چین را از خود راند و ابیاتى در توبیخ او سرود.

ام البنین سلام الله علیها همسرى جز امیرالمؤ منین على علیه السلام برنگزید.
گروهى از مورخین برآنند که امیرالمؤمنین علیه السلام با ام البنین سلام الله علیه ، دختر حزام عامریه ، بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه ازدواج نمود. دسته اى دیگر مى گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده است . اما در هر حال ، مسلم است که این ازدواج بعد از صدیقه کبرى سلام الله علیه صورت گرفته است ، زیرا تا فاطمه سلام الله علیه زنده بود خداوند ازدواج با زنان را بر امیرالمؤمنین علیه السلام حرام نموده بود.
ام البنین داراى چهار پسر به نامهاى عباس ، عبدالله جعفر، و عثمان گردید که سرور همه آنان حضرت عباس علیه السلام مى باشد. این بانوى بزرگوار، بعد از امیر المؤمنین على علیه السلام مدتى طولانى زنده بد و با کسى نیز ازدواج نکرد؛ همچنانکه امامه و اسماء بنت عمیس و لیلى نهشیله چنین نمودند و این چهار زن آزاده ، کمال وفادارى را در حق شوى و سرورشان امیر المؤمنین على علیه السلام انجام دادند.حتى یک بار مغیره ین نوفل و یک بار نیز ابو هیاج بن سفیان از امامه خواستگارى کردند، اما او امتناع ورزید و حدیثى از على علیه السلام نقل کرد که همسران پیامبر و جانشینش بعد از مرگ ایشان نباید به همسرى کسى درآیند، بر پایه این سفارش ، زنان وارسته مزبور، تن به ازدواج با کسى ندادند.
در باب عظمت مقام و علو معرفت حضرت ام البنین سلام الله علیه به مقام و موقعیت اهل بیت علیه السلام همین بس نوشته اند: چون ازدواج امیرالمؤمنان علیه السلام در آمد، امام حسن و امام حسین علیه السلام بیمار بودند، و او بسان مادرى دلسوز و پرستارى مهربان به مراقبت و دلنوازى از آنان پرداخت ؛ و چنین امرى از همسر سرور اهل ایمان ، که از انوار معارف حضرتش بهره ها گرفته ، در بوستان علوى تربیت یافته و به آداب و اخلاق مولاى متقیان علیه السلام مؤدب متخلق شده ، شگفت نیست .

فرزندان ام البنین سلام الله علیها
اول از همه ، قمر بنى هاشم علیه السلام متولد گردید، و بعد بترتیب : عبدالله و جعفر و عثمان گام به جهان هستى گذاشتند.
فرزندان ام البنین – همگى – در زمین کربلا شهید شدند و نسل ام البنین علیه السلام از طریق عبیدالله بن قمر بنى هاشم بسیار مى باشند. چون بشیر به فرمان اما زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از ماجراى کربلا و بازگشت اسراى آل الله با خبر سازد در راه ام البنین سلام الله علیه او را ملاقات کرد و فرمود: اى بشیر، از امام حسین علیه السلام چه خبر دارى ؟ بشیر گفت : اى ام البنین ، خداى تعالى ترا صبر دهد که عباس ‍ تو کشته گردید. ام البنین سلام الله علیه فرمود: از حسین سلام الله علیه مرا خبر ده . بدینگونه ، بشیر خبر قتل یک یک فرزندانش را به او خبر داد اما ام البنین پیاپى از امام حسین علیه السلام خبر مى گرفت وى گفت : فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است ، فداى حسینم باد! و چون بشیر خبر قتل آن حضرت را به او داد صیحه اى کشید و گفت : اى بشیر، رگ قلبم را پاره کردى ! و صدا به ناله و شیون بلند کرد.
مامقانى گوید: این شدت علاقه ، کاشف از بلندى مرتبه او در ایمان ، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل مى شمارد.
به نوشته علامه سماوى در ابصارالعین : ام البنین سلام الله علیه همه روزه به بقیع مى رفت و مرثیه مى خواند، به نوعى که مروان – با آن قساوت قلب – از ناله و گریه ام البنین سلام الله علیه به گریه مى افتاد و اشکهاى خود را با دستمال پاک مى کرد. نیز هنگامى که زنها او را با عنوان ام البنین خطاب کرده و به وى تسلیت مى داده اند این ابیات را سرود:

لا تدعونى و یک ام البنین
تذکرنى بلیوث العرین
کانت بنون لى ادعى بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین
اربعه مثل نسور الربى
قد واصلوا الموت بقطع الوتین
تنازع الخرصان اشلائهم
فکلهم امسوا صریعا طعین
یا لیت شعرى اکما اخبروا
بان عباسا مقطوع الیدین
یعنى اى زنان مدینه ، دیگر ام البنین نخوانید و مادر شیران شکارى ندانید، مرا فرزندانى بود که به سبب آنها ام البنینم مى گفتند، ولى اکنون دیگر براى من فرزندى نمانده همه را از دست داده ام . آرى ، من چهار باز شکارى داشتم که آنها را هدف تیر قرار دادند و رگ گردن آنها را قطع نمودند و دشمنان با نیزه هاى خود ابدان طیبه آنها را از هم متلاشى کردند و در حالى که روز را به پایان بردند که همه آنها با جسد چاک چاک بر روى زمین افتاده بودند. اى کاش مى دانستم آیا این خبر درست است که دستهاى فرزندم قمر بنى هاشم علیه السلام را از تن جدا کردند؟!

