مقام مادر در قرآن و حدیث
سلام
جايگاه مادر در اديان گذشته
انبياء الهي و پيشوايان ديني ضمن آن که به احترام نهادن به مادر توصيه ميکردند، قبل از همه خود در مقابل مادر تکريم نموده و برايش طلب رحمت و مغفرت ميکردند.
1- حضرت ابراهيم (عليه السلام) :
براي پدر و مادرش دعا مي كند و از خدا ميخواهد که آنها را مورد غفران و آمرزش قرار دهد : «ربنا اغفرلي و لوالديّ و للمومنين يوم يقوم الحساب ؛پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مومنان را، در آن روز که حساب بر پا ميشود، بيامرز»
اين دعا نه تنها نشان دهنده بزرگي شأن و مقام مادر است، بلكه جنبه تربيتي نيز دارد و به پيروان مکتب توحيد ميآموزد که براي پدر و مادرشان چگونه دعا کنند.
2- حضرت موسي (عليه السلام) :
آن حضرت ، هنگام مناجات با خدا، درخواست کرد که همنشين وي در بهشت را معرفي کند تا او را بشناسد. خطاب آمد، اي موسي! در فلان ناحيه، فلان مغازه برو، کسي که در آنجا مشغول کار است رفيق تو در بهشت خواهد بود.
حضرت موسي (عليه السلام) سراغ او رفت، ديد جواني است قصاب. از دور مراقب بود تا ببيند او چه عمل شايسته اي دارد. اما چيز فوق العاده اي از او مشاهده نکرد.
شب هنگام که جوان محل کار را ترک ميکرد، حضرت موسي بدون آن که خود را معرفي کند، نزد جوان آمد و از او خواست تا شب را مهمانش باشد. حضرت موسي ميخواست بدين طريق راز و رمز کار او را بشناسد و ببيند آن جوان چه عبادت هايي انجام ميدهد که اين قدر درجه پيدا کرده و همنشين پيامبر خدا شده است.
جوان وارد منزل شد، قبل از هر چيز غذايي آماده کرد، آن گاه سراغ پيرزني از کار افتاده رفت که دست و پايش فلج بود و قدرت حرکت نداشت. با صبر و حوصله غذا را لقمه لقمه به دهانش گذاشت، او را شست و شو داد و لباسش را عوض کرد . حضرت موسي ع هنگام خداحافظي خود را معرفي کرد و پرسيد اين زن کيست . پس از آن که به وي غذا ميدادي نگاهي به سوي آسمان ميانداخت و کلماتي بر زبان جاري ميکرد، چه بود؟
گفت: اين زن مادرم است و هر بار که به او غذا ميدهم و او را سير ميکنم درباره من دعا ميکند و ميگويد : خدايا او را همنشين موسي بن عمران در بهشت برين قرار بده.
حضرت موسي ع به جوان مژده داد که دعاي مادر درباره تو به اجابت رسيده است.
3- حضرت عيسي (عليه السلام) :
مقام مادر در آيين حضرت عيسي روح الله ع به حدي است که حضرت در آغاز زندگي شکر خدا ميگويد و نخستين بار اين نکته را يادآور ميشود و از خدا تشکر ميکند که او را نسبت به مادرش نيکوکار قرار داده است؛ چون او ميداند که نيکي به مادر بالاترين ارزش را دارد : «و برّاً بوالدتي و لم يجعلني جبّارا شقيا ؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده و جبار و شقي قرار نداده است »
حضرت مسيح ع نيکي به مادر را از امتيازات خود بر مي شمارد و اين دليل روشني است بر اهميت مقام مادر در نزد وي، و گرنه حضرت عيسي ع به عنوان فرستاده خدا افتخارات بسياري داشت و ميتوانست آنها را در مقام شکر گذاري متذکر شود.
جايگاه مادر در دين اسلام
هر چند همه اديان الهي مقام ارزشمندي براي مادر قائل بوده و به او احترام ميگذارند، اما اسلام بيش از ديگر مکاتب به اين مسئله توجه نموده و به مادر عظمت بخشيده است.
حقوقي را که اسلام براي مادران مشخص کرده، بسيار فراتر از حقوقي است که براي ديگران حتي پدر قائل شده است ، چرا که مادر، مربي و پرورش دهنده انسان و جامعه است و اوست که ميتواند فرد و جامعه را به سعادت رسانده ، يا به شقاوت و بد بختي بكشاند.
