سلام

سالروز شهادت امام موسی کاظم ع بر شیعیان آن حضرت تسلیت باد

رُوِیَ أَنَ رَسُولَ اللَهِ ص قَالَ:

 لا یَکمُلُ المُؤمِنُ إِیمَانُهُ حَتَى یَحتَوِیَ عَلَى مِائَةٍ وَ ثَلَاثِ خِصَالٍ فِعلٍ وَ عَمَلٍ وَ نِیَةٍ وَ ظَاهِرٍ وَ بَاطِنٍ

 فَقَالَ أَمِیرُ المُؤمِنِینَ ع یا رَسُولَ اللَهِ مَا یَکُونُ المِائَةُ وَ ثَلَاثُ خِصَالٍ فَقَالَ یَا عَلِیُ مِن صِفَاتِ المُؤمِنِ أَن یَکُونَ

از رسول خدا ص روایت شده که فرمودند ایمان مومن کامل نمی شود تا اینکه دارای 103 خصلت در فعل و عمل و نیت و باطن و ظاهر گردد آنگاه امیرالمونین ع فرمودند یا رسول الله آن 103 خصلت کدامند ؟ فرمودند یا علی از جمله صفات مومن اینست که:

جَوَالَ الفِکرِ- جَوهَرِیَ الذِکرِ- کَثِیراً عِلمُهُ -عَظِیماً حِلمُهُ-

اندیشه اش بسیار متحرک و پویاست –ذاتا متذکر و به یاد خداست –علم و دانشش فراوان –بردباریش بزرگ

 جَمِیلَ المُنَازَعَةِ- کَرِیمَ المُرَاجَعَةِ- أَوسَعَ النَاسِ صَدراً- وَ أَذَلَهُم نَفساً

خوش برخورد در کشمکش –بزرگوار در بازگشت و پذیرش –سعه صدرش از همه بیشتر –و نفسش از همه خاکسارتر است

 ضِحکُهُ تَبَسُماً- وَ اجتماعه تَعَلُماً- مُذَکِرَ الغَافِلِ- مُعَلِمَ الجَاهِلِ

خنده اش تبسم –گرده هماییش برای تعلم و یادگیری –تذکر دهنده به غافل- و آموزنده جاهل است

لَا یُؤذِی مَن یُؤذِیهِ _وَ لَا یَخُوضُ فِیمَا لَا یَعنِیهِ_ وَ لَا یَشمَتُ بِمُصِیبَةٍ

به کسی که آزارش می کند آزاری نمی رساند –و در آنچه به دردش نمی خورد وارد نشود و هیچ  کس را به مصیبتی سرزنش و شماتت نمی کند

 وَ لَا یَذکُرُ أَحَداً بِغِیبَةٍ- بَرِیئاً مِنَ المُحَرَمَاتِ- وَاقِفاً عِندَ الشُبُهَاتِ

و هیچ کس را با غیبت یاد نمی کند –از کارهای حرام بیزار است –و در موارد شبهه قدم بر نمی دارد

کَثِیرَ العَطَاءِ- قَلِیلَ الأَذَى- عَوناً لِلغَرِیبِ -وَ أَباً لِلیَتِیمِ

بخشش فراوان –آزارش بسیار کم –برای غریب و ناآشنا یاور –و برای یتیم پدر است

بُشرُهُ فِی وَجهِهِ- وَ حُزنُهُ فِی قَلبِهِ- مُستَبشِراً بِفَقرِهِ

شادابی و خرمی اش در چهره –و حزن و اندوهش در دل –و به نیاز خود (به خدا )خرسند است

 أَحلَى مِنَ الشَهدِ- وَ أَصلَدَ مِنَ الصَلدِ- لَا یَکشِفُ سِراً- وَ لَا یَهتِکُ سِتراً

شیرین تر از عسل- و سخت تر از سنگ است –و هیچ رازی را فاش نسازد –و هیچ پرده ای را ندرد