مخوان جانا دگر ام البنینم
که من با محنت دنیا قرینم
مرا ام البنین گفتند، چون من
پسرها داشتم ز آن شاه دینم
جوانان هر یکى چون ماه تابان
بدندى از یسار و از یمینم
ولى امروز بى بال و پر ستم
نه فرزندان ، نه سلطان مبینم
مرا ام البنین هر کس که خوائد
کنم یاد از بنین نازنینم
به خاطر آورم آن مه جبیان
زنم سیلى به رخسار و جبینم
به نام عبدالله و عثمان و جعفر
دگر عباس آن در ثمینم
یا من راءى العباس کر
على جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر
کل لیث ذى لبد
نبئت ان ابنى اصیب
بر اءسه مقطوع ید
و یلى على شبلى و مال
براءسه ضرب العمد
لو کان سیفک فى
یدیک لما دنى منک اءحد

حاصل مضمون این ابیات جانسوز آنکه : هان اى کسى که فرزند عزیزم ، عباس را دیده اى که با دشمن در قتال است و آن فرزند حیدر کرار، پدر وار، حمله مى کند و فرزندان دیگر على مرتضى ، که هر یک نظیر شیر شکارى هستند، در پیرامون وى رزم مى کنند، آه که من خبر داده اند که بر سر فرزندم عباس عمود آهن زدند در حالیکه دست در بدن نداشته است . اى واى بر من ! چه بر سرم آمد و چه مصیبتى بر فرزندانم رسید؟! اگر فرزندم عباس ‍ دست در تن داشت ، کدام کس را جراءت بود که به وى نزدیک شود.

فضل بن محمد بن حسن بن عبدالله بن عباس بن امیر المؤمنین علیه السلام نیز که از تبار قمر بنى هاشم است ، مرثیه ذیل را در سوگ جد خود سروده است:
انى لاذکر للعباس موقفه
بکربلاء و هام القوم یختطف
یحمى الحسین و یحمیه على ظما
و لا یولى و لا یثنى فیختلف
و لا اءرى مشهدا یوما کمشده
مع الحسین علیه الفضل و الشرف
اکرم به مشهد اءبانت فضلته
و ما اءضاع له اءفعاله خلف
و چه زیباست سروده است شاعر بزرگ اهل بیت علیه السلام مرحوم سید جعفر حلى ره در مدح حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام :
و قع العذاب على جیوش امیه
من باسل هو فى الوقایع معلم
ما راعهم الا تقحم ضیغم
غیر ان یعجم لفظه و یدمدم
عبست و جوه القوم و غاص الموت
و العباس فیهم ضاحک متبسم
قلب الیمین على الشمال و غاص فى
الاءوساط یحصد للرؤ وس و یحطم
بطل تورث من ابیه شجاعه
فیها انوف بنى الضلاله ترغم
حامى الظعینه این منه ربیعه
ام این من علیا ابیه مکدم
فى کفه الیسرى السقاء یقله
وبکفه الیمنى الحسام المخذم
حسمت یدیه المرهقات و انه
و حسامه من حدهن لاحسم
فغذایهم باءن یصول فلم یطق
کاللیث اذ اظفاره تتقلم
اءمن الردى من کان یحذر بطشه
اءمن البغات اذا اصیب القشعم
و هوى بجنب العلقمى فلیته
للشاربین به یدان العلقم
کمیت شاعر چه خوش سروده است :
و ابوالفضل ان ذکرهم الحلو
شفاء النفوس من اسقام
قتل الاءدعیاء اذ قتلوه
اکرم الشاربین صوب الغمام
یعنى : و ابوالفضل (یکى از جوانمردان بود) که یاد شیرین آنها شفاى درد هر دردمندى است .
آن که زنازادگان را کشت در آن هنگامى که او کشتند، و بزرگوارترین کسى که از آب باران آشامید.
شاعر دیگر درباره عباس بن على علیه السلام چنین سروده است :
احق الناس ان یبکى علیه
فتى ابکى الحسین بکربلاء
اءخوه و ابن والده على
ابوالفضل المضرج بالدماء
و من و اساه لایثنیه شى ء
و جاد له على عطش بماء
یعنى : شایسته ترین کسى که سزاوار است مردم بر او بگریند آن جوانى است که (شهادتش ) حسین علیه السلام را در کربلا به گریه انداخت .
یعنى برادر و فرزند پدرش على علیه السلام که همان ابوالفضل بود و به خون آغشته کشت .
و کسى که با او مواسات کرد و چیزى نتوانست جلوگیر او (در این مواسات) گردد، و با اینکه خود تشنه آب بود (آب نخورد) به آن حضرت کرم کرد.
به دریا پا نهاد و تشنه برگشت

ام البنین مضطر نالد چو مرغ بى پر
گوید به دیده تر، دیگر پسر ندارم
زنها! مرا نگویید ام البنین از این پس
من ام بى بنینم ، دیگر پسر ندارم
مرا ام البنین دیگر مخوانید
به آه و ناله ام یارى نمایید
بنالم بهر عباسم شب و روز
شده آهم به جانم آتش افروز
به دشت کربلا آن مه جنبینم
شنیدم بود سقاى حسینم
به دریا پا نهاد و تشنه برگشت
حسینش تشنه بود، از آب لب بست
گذشت از آب و کسب آبرو کرد
به سوى خیمه ها با آب رو کرد
ز نخلستان چو بر سوى خیم شد
به دست اشقیا دستش قلم شد
شنیدم آنکه جدا شد ز قامت عباس
دو دست بر اثر ظلم قوم حق نشناس
به چشم راست خدنگش رسیده از الماس
چمن خزان شد و پژمرده گشت چون گل یاس

www.fa.shafaqna.com

یکصد و بیست درس زندگی از سیره حضرت محمد (ص)

1 - آداب جنگ

هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیم می گرفت لشگری را به جنگی بفرستد، آنها را می طلبید و در مقابل خود نشانده و می فرمود: به نام خدا و در راه خدا و بر روش پیامبر او حرکت کنید. به دشمنان خویش خیانت نکنید، آنها را مثله ننمائید و با آنها مکر نورزید. پیرمرد ضعیف و زن و کودک را نکشید. درختان را قطع ننمائید، مگر اینکه ناچار شوید. هر کس از مسلمین از کوچک و بزرگ توجهی به یکی از مشرکین داشته باشد و او را پناه بدهد، او در امان است تا کلام خدا را بشنود، اگر از شما متابعت کرد از برادران دینی شما محسوب می شود، و اگر امتناع کرد، او را به منزلگاه خود برسانید و از خدا استعانت جوئید.