جايگاه مادر از منظر قرآن و حديث
1- قرآن کريم :
کلمه مادر ، به صورت جمع و مفرد مانند : «ام» و «والدتي» ، «امّ موسي» ، «والدات» و «امهات» و امثال آن در قرآن آمده است.
ام : «قال ابن امّ اِن القوم استضعفوني؛ گفت فرزند مادرم اين گروه مرا در فشار گذاردند.»
والدتي : « و براًبوالدتي؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده است.»
ام موسي : «و اوحينا الي امّ موسي ؛ ما به مادر موسي الهام کرديم.»
والدات: « والوالدات يرضعن اولادهن حولين کاملين؛ مادران فرزندان خود را دو سال کامل شير ميدهند.»
امهات: «و امهات نسائکم؛ مادران زنان شما»
هم چنين مادر و پدر به شكل هاي «والدين» و «ابوي» مکرر در قرآن كريم به کار رفته است.
اگر به اين موارد دقت کنيم، ميبينيم که خداوند در هر يک از آن آيات، با عظمت از مادر ياد کرده و به نوعي از مقام او تمجيد نموده است. چرا که وحي و الهام مستقيم خدا به مادر حضرت موسي ع ، اظهار ارادت و نيکويي عيسي به مادر، بيان زحمات و رنج هاي مادر در قرآن کريم و همچنين دستور حق تعالي به احسان و نيکي نسبت به پدر و مادر، همه گواه بر رفعت جايگاه مادر است.
خداي متعال در آيه 14 از سوره لقمان و هم چنين سوره احقاف پس از توصيه به احسان والدين، در بيان تحمل رنج و زحمت هاي مادر را مي فرمايد : «مادرش او (فرزند) را با ناراحتي حمل ميکند و با ناراحتي بر زمين ميگذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سي ماه است تا زماني که به کمال و رشد برسد و به چهل سالگي بالغ گردد».
بيان رنج و تلاش مادر با اين که پدر نيز در اغلب سختيهاي تربيت فرزند شريک است، خود دليل بر اهميت و ارزش کار مادر است. چرا كه کسي نزد حق تعالي مقام بالاتر دارد که کار ارزشمند تري انجام دهد.
پروردگار متعال در آيات قرآن، ابتدا به نيکي کردن نسبت به پدر و مادر هر دو دستور ميدهد، سپس بدون ذکر زحمات پدر، مشکلات و ناراحتي هاي مادر را بيان ميکند. گويي، مادر عامل اصلي در لزوم نيکي به والدين بوده و کار او آن قدر ارزشمند است که احسان به پدر را نيز بر فرزند واجب ميسازد. صبر و پايداري مادر در برابر سختيهاي دوران بارداري و پذيرش ناگواريهاي طاقت فرساي دوره شير دهي و تربيت فرزند، موجب شده تا به احسان والدين به صورت مطلق حکم شود. تا آن جا که مسئله نيکي به پدر و مادر در قرآن کريم هم طراز با عبادت خداي متعال به حساب آمده است.
2- سنت نبوي (ص) :
سنت پيامبر (ص) همان گفتار و سيره آن حضرت ميباشد که در قالب کلام و رفتار از ايشان به يادگار مانده است. شخصيت، مقام و رعايت حقوق مادر در احاديث و سيره نبوي (ص) به خوبي بيان شده است. در مذهب تشيع به لحاظ حجيت و سنديت هيچ تفاوتي ميان سنت پيامبر (ص) و قول و سيره ائمه اطهار (عليهم السلام) وجود ندارد،
پيامبر اکرم (ص) در تبيين مقام مادر ميفرمايند: «الجنه تحت اقدام الامهات ؛ بهشت زير پاي مادران است» .
اين حديث حاکي از اين است که بدون رضايت مادر نمي توان به بهشت و نعمت هاي بهشتي دست يافت. اگر کسي بخواهد به درجات عاليه نايل گردد، بايد به مادر احترام بگذارد و به او خدمت کند. خداوند در قبال صبر و بردباري مادر، اجر و مزد بي پايان به او عنايت ميکند.
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند : جواني خدمت پيامبر اکرم (ص) رسيد، عرض کرد : يا رسول الله! به چه کسي نيکي کنم؟ فرمود : به مادرت. دوباره سوال کرد، فرمود : به مادرت. مرتبه سوم پرسيد. فرمود : به مادرت. مرتبه چهارم سوال نمود پس از آن به کي نيکي کنم؟ فرمود به پدرت.