 لَطِیفَ الحَرَکَاتِ- حُلوَ المُشَاهَدَةِ -کَثِیرَ العِبَادَةِ- حَسَنَ الوَقَارِ

حرکاتش لطیف- دیدارش شیرین-عبادتش بسیار –و قارش نیکو

  لَیِنَ الجَانِبِ- طَوِیلَ الصَمتِ- حَلِیماً إِذَا جُهِلَ عَلَیهِ

برخوردش نرم –سکوتش طولانی است –اگر درباره او به نادانی رفتار شود حلیم و بردبار است

 صَبُوراً عَلَى مَن أَسَاءَ إِلَیهِ- یُجِلُ الکَبِیرَ وَ یَرحَمُ الصَغِیر

برکسی که به او بدی کرده است شکیبا است –بزرگتر را گرامی داشته و به کوچکتر رحم می کند

َ أَمِیناً عَلَى الأَمَانَاتِ- بَعِیداً مِنَ الخِیَانَاتِ- إِلفُهُ التُقَى وَ حِلفُهُ الحَیَاءُ

بر امانتها امین- و از خیانتها به دور است –همدم او تقوا و هم پیمان او شرم و حیاست

 کَثِیرَ الحَذرِ- قَلِیلَ الزَلَلِ- حَرَکَاتُهُ أَدَبٌ -وَ کَلَامُهُ عَجِیبٌ

پرهیزش بسیار –و لغزشش کم حرکاتش مودبانه –و گفتارش مایه شگفتی است

مُقِیلَ العَثرَةِ- وَ لَا یَتَبِعُ العَورَةَ- وَقُوراً صَبُوراً- رَضِیاً- شَکُوراً

از خطا و لغزش در می گذرد –و در پی عیوب دیگران نمی رود –با وقار –صبور –خشنود و راضی –سپاسگذار

 قَلِیلَ الکَلَامِ- صَدُوقَ اللِسَانِ- بَر-اً مَصُوناً

کم حرف –راست گفتار –نیکوکار-مصون –و محفوظ

حَلِیماً- رَفِیقاً- عَفِیفاً –شَرِیفاً- لَا لَعَانٌ وَ لَا کَذَابٌ

 بردبار-رفیق و سازگار-پاکدامن –با شرافت است لعن کننده و دروغگو نیست

 وَ لَا مُغتَابٌ- وَ لَا سَبَابٌ- وَ لَا حَسُودٌ- وَ لَا بَخِیلٌ- هَشَاشاً بَشَاشاً

غیبت کننده نیست –دشنام نمی دهد نه حسود است و نه بخیل –گشاده رو وشاداب است

 لَا حَسَاسٌ وَ لَا جَسَاسٌ -یَطلُبُ مِنَ الأُمُورِ أَعلَاهَا- وَ مِنَ الأَخلَاقِ أَسنَاهَا

نه ظریف و حساس است –و نه کنجکاو و جاسوس –از کارها عالیترین را طلب می کند –و از اخلاق برجسته ترین را

 مَشمُولًا بِحِفظِ اللَهِ -مُؤَیَداً بِتَوفِیقِ اللَهِ- ذَا قُوَةٍ فِی لِین

حفظ خدا شامل حال اوست –به توفیق الهی یاری شده است –ودر عین نرمش قوی است

ٍ وَ عَزمَةٍ فِی یَقِینٍ -لَا یَحِیفُ عَلَى مَن یُبغِضُ- وَ لَا یَأثَمُ فِی مَن یُحِبُ

 و تصمیمش همراه با یقین –با کسی که دشمن باشد ستم نمی کند –و درباره کسی که دوستش دارد به گناه نمی افتد

صَبُورٌ فِی الشَدَائِدِ- لَا یَجُورُ وَ لَا یَعتَدِی- وَ لَا یَأتِی بِمَا یَشتَهِی

در سختیها بسیار شکیباست –نه ستم میکند و نه تجاوز –و هر چه دلش خواست انجام ندهد

 الفَقرُ شِعَارُهُ- وَ الصَبرُ دِثَارُهُ -قَلِیلَ المَئُونَةِ- کَثِیرَ المَعُونَةِ