2 - آداب دیدار

مردی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و درخواست دیدار نمود، هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله خواست از خانه خارج شود و به دیدار آن مرد برود، جلو آینه یا ظرف بزرگی از آب داخل اتاق ایستاد و سر و صورت خود را مرتب کرد.
عایشه از دیدن این کار تعجب کرد. پس از بازگشت آن حضرت پرسید: یا رسول الله، چرا هنگام رفتن در برابر ظرف آب ایستادی و موها و سر و صورت خود را مرتب کردی؟
فرمود: ای عایشه، خداوند دوست دارد، هنگامی که مسلمانی برای دیدار برادرش می رود، خود را برای دیدار او بیاراید
.

اطلاعات مذهبی 6

حضرت ادریس (ع) اولین شخصی بود که لباس دوخت و خط نوشت.

پرنده ‏ای که در دربار حضرت سلیمان (ع) خدمت می‌کرد، (هدهد) نام داشت.

به حیوانی که از طرف خدا وحی شد، زنبور بود. (آیه 68 سوره نحل)

صحیفه سجادیه به خواهر قرآن معروف است.

رودکی، ناصرخسرو و حافظ شاعرانی بودند که در نوجوانی حافظ کل قرآن بودند.

سلمان فارسی اولین شخصی بود که سوره حمد را به زبان فارسی ترجمه کرد.

استاد محمود خلیل الحصری، اولین کسی بود که قرآن را به روش ترتیل خواند.

بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده، شیر می‌باشد.

بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده، عسل می‌باشد.

کمترین حرفی که در قرآن بکار رفته، حرف (ظاء) می‌باشد.

بزرگ‌ترین عدد در سوره صافات آیه 147 آمده که صد هزار می‌باشد.

آیه ‏ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت نمود، آیه 9 سوره کهف می‌باشد.

در آیه 6 سوره مائده، مراحل وضو بیان شده است.

حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت.

حضرت موسی (ع) داماد حضرت شعیب (ع) بود.

در قرآن مجید پانزده آیه سجده دار وجود دارد که بعد از شنیدن یا خواندن چهار آیه آن سجده واجب می شود وباید سجده کرد، یازده آیه دیگر سجده مستحبی است،یعنی اگر سجده نکنی هم اشکالی ندارد.
سجده های واجب
1- آیه 15 سوره سجده (الجُرُزْ و یا اَلْمَضاجِعْ)
2- آیه 37 سوره فصلت
3- آخرین آیه سوره نَجم
4- آخرین آیه سوره عَلَقْ.

کسانی که به گرد آوری قرآن در زمان رسول اکرم (ص) اقدام کرده اند عبارتند از:
علی بن ابیطالب (ع)
معاذ بن جبل
زید بن ثابت
اُبَّی بن کعب
ابوزید ثابت بن زید بن نعمان

 

نوشت افزاری که معمولاً در ابتدا آیات قرآن را بر آن می نوشته اند

1- اَقْتاب: درآن زمـان معـمولاً چوبهایی می ساختند که تقـریباً پهن و صاف باشد، و آن را جهت سـوار شدن بر پشت شتران می گـذاشتند. این چوبها به جهت قسمت صاف و مناسبی کـه داشت، گاهـی جهت نوشتن مطالب گوناگون از جمله بعضی از آیات قـرآن بـه کـار می رفته است که اینگونه چـوبها را اَقتـاب می گفته ا ند.
2- اَکْتاف: جمع "کِتْف" به معنای استخوان شانه است در آن ادوار نیز گاهی این استخوانها را به گونه ای قرار می دادند که پس از خشک شدن آماده برای نوشتن باشد.
3- حَریرْ: نـوعی پارچه بوده است که به جهت دوامی که داشته، آیـات قـرآن را روی آن می گذاشتند.
4- رَق: نوعی برگ سفید یا پوست نازک و لطیفی بوده که از آن جهت کتابت قرآن استفاده می کرده اند.
5- سِجِلْ: این کلمه به معنی عهدنامه وکتیبه است که قضات صورت دعاوی و احکام شرعیه را برآن می نوشتند.
6- صُحُف: این هم یک نوع برگ نازک بوده که جهت نگاشتن و نویسندگی مفید و روی آن کتابت میکرده اند.
7- عَسَبْ : این لغت به معنای چوب درخت خرما ست،که دارای برگهای پهن و مناسبی بوده است و جهت کتابت آیات و موارد دیگر از آن استفاده می کرده اند.
8- قِرطاسْ: این واژه به معنای کاغذ است در آن ایام لوحه هایی ازکاغذ وجود داشته که در نگارش آیات خدا از آنها استفاده می کرده اند این لغت در قرآن نیز آمده است.
9 - قَـلَمْ: این کلمه در چهار آیه از سُوَر قرآن بیان گشته و از آنجا که وسیله مهمی درآموزش و آموختن علوم و شناساندن هستی و جهان آفرینش است، خداوند تبارک و تعالی آن را با اهمیت شمرده و حتی به آن سوگند خورده است و سوره ای از سور قرآن را نیز به آن اختصاص داده است.
10- مِداد: این لغت نیز بیانگر نوعی نوشت ابزار است به معنی مرکـّب که در قـرآن نیز ذکـر شده است.