جايگاه مادر و ارزش نقش مهم مادري از اين گفتار پيامبر (ص) به خوبي قابل درک و فهم است و اين که حضرت سه بار به نيکي کردن مادر دستور ميدهد و نوبت چهارم به احسان پدر سفارش ميکند، بهترين دليل بر عظمت شأن مادر است.
سيره و رفتار نبي مكرم اسلام (ص) نسبت به مادر و دايه هاي شان که به نوعي حق مادري به عهده آن حضرت داشتند، نيز نشان دهنده احترام ويژه ايشان از مقام مادر است.
به نوشته مورخين، پيامبر بيش از سه روز از شير مادر ننوشيد و پس از آن طبق سنت عرب به دايه سپرده شد و در دامن دايههايي چون ثوبيه (کنيز ابوجهل) و حليمه سعديه پرورش يافت. حضرت در طول زندگي هميشه به ياد مادران رضاعي خود بود و از هر جهت به آنان کمک ميکرد. پس از بعثت پيامبر کسي را فرستاد تا ثوبيه را از ابوجهل بخرد، ولي او حاضر به فروش وي نشد. اما او تا آخر عمر از کمکهاي حضرت بهره مند بود. زماني که پيامبر خبر مرگ ثوبيه را شنيد، آثار تألم و اندوه در چهره مبارکش نمايان شد.
سيره پيامبر در احترام نسبت به مادرش آمنه و احترام فوق العاده نسبت به وي، بهترين دليل بر عظمت مقام مادر است. هنگامي كه پيامبر ص همراه مادر جهت زيارت تربت پدرش حضرت عبدالله به سفر يثرب رفتند ، در سرزمين ابواء- نزديک مدينه- ، آمنه بيمار شد و به تدريج وضعش رو به وخامت نهاد و کم کم آثار مرگ در وي پديدار گشت. پيامبر ص در آخرين لحضات زندگي مادر، صورت خود را به صورت او گذاشت و با غم و اندوه به چهره مادر نگاه ميکرد و ميگريست.
3- سيره و گفتار اهل بيت (عليهم السلام) :
امام سجاد (عليه السلام) در باب حق مادر و عظمت و منزلت او ميفرمايند: «حق مادر بر تو اين است که بداني او تو را حمل نمود، آن گونه که هيچ کس، ديگري را حمل نميکند و از ميوه قلبش به تو داد که احدي به ديگري نميدهد؛ تو را با جميع اعضا و جوارحش در آغوش گرفت و ... و خواب را به خاطر تو ترک نمود و تو را از سرما و گرما محافظت نمود و تو در برابر اين همه خدمت، کجا ميتواني شکر گزار او باشي، مگر به کمک و ياري و توفيق پروردگار».
اين کلام امام سجاد (ع) نشان دهنده عظمت و بزرگي مقام مادر است. چرا که حضرت با بيان اين نکته که فرزند بدون استعانت و کمک از خداي متعال قادر به اداي حقوق مادر نخواهد بود، در حقيقت خواسته به نوعي رفعت مقام مادر را براي فرزند تبيين کند و آنان را در خدمت کردن به مادر ترغيب نمايد.
چرا كه مادر، فرزند را به مراتب بيش از جانش دوست ميدارد و تمام مشکلات را به جان ميخرد تا او در آسايش باشد. طبيعي است که اين همه عشق و علاقه به فرزند و تحمل سختيهاي فراوان براي تربيت فرزند حق بزرگي به عهده فرزند ميگذارد که ميبايست در جهت اداي آن تلاش کرد. از اين جاست که خداوند مي فر مايد : «فلا تقل لهما اف ؛ در برابر آنها (پدر و مادر) اف مگو».
جايگاه مادر در اديان الهي به ويژه دين مقدس اسلام بيان شد. مقام مادر در بينش ديني مقامي است رفيع که در آيات قرآن هم رديف اطاعت و عبادت خدا ذکر شده است. بر اين اساس بر فرزندان و همه نسل جوان لازم است که به اين امر مهم توجه کنند و تا آن جا که ميتوانند به مادر احترام بگذارند و به او خدمت نمايند. به خصوص در دوران پيري كه نياز به كمك بيشتري دارند ، وظيفه عقلي و ديني فرزندان است که به والدين در هر شرايطي ياري رسانند.