جامه زیرینش نیاز (به خدا) - و جامه زبرینش صیر و مقاومت –هزینه و زحمتش اندک –کمک و یاریش بسیار

 کَثِیرَ الصِیَامِ -طَوِیلَ القِیَامِ- قَلِیلَ المَنَامِ- قَلبُهُ تَقِیٌ- وَ عِلمُهُ زَکِیٌ

روزه داری او بسیار –قیام و عبادتش طولانی –خوابش کم –قلبش پرهیزگار و علم و دانشش پاکیزه است

 إِذَا قَدَرَ عَفَا -وَ إِذَا وَعَدَ وَفَى- یَصُومُ رَغباً -وَ یُصَلِی رَهباً

هنگامیکه قدرت یابد عفو نماید –و هنگامیکه وعده دهد وفا نماید –با میل و رغبت روزه می گیرد –و با ترس و خوف نماز می خواند

 وَ یُحسِنُ فِی عَمَلِهِ کَأَنَهُ نَاظِرٌ إِلَیهِ -غَضَ الطَرفِ- سَخِیَ الکَفِ

چنان نیکو عمل می کند که گویا او را می بینند –دیده اش (از ناروا ) فرو بسته –دستش باسخاوت است

لَا یَرُدُ سَائِلًا -وَ لَا یَبخَلُ بِنَائِلٍ- مُتَوَاصِلًا إِلَى الإِخوَانِ- مُتَرَادِفاً إِلَى الإِحسَانِ

در خواست کننده ای را رد نکند –و نسبت به دستاورد دیگران بخل نورزد –با برادران ارتباط و پیوستگی دارد –در نیکو کاری پیاپی اقدام کند

 یَزِنُ کَلَامَهُ وَ یُخرِسُ لِسَانَهُ- لَا یَغرَقُ فِی بُغضِهِ- وَ لَا یَهلِکُ فِی حُبِهِ

سنجیده سخن می گوید و زبانش را می بندد - در خشم و دشمنی غرق نشود – و در دوستیش هلاک نگردد

 لَا یَقبَلُ البَاطِلَ مِن صَدِیقِهِ وَ لَا یَرُدُ الحَقَ مِن عَدُوِهِ- وَ لَا یَتَعَلَمُ إِلَا لِیَعلَمَ وَ لَا یَعلَمُ إِلَا لِیَعمَلَ

باطل را از دوستش نمی پذیرد و در مقابله با دشمن حق را پایمال نمی کند –دانش را نمی آموزد مگر برای دانستن و آگاهی و نمی آموزد مگر برای عمل

 قَلِیلًا حِقدُهُ- کَثِیراً شُکرُهُ- یَطلُبُ النَهَارَ مَعِیشَتَهُ- وَ یَبکِی اللَیلَ عَلَى خَطِیئَتِهِ

کینه اش اندک –شکر و سپاس بسیار –در روز به جستجوی معاش میپردازد و در شب برخطا و گناهش گریه می کند  

إِن سَلَکَ مَعَ أَهلِ الدُنیَا کَانَ أَکیَسَهُم وَ إِن سَلَکَ مَعَ أَهلِ الآخِرَةِ کَانَ أَورَعَهُم

اگر با اهل دنیا همراه شود زیرکترین آنهاست و اگر با اهل آخرت همراه باشد پارسا ترین آنهاست

 لَا یَرضَى فِی کَسبِهِ بِشُبهَةٍ- وَ لَا یَعمَلُ فِی دِینِهِ بِرُخصَةٍ

در کسب خویش موارد شبهه را نمی پسندد –و در عمل به دینش دنبال عذر و رخصتی نمی رود

 یَعطِفُ عَلَى أَخِیهِ بِزَلَتِهِ- وَ یَرضَى مَا مَضَى مِن قَدِیمِ صُحبَتِهِ  

با خطا و لغزش برادر دینیش به عطوفت رفتار نماید –و حق دوستی دیرینه را مراعات می کند

منبع :بحار الانوار -جلد 67-ص210