اطلاعات مذهبی 5

درختی مشهور که در آسمان هفتم است چه نام دارد؟ سدرة المنتهی

درختی که در بهشت تولید موسیقی می کند چه نام دارد ؟ هفافه

فاصله زمانی بین نفخ صور اوّل و نفخ صور دوّم چقدر است ؟ 40 سال

روز ملاقات بهشتیان با خداوند چه روزی است ؟ جمعه

درِ مخصوص بی نمازان در جهنّم چه نام دارد ؟ جحیم

مسجدی در آسمان چهارم که روبروی کعبه است چه نام دارد ؟ بیت المعمور

درختی در جهنّم که خارهای آن خوراک جهنّمیان است چه نام دارد ؟ زَقّوم

بنا به نظر پیامبر ص بهشت زیر پای چه کسی است ؟ مادر

پیامبر ص به کدام خانواده مژده داد که وعده گاهشان بهشت است ؟ آل یاسر

قرآن ، زن بهشتی را چه می نامد؟ حور

قرآن ، پسر بهشتی را چه می نامد ؟ غِلمان

جهنّم چند درب دارد ؟ 7  درب

بهشت چند درب دارد؟ 8  درب

رودهای بهشت از کدام طبقه سرچشمه می گیرند ؟ فردوس

بنا به فرمایش حضرت علی ع، مَهریه بهشت چیست ؟ طلاق دنیا

خاکسترِ کدام کوهِ مقدّس ، درمانِ دردِ چشمان است ؟ طور

زیباترین جنگ کدام جنگ است ؟ جنگ با نفس

تعداد احادیث صحیح مسلم و بخاری چند حدیث است ؟ 7397 حدیث

مسجد الأقصی در کدام کشور است ؟ فلسطین

خداوند در سوره نساء به منافقان چه مژده ای داده است ؟ عذاب دردناک

در کدام غزوه ، سه تن از صحابه به خاطر شرکت نکردن در جنگ تنبیه شدند ؟ تبوک

مشهورترین کتابخانه اسلامی در عصر عباسی چه نام داشت ؟ بیت الحِکمه

جن هایی که پیرو شیطان هستند چه نام دارند ؟ شیاطین

اوّلین علامت قیامت کُبری چیست ؟ طلوع خورشید از مغرب

موجود ذی روح پنهانی که دیده و حس نمی شود کدام است ؟ جن

تعداد بتهای کعبه قبل از بعثت پیامبر چند بود ؟ 360 بت

سنگی آسمانی بر دیوار کعبه که بر اثر گناه مردم به تدریج سیاه شده است چه نام دارد ؟ حجر الأسوَد

درختی که در قرآن از آن با لفظ «مبارک» یاد شده است کدام است ؟ زیتون

خداوند از کدام جنگ به عنوان «روز فُرقان» یاد کرده است ؟ بدر

پیامبر ص ، أصحاب خود را به چه چیزی تشبیه کرده است ؟ ستاره

با نظر در قرآن کدام موجود بی جان است که نفَس می کشد ؟ صبح

«أمّ القُری» ، مادر شهرها لقب کدام شهر إسلامی است ؟ مکّه

کدام سرزمین است که تنها یک بار آفتاب بر آن تابیده است ؟ بستر نیل منظور حضرت موسی ع است

روز مقدّس مسیحیان چه روزی است ؟ یکشنبه

نام سگ أصحاب کهف چه بود ؟ قِطمیر

چیزی که همه بجز خداوند ، آن را می بینند ، چیست ؟ خواب

خداوند آسمانها و زمین را در چند مرحله آفرید ؟ 6 دوره (ستّة ایّام)

نخستین کوره های آدم سوزی مربوط به کدام قوم بود ؟ أصحاب أُخدود

اوّل شوّال مصادف با کدام عید مسلمانان است ؟ فطر

این کشور را در گذشته شام می گفتند ؟ سوریه

عجیب ترین راه حلّ یافتن قاتل بنی إسرائیلی در قرآن چه بود ؟ ذبح گاو

میوه کدام باغ به میوه شور و تلخ تبدیل شد ؟ باغ قوم سبأ

خداوند به کدام جاندار دستور خانه ساختن داده است ؟ زنبور عسل

نام امروزی مسجد قبا چیست ؟ مسجد ذوقِبلَتَین(دارای دو قبله)

مجسّمه بتِ «لات» در کدام شهر بود ؟ طائف

ارتفاع کعبه مشرفه چند متر است ؟ 15 متر

خدای سنگی را چه می گویند ؟ بت

اوّلین قبله مسلمانان چه نام دارد ؟ بیت المقدّس

وسیله ای که با آن قبله را پیدا می کنند چیست ؟ قبله نما

عبادتگاه زرتشتیان را چه می گویند ؟ صومعه

در روزگاران کهن به پیشوایان دینی چه می گفتند ؟ مُـغ

ماه شب چهارده را چه می نامند ؟ بدر

منظور از تسبیح کدام ذکر است ؟ سُبحان الله

جنگ مسلّحانه در برابر دشمنان إسلام چه نام دارد ؟ جهاد

قبیله ثقیف در کدام شهرک ییلاقی زندگی می کردند ؟ طائف

شهر مقدّس مسلمانان و یهودیان و مسیحیان چه نام دارد ؟ بیت المقدّس

بنا به نظر لقمان در قـرآن ، زشت ترین صـدا ، صدای چـه حیـوانی است ؟ صـدای الاغ

خدای آفتاب یا رَبّ النّوع روشنایی در یونان و روم قدیم چه نام داشت ؟ آپولون

4چشمــه ای کــه اصــل آن بـــه مـاجـرای سکـونت هـــاجـر و اسمــاعیــل در مـکّـــه بــر مـی گــردد کــدام اسـت ؟ زمــزم