نیکی به پدر و مادر آثار زیادی دارد از جمله:
1- نیکی متقابل فرزندان:امام صادق علیه السلام میفرمایند: »برّوا ءابائکم یبرّکم ابناءکم«، یعنی به پدر و مادرتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند«.
2- طول عمر: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »من بَرّ الوالدین زاد اللَّه فی عمره«.
3- آسانی سکرات موت: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »من احب أن یخفف اللَّه عنه سکرات الموت فلیکن بوالدیه باراً«، یعنی هر کس دوست دارد خداوند سکرات موت را برای او آسان گرداند پس به پدر و مادرش نیکی کند«.
شهید اول(قدس اللَّه) در کتاب »قواعد« بعضی از حقوق پدر و مادر را چنین بر می شمارد:
1- سفر مباح و حتی سفر مستحب بدون اجازه (پدر و مادر) حرام است.
2- فرمانبرداری ایشان در هر کاری اگر چه در امر مشکوک و مشتبه (البته اگر منجر به معصیت خدا نشود) واجب است.
3- اگر وقت نماز فرا رسیده باشد و(پدر و مادر) انجام کاری را از فرزند بخواهند باید نمازش را به تأخیر اندازد.
4- اختیار منع فرزند از جهاد کفائی را دارند. رسول خداe در این باره فرمودند: »لا ینبغی للرجل أن یخرج الی الجهاد و له أب أو ام الا باذنهما«. همچنین نفقه پدر و مادر در صورت عدم استطاعت مالی بر عهده فرزند است و این نفقه با فضیلتترین انفاقها در راه خداست. چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »هل تعلمون ای نفقة فی سبیل اللَّه افضل؟ قالوا: اللَّه و رسوله اعلم. قال: نفقة الولد علی الوالدین«.
امیر المؤمنین علی علیه السلام میفرماید: »من العقوق اضاعة الحقوق«،یعنی ضایع کردن حقوق از جمله عقوق است.
محقق خوانساری در شرح این حدیث میگویند: »مراد این است که عقوق پدر و مادر فقط این نیست که کسی با ایشان بدرفتاری کند و ایشان را آزار دهد، بلکه بجا نیاوردن حقوق ایشان از تعظیم و تکریم و فرمانبرداری و مانند آن نیز از جمله عقوق به شمار میرود و وزر و وبال دارد«.همانطور که میدانیم عاق مادر شدن، حرام است چنانکه پیامبر eفرمودند: »ان اللَّه حرم علیکم عقوق الامهات«. آیت اللَّه جوادی آملی میگویند: »عقوق پدر و مادر جزء معاصی کبیره است. عاق زن و فرزند شدن حرام نیست بلکه عاق پدر و مادر حرام است.« بنابراین ما باید از عواملی که عقوق والدین را در پی دارد بپرهیزیم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: »ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق« یعنی: »بترسید از اینکه عاق پدر ومادر و مغضوب آنها شوید زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام میرسد، ولی هیچگاه به کسانی که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهدرسید«.
یکی از عواملی که عقوق والدین را در پی دارد، نگاه تند و غضبناک به پدر و مادر است. چنانکه امام صادق علیه السلام میفرماید: »من العقوق أن ینظر الرجل الی ابویه یَحِدّ الیهما النظر«.حتی اگر پدر و مادر نسبت به فرزند ظلم کرده باشند باز فرزند حق ندارد با نگاه بغض آلود و غضبناک بدانها بنگرد. یکی از آثار این عمل عدم قبولی نماز است چنانکه در حدیث آمده است: »من نظر الی والدیه نظر ماقت و هما ظالمان له لم تقبل له صلاة«.
همچنین باید بدانیم که ممکن است فردی در زمان حیات پدر و مادر مورد رضای آنها باشد ولی بعد از مرگ آنها به خاطر عدم برآوردن حقوق آنها مثل اد نکردن قرضهای آنان و... مورد عاق ایشان قرار گیرد. عکس این مطلب نیز ممکن است، یعنی چه بسا افرادی در دنیا مورد عاق پدر و مادر قرار گیرند ولی بعد از مرگ آنها، به سبب ادای حقوق آنان - مثل اداء قرض و انجام خیرات و مبرات برای آنها و... مورد رضای پدر و مادر قرار گیرد.
از مطالبی که گفته شد این نتیجه به دست میآید که حقوق والدین خصوصاً حقوق مادر از جمله حقوق واجبی است که بر عهده هر فرد است و در آیات و روایات نیز بسیار بر آن تأکید شده است.
به نام دوستدار خوبی ها