با سلام و احترام


- قبر ابن ملجم قاتل امام علی امیرالمومنین (علیه السلام) :
ابن بطوطه می‌نویسد: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: این جا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی(ع) است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می‌کنند و به مدت ۷ روز آن‌ها را در این مکان می‌سوزانند.[1]

- قبر جعده قاتل امام حسن مجتبی(علیه السلام):

در مورد چگونگی مرگ و محل دفنش مطلبی نیافتیم.آنچه در مورد جعده از به شهادت رساندن امام حسن(علیه السلام) ذکر شده است این است: ابوالفرج می‌نویسد: معاویه به وعده مالی عمل کرد و برای جعده صدهزار درهم فرستاد اما برای ازدواج جعده با یزید رضایت نداد.[2] معاویه در این باره می‌گفت: می‌ترسم آنچه را در مسموم کردن فرزند رسول خدا(ص) روا داشتی درباره فرزندم انجام دهی.[3]

- قبر شمر قاتل امام حسین(علیه السلام) به دستور یزید بن معاویه:
برای شمر قبری ذکر نشده است.

- قبر ولید بن عبدالملک قاتل امام سجاد(علیه السلام)

جنازه وی را بعد از مرگ در مقابر فرادیس یا بیرون باب‌الصغیر دمشق دفن کردند.[4]

- قبر ابراهیم بن ولید قاتل امام باقر(علیه السلام)
ابراهيم ‏بن ‏وليد پس از واگذارى امر خلافت به مروان ‏حمار در شام زندگى می ‏كرد. تا اين كه در سال ۱۳۲ قمرى با شكست مروان‏ حمار در برابر جنبش عباسیان و سقوط شهر دمشق، وى به همراه بسيارى از امويان بدست انقلابيون عباسى كشته شد .[5]

- قبر منصور عباسی قاتل امام صادق(علیه السلام)
منصور عباسی، پس از بيست و دو سال خلافت، در ششم ذي حجّه سال ۱۵۸قمري، در بازگشت از مراسم حج، در مكاني به نام "بئر ميمون "به هلاكت رسيد و جنازه اش را به مكّه معظمه حمل كرده و در آنجا به خاك سپردند. [6]

- قبر هارون الرشید قاتل امام کاظم(علیه السلام)
وي بيش از ۲۳ سال در رأس خلافت و حكومت كشور پهناور اسلامي قرار داشت. سرانجام در سال هاي لشكركشي به شرق عالم اسلام، در اول جمادی الثانی و يا سوم و يا چهاردهم اين ماه در ۴۵ سالگي در ناحيه توس به هلاكت رسيد و پس از نماز فرزندش صالح بن هارون بر پيكر او، در روستاي سناباد مدفون گرديد.[7]

- قبر مأمون قاتل امام رضا(علیه السلام)
پس از مرگش به طرطوس كه هم اكنون طرطوس مي گويند، واقع در غرب شام و در ساحل درياي مديترانه به خاك سپردند. پس از وي، برادرش ابواسحاق، معروف به معتصم به خلافت رسيد.[8]
قبر او هم اکنون در طرسوس کنار مرز ترکیه و سوریه نزدیک دریا موجود است و از میان خلفای بنی عباس تنها قبر مأمون مانده است و قبور بقیه خلفا همه ویران شده اند و اثری از آنها نیست.

- قبر ام فضل قاتل امام جواد(علیه السلام) بدست معتصم عباسی
در مورد محل دفن این ملعونه مطلبی نیافتیم.

- قبر معتز قاتل امام هادی(علیه السا
لم)
در مورد محل دفن او مطلب مستندی نیافتیم.ولی در مورد مرگش اینگونه نقل شده است:
او پیوسته سرگردگان اتراک را می کشت تا در روز مبعث 255 ه عده ای به سرکردگی صالح بن وصیف دور معتز را گرفتند و توبیخ و سرزنش کردند و از او مطالبه اموال کردند و او را از حجره بیرون کشیدند و در افتاب گرم به پای داشتند که از شدت گرما تکیه بر یک پا می کرد و او را پیوسته می زدند تا اینکه در 27 رجب خود را از خلافت خلع کرد . سپس سه روز به او آب و غذا ندادند تا مرد و به قولی دیگر او را با آب جوش تنقیه کردند . بعضی گفته اند : او را پنج روز در گرمابه بدون اب و غذا حبس کردند و روز اخر آب نمک یا آب برفی به او دادند و به این سبب کشته شد .[9]

- قبر معتمد عباسی قاتل امام حسن عسکری(علیه السلام)
معتمد عباسي در 18 رجب سال 279 قمري در بغداد به كام مرگ گرفتار آمد وي را به سامرا منتقل كرده و در آن جا مدفون نمودند.[10]

پی نوشتها:
[1]. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحلة ابن بطوطة، تحفة النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار، ریاض، اکادیمیه المملکه المغربیه.ج ۱، ص۱۶۷.

[2]. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، نجف، مکتبةُ الحیدریة، ۱۳۸۵ق.، ص۴۸.

[3]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه،‌دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۸ق.، ج ۱۶، ص۱۱.

[4]. عبدالرحمان ابن‌جوزی، المنتظم فی‌تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.

[5]. تاريخ ‏ابن‏ خلدون، ترجمه عبد المحمد آيتى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، چ اول، 1363ش.،ج‏2،ص: .182 . طبقات‏ ناصرى، منهاج سراج (م بعد 658)، تحقيق عبد الحى حبيبى، تهران، دنياى كتاب، چ اول، 1363ش.،ج‏1،ص:101

[6]. تاريخ ابن خلدون ، ج۲، ص۳۱۹.

[7]. البدايةوالنهاية، أبو الفداء اسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقى (م 774)، بيروت، دار الفكر، 1407/ 1986.،ج‏10،ص:221

[8]. وقايع الايام شيخ عباس قمي، ص ۳۱۲.

[9]. تاريخ ‏ابن‏ خلدون،ترجمه‏،ج‏2،ص:461

[10]. تاريخ ‏ابن‏ خلدون،ترجمه‏،ج‏2،ص:537