آن چیـست کـــه در زمـــان حیــاتـش مـی نــوشــد و در زمــان مــرگـش هـم ، مــی خـورد ؟ عصـای موسـی

کـدام نـام خـداوند بـه رحمت خــدا بـرای کـافر و مسلمــان در دنیــا إشــاره دارد ؟ رحمـان

کشورى که آخـریـن خلافت اسـلامی را تجـربـه نمـود چـه نـام دارد ؟ ترکـیه

بزرگترین کلیسای جهـان چـه نـام دارد ؟ قصر سلطنتی «سـن پتـر»

محـل افــروختــن آتش مـقــدّس چــه نـــام دارد ؟ آتشکـده

پیامبر ص دستان پینه بسـته چـه کسی را بوسـه زد ؟ کـارگـر

آتش پرست بــه چـه کســانی می گوینـد ؟ زرتشتـیان

بنا به نظر پیامبر ص، چه کسانی وارثـان پـیامبرانند ؟ عـالمان

نام کدام کشور عربـى در قرآن آمـده است ؟ مصـر

کدام حشره بـود که بـاعث کشتن نمـرود شـد ؟پشّــه

بـزرگـتریــن طــایفـه حجــاز چـه نــام داشت ؟ قریـش

کـدام زن ، هـم همسرش و هـم پـدرش پیـامبر بـودند ؟ صـفورا دختر حضرت شعیب ع و همسر حضرت موسی ع

سعدی ، عالِم بلا عمل را به چه چیزی تشبیه نموده است ؟ زنبور بی عسل

بنا به فرموده پیـامبر ص، خانه هـای ما با کدام نور روشن می شود ؟ تلاوت قرآن

پایین آوردن صدا به وقت صحبت کردن ، از توصیه های قرآنی کیست ؟ لقمـان

خداوند درباره چه کسانی فرمود حتّی إجازه نداریم به آنها «أُف» بگوییم ؟ پدر و مـادر

کدام جانور است که به فرموده خدا ، کافران حتـّی یکی مثل آن را نمی توانند بیافرینند ؟ مگس

تنـهــا مسـجـدی کـه در آن ، إمـام جمـاعت روبــروی مـأمـوم خـود قـرار می گـیرد کجــاست ؟ مسجـد الحــرام

خــداونـد دربـاره کــدام حیـوان می فرمــایـد : چـرا بــه آن نـگــاه نـمی کنـند کــه چگـونــه آفریــده شــده است ؟ شتـر

کـدام جـانـور بــود کـه قـومـی از بنـی إسرائیـل بـه وسیـله عـذاب إلـهی بــه شکـل آن در آمـدنـد ؟ میمون

زنگ کلیسا و نیز نام یک آهنـگ قـدیمـی موسیقی ایـرانـی را چـه می گوینـد ؟ نـاقـوس

تنهـا حـلالی که خـداونـد آن را دوست ندارد کـدام است ؟ طـلاق

خداوند از مثال زدن کـدام حشـره شـرم نـدارد ؟ پشّـه

میخ های زمین چـه چیزهـایی هستند ؟ کوهـها

محکمه بدون قـاضی کجـاست ؟ وجـدان

شیطان از چه نوع موجوداتی است ؟ جـن و انس

واحــد شمـــارش شتـر چیـست ؟ نفـر

درخت کریسمَس کدام است ؟ کاج

بهتـرین توشــه هـا چیست ؟ تقـوا

عبادتگاه راهبان چه نام دارد ؟ دَیر

مکّه در کدام ماه فتح شد؟ رمضان

جن از چه چیزی خلق شد ؟ آتش

زینت آسمان دنیا چیست؟ ستاره

چـراغ زمین چیست ؟ خورشید

نـور آسمــان هـا چیست ؟ مـاه

اطلاعات مذهبی 4

اوّلین «سفیر اسلام» کدام صحابی است ؟ مُصعب بن عُمَیر

ابوجهـل در کـدام جنگ کشتـه شـد ؟ غزوه بـدر

«روزه سکوت» مخصوص کدام زن بود ؟ حضرت مریـم ع

«ابـو تـراب» لقب کدام صحابی است ؟ علـی بن ابی طالب ع

اوّلین «مترجم قرآن» کـدام صحـابی است ؟ سلمـان فـارسی

کدام عابد پس از سالها عبادت توسّط شیطان کافر شد ؟ برصیصا

در قـرآن ، چـه کسی بـه «سگ» تشـبیه شده است ؟ بلعـم بـاعورا

کدام صحابی قرارداد «صلح حُدَیبیّه» را نوشت ؟ علی بن ابی طالب ع

چه کسی برای اوّلین بار در اسلام «زندان» ساخت ؟ علی بـن ابی طـالب ع

مـرد سرمـایـه داری که در قـرآن از او بـه بـدی یـاد شده است چه نـام دارد ؟ قـارون

پیامبر ص در مورد چه کسی فرمود : پاهای او در روز قیامت از کوه أُحُد استوارتر است ؟ عبدالله بن مسعود

شخصی که بدون اینکه حتی یک رکعت نماز بخواند وارد بهشت شد کدام صحابی بود ؟ اصیرم عبدالله بن ثابت

کدام گروه از مسلمانان از دیگران جلوتر به بهشت داخل می شوند ؟ فقرای مهاجرین

خداوند روزه سنّت کدام پیامبر ع را بیشتر دوست دارد ؟ داوود ع (یک روز در میان)

عالم ترینِ امّت از لحاظ حلال و حرام کدام صحابی است ؟ معاذ بن جبل

کدام صحابی بیشتر از همه احادیث پیامبر ص را روایت کرده است ؟ امام جعفر صادق ع معروف به شیخ الائمه ع

گفتن «ألصّلاةُ خیرٌ مِنَ النَّومِ» در نماز صبح را چه می گویند ؟ تـثویب

نماز سنّتی که در هنگام ورود به مسجد خوانده می شود چه نام دارد ؟ تحیّة المسجد

کاری که انجام دادن و ندادنش مساوی است حکم آن چه نام دارد ؟ مباح

حاجیان طواف را از کدام نقطه کعبه شروع می کنند ؟ حجر الأسوَد

کدام زن است که از فشار قبر در امان است ؟ فاطمه بنت أسد

کتاب شرع مشهور امام مالک چه نام دارد ؟ موَطّا

بدترین کسب چه کسبى است ؟ ربا

درمان آرامش دلها به نظر قرآن چیست ؟ ذکر خدا

چه چیزی از خون شهیدان برتر است ؟ مداد عُلَماء

مجازات طعنه زنان از نظر قرآن چیست ؟ وَیل

بیشترین گناه بنی آدم مربوط به کدام عضو است ؟ زبان

پیامبر کدام عبادت را نور چشم خود خوانده است ؟ نماز

رسیدن به حد تکلیف شرعی را چه می گویند ؟ بلوغ

به مسافری که در سفر مانده است چه می گویند ؟ إبن السّبیل

قارون به خاطر کدام گناه در زمین فرو رفت ؟ نپرداختن زکات

حکـم نمـاز جمـعه چیست ؟ فرض عَیـن

کدام گناه إعلام جنگ با خدا و پیغمبر است ؟ رباخواری

بریدن دست ، کیفر چه گناهی است ؟ دزدی

کیفر قَذف (تهمت به زنا) چند تازیانه می باشد ؟ 80 تازیانه

کدام گناه غیر قابل بخشش است ؟ شِرک

هر نماز در مسجد الحرام چقدر ثواب دارد ؟ 100000 نماز

بشر ، آموزشِ دفنِ مردگان را از چه پرنده ای فرا گرفت ؟ کـَلاغ

جمله ای مبارک که لب ها در گفتن آن نقشی ندارند کدام است ؟ لا إله إلّا الله

کدام حکم در قرآن بیشتر از هر چیز مورد تأکید قرار گرفته است ؟ إقامه نماز

آن چه عبادتی است که شخص چه انجام دهد و چه انجام ندهد سزاوار عذاب است ؟ نماز شخص مست

درختی که هفده شاخه دارد هشت شاخه آن در آفتاب و نُه شاخه دیگرش در سایه است کدام است ؟ نماز

کدام عبادت است که در طول عمر فقط یک بار بر مسلمانِ واجد الشّرایط واجب است ؟ حجّ

کدام نمازها بر منافقان سنگین است ؟ صبح و عشاء

حکم نماز جنازه چیست ؟ فرض کفایه

زکات بدن چیست؟ روزه

راه درمان بُخل کدام عبادت است ؟ زکات

روزه کدام روز صحیح نیست ؟ روز عید فطر و عید قربان

به کسی که بر زبان مسلمان و در باطن کافر است چه می گویند ؟ منافق

در چه زمانی باید «بِاسمِکَ اللّهُمَّ أموتُ و أحیا» را خواند ؟ قبل از خواب

تنها نمازی که رکوع و سجده ندارد کدام است ؟ نماز میّت (جنازه)

قیام (ایستادن) پس از رکوع در نماز را چه می گویند ؟ إعتدال

مهم ترین و بزرگترینِ فرعها کدام است ؟ نماز

کدام گناه به خوردن گوشت برادر مرده خود تشبیه شده است ؟ غیبت

بنا به فرمایش پیامبر ص، ستون دین چیست ؟ نماز

محبوب ترین رنگ نزد خدا کدام رنگ است ؟ سفید

فاصله میان کُفر و إیمان کدام عمل است ؟ ترک نماز

کار خارق العاده ای که از جانب یکی از اولیاء خدا صورت گیرد چه نام دارد ؟ کرامت

منظور از حج مساکین کدام عبادت است ؟ جمعه

آتشی که در آخر عمرِ دنیا ، مردم را در یکجا جمع خواهد کرد از کدام سرزمین پیدا خواهد شد ؟ یمن

عالَم بین دنیا و قیامت را که إنسان بعد از مرگ إبتدا به آنجا می رود چه می گویند ؟ برزخ

کدام جمله کنایه از پیری نزدیک به مرگ است ؟ آفتاب لب بام

فرا رسیدن زمان مرگ را چه گویند ؟ إحتضار

دودی که در روز آخر دنیا ، جهان را فرا خواهد گرفت چه نام دارد ؟ دُخان

مردم پس از زلزله قیامت به صورت کدام جانور تشبیه می شوند ؟ ملخ

نهایت زمانِ عمر را چه می گویند ؟ أجَل

اوّلین عملی که از آن در روز قیامت سؤال می کنند چیست ؟ نماز

کدام دسته از مردم پس از مرگ إحتیاج به کفن ندارند ؟ شهداء

صندوق حمل مرده چه نام دارد ؟ تابوت

شاخی شیپور مانند که به تعداد أرواح زندگان دنیا سوراخ دارد چه نام دارد ؟ صور

پلی سرنوشت ساز که برای بعضی ها از مو باریکتر خواهد شد کدام است ؟ پل صراط

پارچه تن پوش آخرت چیست ؟ کفن

زیباترین مرگ چیست ؟ شهادت

کدام حیوان است که از ترس روز قیامت رها می شود ؟ شتر آبستن

کدام جانور است که در آخرالزّمان از زمین مکّه بالا می رود ، ‌تا همه عالمیان او را ببینند ؟ دابّة الأرض منظور شخص امام على (ع)

اوّلین کسی که درِ بهشت را با کلید  باز می کند ؟ محمّد ص

بهشتیان قبل از ورود به بهشت در کنار کدام حوض جمع خواهند شد ؟ حوض المورود

نفسی که خداوند از او برای بازگشت به بهشت دعوت کرده است کدام است ؟ مطمئنّه

کدام صحابه بود که پیامبر صدای کفشهای او را در بهشت شنید ؟ بلال

آخرین نفر که از جهنّم بیرون می آید چه نام دارد ؟ جُهَینه

زنان مؤمنه دنیا که در بهشت همسر مردان خود می شوند چه نامی خواهند داشت ؟ حور العین

به یخبندان جهنّم چه می گویند ؟ زمهریر

اطلاعات مذهبی 3

فرشته مرگ (ملَک المَوت) که قابض ارواح است چه نام دارد ؟ حضرت عزرائیل ع

فرشتگانی که جان آدمیان را می گیرند چه نام دارند ؟ نازعات

معمولاً جبرئیل امین ع به شکل کدام مرد به خدمت پیامبر ص می رسید ؟ دُحیه

فرشته های زمین در چه زمانی شیفت کاری خود را با هم عوض می کنند ؟ صبح و عصر

ملائکه از چه چیزی خلق شده است ؟ نور

چهار ملائکه که در دنیا عرش را برداشته و نگهداری می کنند چه نام دارند ؟ حَمَلَةُ العرش

 کنیز مصری که همسر پیامبر ص شد چه نام داشت ؟ ماریه قِبطیه

مدفن إمام شافعی در کدام کشور إسلامی است ؟ مصر

کدام زن صحابی بود که پیامبر ص، خود را در خاک گور او غلطانید ؟ فاطمه بنت أسد

«مؤذّن رسول الله» و پیشوای اذان گویان تا قیامت کیست ؟ بلال بن رباح حبشی

إمام أبوحنیفه اهل کدام کشور بود ؟ عراق

شوهر حضرت خدیجه س قبل از ازدواج خدیجه با پیامبر ص چه نام داشت ؟ أبوهاله

کدام همسر پیامبر ص ، قبلاً از یهودیهای خیبر بوده است ؟ صفیه

کدام پادشاه نامه پیامبر إسلام ص را پاره کرد ؟ خسروپرویز (پادشاه ایران)

نام قبیله ای که از اسکندر خواستند برای محافظت آنها از دشمن سدّی آهنی بسازد چیست ؟ یأجوج و مأجوج

نام شخص حکیمی از اهالی سودان که نام سوره ای از قرآن است چیست ؟ لقمان

نــام پدر و مــادر عـمــر خطاب چیست ؟ مادر حنطـمـه و پدر معلوم نیست - الله اعلم

اوّلین کسى که در مدینه ایمان آورد که بود ؟ اسعد بن زُراره

اوّلین بیمارستان صحرایی در إسلام را کدام زن إیجاد کرد ؟ رُفَیده

اوّلین خلیفه دولت اُمَوى که بود ؟ معاویة بن أبى سفیان

اوّلین نفری که در مکّه زندگی را آغاز نمود که بود ؟ هاجر (مادر إسماعیل)

اوّلین معلّم قرآن که در مدینه شروع به تبلیغ کرد چه نام داشت ؟ مُصعَب بن عُمَیر

اوّلین صحابی که در قبرستان بقیع دفن شد که بود ؟ عثمان بن مظعون

کدام خلیفه در خانه خود به شهادت رسید ؟ عثمان

کدام زن مسلمان ، همسر دو نفر از خلَفا گردید ؟ أسماء بنت عمیس

کدام زن بر او وحی نازل گردید ؟ مادر موسی ع

تنها زنی که در قرآن نامش ذکر شده است کیست ؟ مریم س

تنها صحابى که در قرآن از او به صراحت نام برده شده است کیست ؟ زید بن حارثه

تنها مادرى که بى مادر بود کیست ؟ حوا س

برده مسلمانی که در برابر شکنجه ارباب خود «أحَد أحَد» می گفت که بود ؟ بلال حبشی

پیامبر ص کدام صحابی را برای حکومت بر یمن إستخدام کرد ؟ معاذ بن جَبَل

دارالنَّدوه (مجلس شورای مشرکان مکّه) منزل چه شخصی بود ؟ قُصَی بن کلاب

آبدارچی زایران خانه خدا پیش از اسلام که بود ؟ هاشم بن عبد مناف

پیروان إمام محمّد بن إدریس را چه می گویند ؟ شافعی

سفیـر بـانـوان عرب کـه بـود ؟ أسمـاء

محلّ إقامت «أصحاب القریة» کجا بود ؟ إنطاکیه

فاتح قدس و فرمانده رشید اسلام در جنگ حطین که بود ؟ صلاح الدّین ایّوبى (کُرد)

الگوی زنان بد در قرآن کیست ؟ همسران نوح و لوط

به دو نفر از خلفاء که داماد پیامبر ص بودند چه می گویند ؟ صِهرَین

زنی که از پهلوی آدم به گونه ای که إحساس نکرد خلق شد چه نام داشت ؟ حوا

«ملخ و شپش و قورباغه» از عذابهای کدام قوم بود ؟ قوم فرعون

إنسان یک چشم ساحر و جهانگردِ مدّعی خدایی که مهدی عج او را شکست خواهد داد چه نام دارد ؟ دجّال

کنیسه ای که ابرهه در یمن ساخت تا مراسمات کعبه را به آنجا انتـقال دهد چه نام داشت ؟ قُلَـیُّس

پیامبر ص ، اصطلاح «أمّ أبیها» (مادر پدرش) را درباره کدام یک از دخترانش به کار می برد ؟ فاطمه

کدام یک از تابعین پس از شنیدن شکستن دندان پیامبر ص در غزوه أُحُد ، همان دندانش از محبت رسول الله شکست ؟ ویس قَرَنی - چون یمنی تو با منی

کدام یک از چهار خلیفه ، سن وفاتش با سن وفات پیامبر متفاوت است ؟ عثمان ذی النّورَین

کوچکترین صحابه ای که در جنگ بدر شهید شد چه کسی بود؟ عُمَیر بن ابی وقاص (16 ساله)

صحابه ای که به بهانه قصاص ، مُهر نبوّت پیامبر را بوسه زد چه نام داشت ؟ عکّاشه

کسی که تخت ملکه سبأ را به قصر سلیمان انتقال داد چه نام داشت ؟ آصف بن برخیا

آخرین صحابی که در مدینه دار فانی را وداع گفت که بود ؟ سهل بن سعد أنصاری

به اصحاب اهل مدینه در زمان پیامبر (ص) چه می گفتند؟ انصـار

غلام خوشبختی که در سفر طائف ایمان آورد چه نام داشت ؟ عـداس

داناترین مادر عالَم اسلام و روایت کننده احادیث پیامبر کیست ؟ حضرت فاطمه الزهرا س

«ذی الجَناحَین» صاحب دو بال بهشتی ، چه کسی است ؟  جعفر بن ابی طالب

حامل پرچم إسلام در غزوه أُحُد که بود ؟ مُصعب بن عُمَیـر

اوّلین مسلمانی که در مدینه وفات کرد که بود ؟ عثمان بن مظعون

چــه کسی بت عُــزّی را از بیـن بــرد ؟ خــالـد بـن ولیـد

نـام پادشـاه زمـان اصحــاب الکهـف چـه بـود ؟ دقیـانـوس

پیکری که خداوند برای عبرت مردم محفوظ کرده است ؟ فرعون

کدام صحابی معمولاً آرایشگر پیـامبر ص بـود ؟ معـاویه

کدام یک از همسران پیامبر بانی جنگ جَمَل بوده است ؟ عائشه

نقّاش معروفی که در زمان شاپور إدّعای پیامبری کرد چه نام داشت ؟ مانی

سلطان العارفین لقب چه عارفی است ؟ أبا یزید بسطامی

نام سلطان محمّد خدابنده پیش از آنکه اسلام آورَد چه بود ؟ الجایتو

زن هیزم کش جهنّم طبق آیه قرآن کیست ؟ همسر أبولهب

بنیانگذار إسلام در آفریقا کدام صحابی بود ؟ جعفر طیّار

بنیـانگـذار بت پرستی در مکّـه کـه بـود ؟ عَمـرو بن لُحَی

نام همسر فرعون که به حضرت موسی ع إیمان آورد چه بود ؟ آسیه بنت مزاحم

مردی که با إعجاز اسبش در روز هجرت مسلمان شد چه نام داشت ؟ سُراقة بن مالک

کدام خلیفه مسلمانان در قبرستان بقیع مدینه دفن شد ؟ عثمان ذی النّورَین

کدام صحابی ، چاه رومه ، «بئر رومه» را برای مسلمانان خریداری کرد ؟ عثمان ذی النّورَین

شهید طیّار که در جنگ موته هر دو دستش را از دست داد و شهید شد که بود ؟ جعفر طیّار

ملکه سبأ که حضرت سلیمان شهر او را محاصره کرد و سرانجام ایمان آورد چه نام داشت ؟ بلقیس

ساحر قوم بنی إسرائیل در زمان موسی ع که گوساله طلایی را برای عبادت درست کرد چه نام داشت ؟ سامری

پیامبر کدام صحابی را در غزوه احزاب برای جمع آوری أخبار در میان مشرکان فرستاد ؟ حُذَیفه بن یمان

راهبی که پیامبر را در سن 12 سالگی دید و به نبوّت او پی برد چه نام داشت ؟ بُحَیرا (جرجیس)

اوّلین نوزادی که بعد از هجرت در مدینه در بین أنصار متولّد شد که بود ؟ عبدالله بن زُبـَیر

رئیس کافران روم در جنگ میان مسلمانان و دولت روم (یرموک) که بود ؟ مـاهـان

کدام صحابی 60 سال در جاهلیّت و 60 سال در اسلام زندگی کرد ؟ حسان بن ثابت

نام شمشیر حضرت علی ع که در جنگ بدر به غنیمت رسید چـه بـود ؟ ذوالفقـار

رئیس هیأت جمع آوری قرآن در دوره ابوبکر که بود ؟ زید بن ثابت

مقبره قهرمان مسلمان کُرد ، صلاح الدّین ایّوبی در کجاست ؟ قلعـه دمشـق

آخرین صحابه ای که در بصره فوت کرد چه نام داشت ؟ انس بن مالک

«مهندس مسلمانان» و طرّاح نقشه خندق کیست ؟ سلمان فارسی

اوّلین نفری که در مدینه ایمان آورد که بود ؟ اسعد بن زُراره

بلال بن حرب (حبشی) در کدام سرزمین وفات کرد ؟ دمشق

سرپرست تیر اندازان در غزوه أُحُد که بود ؟ عبدالله بن جبیر

اوّلین «امیر» مسلمان در مکّه که بود ؟ عتاب بن اسید

اوّلین شهید جنگ بدر چه نام داشت ؟ مهجع (غلام عمر)

«سیّد انصار» لقب کدام صحابی است ؟ سعد بن معاذ